
وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا * * * شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده. * * * بدون کشته شدن سرنوشت بیهوده است / شهید اگر نتوان شد بهشت بیهوده است
*از فریادهای شوهرم به ستوه آمدم
این زن در حضور قاضی با بیان اینکه از فریادهای شوهرم به ستوه آمدم، اظهار داشت: شوهرم حتی صحبتهای معمولیاش را با صدای بلند انجام میدهد و من طی 8 سال زندگی مشترک آنقدر رفتارهای او را تحمل کردم که تمام اقوام در تعجب هستند و میگویند اگر جای من بودند همان روز اول از او جدا میشدند.
وی ادامه داد: گاهی شوهرم از روی لجبازی حاضر نیست حتی جلوی مهمانهایی که به خانهمان میآیند، رفتارش را کنترل کند و برای صدا کردن من نیز از فریاد استفاده میکند.
*طلاق میخواهم
زن بار دیگر در برابر قاضی با بیان اینکه طلاق میخواهم و شوهرم باید مرا درک کرده و از من جدا شود، گفت: هنرمند بودم که تا کنون رفتارها و صدای بلند شوهرم را تحمل کردم ولی از امروز دیگر نمیتوانم دقیقهای در کنارش به زندگی ادامه دهم.
قاضی این شعبه به دلیل عدم حضور مرد و نبود مدارک لازم برای درخواست طلاق، حکمی صادر نکرد و جلسه را خاتمه داد.