کد خبر: ۵۴۲۹۵۸
زمان انتشار: ۱۴:۳۱     ۲۰ بهمن ۱۴۰۳
فیلمی سرشار از زندگی
فیلم «زیبا صدایم کن» در عین حالی که یک فیلم اجتماعی است و به موضوعاتی تلخی همچون طلاق، فروپاشی خانواده، کودکان بی‌سرپرست، مشکلات معیشتی و... می‌پردازد اما نمی‌خواهد با سیاه‌نمایی، خود را در آغوش سینمای روشنفکری بیاندازد و می‌توان گفت در نهایت شاهد یک فیلم اخلاق‌مدار و با حس و حال خوب روی پرده سینما بودیم.

به گزارش پایگاه خبری 598، فیلم «زیبا صدایم کن» در عین حالی که یک فیلم اجتماعی است و به موضوعاتی تلخی همچون طلاق، فروپاشی خانواده، کودکان بی‌سرپرست، مشکلات معیشتی و... می‌پردازد اما نمی‌خواهد با سیاه‌نمایی، خود را در آغوش سینمای روشنفکری بیاندازد و می‌توان گفت در نهایت شاهد یک فیلم اخلاق‌مدار و با حس و حال خوب روی پرده سینما بودیم. فیلمساز در عین حالی که مانند آثار قبلی خودش، دغدغه اجتماعی دارد اما شرافت و نجابت را به روح فیلم دمیده است.

فیلم از لحاظ داستان‌پردازی و کشش داستانی دچار اشکالاتی است. گره‌های داخل داستان کم جان و کم رمق است و نمی‌تواند با کشش و جذابیت داستان، مخاطب را بر صندلی سینما میخ‌کوب کند. چالش‌هایی که داخل داستان بوجود می‌آیند، خط سیر واحدی ندارند که توالی حوادث تعلیق داستان را عمیق‌تر کنند؛ بلکه حوادث داخل فیلم، هر کدام معماهای کوچکی هستند که در مدت زمانی اندکی حل می‌شوند و معمای دیگری جایگزین می‌شود.

شخصیت خسرو در فیلم یک بیمار روانی است که برای یک روز از تیمارستان فرار می‌کند تا در روز تولد دخترش زیبا، کنار او باشد. با اینکه مخاطب در سراسر فیلم توقع دارد که رفتارهای غیرمنطقی از خسرو سر بزند اما تا پایان فیلم این اتفاق نمی‌افتد. در واقع چیزی که در داستان غیرمنطقی جلوه می‌کند جامعه و محیطی است که خسرو با آن روبرو می‌شود و نه خود خسرو.

کارگردان در«زیبا صدایم کن» مخاطب را به عمق احساسات و روابط زیبا و پدرش می‌برد؛ به همین دلیل مخاطب می‌تواند شخصیت‌های فیلم را باور کند و خود را در موقعیت آنها ببیند. پدر داستان با اینکه گذشته سخت و مشقت‌باری را پشت سر گذاشته و دچار اختلالاتی است اما در طول فیلم یک پدر شریف و سربلند است؛ حتی می‌توان گفت خسرو در آخر داستان تبدیل به یک پدر قهرمان می‌شود.

در مجموع فیلم «زیبا صدایم کن» سرشار از زندگی است. آن هم نه یک زندگی معمولی؛ زندگی که در پی رنج، مشقت، فلاکت و پست و بلندی‌های روزگار به دست می‌آید. مانند الماسی که از دل لجنزاری پیدا شود. مرزبندی «زیبا صدایم کن» با فیلم‌های که با ادعای سینمای اجتماعی، فلاکت را قاب می‌گیرند همین‌جاست. سینمای اجتماعی واقعی از دل زجرو فلاکت به جوهره حیات و زندگی می‌رسد. اما سینمای فلاکت نمی‌خواهد و نمی‌تواند از حصار زجر و بدبختی رها شود و در آسمان زندگی تنفس کند.

منبع : رجانیوز
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها