به گزارش پایگاه 598، بعد از برجام و با عدم عادی شدن روابط بانکی خارجی، خصوصاً پرهیز بانکهای
بزرگ خارجی از همکاری با ایران، دولت به اشتباه، قرار داشتن ایران در لیست
سیاه گروه ویژه اقدام مالی FATF را بهعنوان مانع اصلی شناسایی کرد و برای
خارج شدن از این لیست وارد مذاکره با FATF شد.
FATF برنامه اقدام ایران را تنظیم و ارایه کرد و از ایران خواست تا تعهد
سطح بالای سیاسی خود را برای اجرای کامل آن ارایه دهد. طیبنیا وزیر وقت
اقتصاد و رئیس شورایعالی مبارزه با پولشویی از طرف دولت ایران برای اجرای
برنامه اقدام این نهاد بینالدولی مطابق با قانون اساسی تعهد داد.
FATF تعهد سطح بالای سیاسی ایران را پذیرفت و در خرداد ماه 1395 در نشست
بوسان، FATF تصمیم گرفت ایران را از حالت کانتر مژر تعلیق کرده و اقدامات
ایران برای اجرای کامل برنامه اقدام را رصد کند.
بهانهی جدید جریان غربگرا در کشور بعد از برجام، با FATF بدست آمد و از آن
به بعد کار این گروه تبلیغ برای ضرورت پیوستن به FATF شد؛ جریان روانی
درحالی حمایت از FATF را در دستور کار قرار داد که اصرار داشت راه نجات
کشور از غرب می گذرد و اگر ارتباطی با خارجی ها نداشته باشیم نمی توانیم
قدم از قدم برداریم. فرایند بررسی ورود به FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام
چند ماه طول کشید و در نهایت هم به دلیل مخالف اکثریتی تصویب نشد.
عدم تصویب FATF در مجمع، و پایان مهلت ایران برای پیوستن به FATF در کنار
انتخابات امسال، بهانه ای جدید شده تا دولتِ حاشیه ها و طیف همراهش، دوگانه
ی جدیدی ساخته و چند صباحی نیز کشور را درگیر این دوگانهی ساختگی خود
کنند.
بعبارت دیگر بعد از ماهها کشمکش بر سر FATF و تبلیغات ریز و درشت جریان
غربگرا (و یا جریانی که دستکم معتقد به اینکه راه حل مشکلات اقتصادی از
غرب می گذرد) مبنی بر اینکه با FATF بخش مهمی از مشکلات فعلی اقتصاد کشور
حل می شود؛ حالا ترفند دیگری برای عملیات روانی پیش روی این گروه فکری قرار
گرفته است.
جریان غربگرا اینبار تلاش دارد تا عملیات روانی خود را بر روی یک گزاره
سلبی قرار دهد؛ این جریان بخوبی از مزایای "نداشتهی" FATF آگاه است و تلاش
دارد عملیات روانی خود را با ایجاد ترس در جامعه مدیریت کند؛ اینبار به
مانند تجربه برجام، مدافعان FATF موجی را راه انداخته اند و به مردم می
گویند اگر FATF نباشد خسارتزاست و آنها که مخالف پیوستن به آن هستند باید
در قبال آن پاسخگو باشند.
تاکتیک جذاب و البته تکراری جریان غربگرا درحالی مجدداً در دستور کار قرار
گرفته است که انتخابات مجلس پیش روست و این دوقطبی کاربردی می تواند
دستاوردهایی را برای این جریان در انتخابات امسال داشته باشد.
و از قضا مهمترین دغدغهی آنها هم همین است که برای انتخابات آوردهای از
قبل ساخته شده داشته باشند؛ ولی باید توجه داشت که مهمترین خباثت و خیانت
به منافع ملی هم همینجاست که برای تبلیغات انتخاباتی، منافع ملی را دستمایه
ی فریب قرار دادند.
هرچند این جریان روی ناشیگری بخشی از منتقدانش حساب ویژه باز کرده و
میداند که آنها هم احتمالا به این دوقطبی کمک خواهند کرد تا دوگانهی
تعامل-انزوا شکل بگیرد، اما حتماً این جریان میداند که برای پیشبرد این
هدف انتخاباتیاش و پیچیدن یک مسئلهی مربوط به امنیت و منافع ملی در زرورق
رقابتهای ناسالم انتخاباتی، محدودیتها و مشکلات سنگینی دارد که رقیب او
به راحتی میتواند با اتکا به آنها ماهیت این عملیات روانی را برملا کند.
مثلاً کافی است به جای واکنشهای غریزی و تند به آقایان، صرفاً از آنها
خواسته شود آقایان روحانی، جهانگیری، ظریف، همتی، دژپسند و حالا آقای
ربیعی، متن مکتوبی امضاء کنند و تعهد بدهند که اگر پیوستن به FATF مشکلاتی
در حوزه امنیت اطلاعات و یا محدودیتهای بانکی و ... برای کشور ایجاد کرد و
یا موجب تکمیل استراتژی آمریکا علیه ایران و مقاومت شد این آقایان رسماً
عواقب قضائی و حقوقی آن را بپذیرند.
بهتر است در این میان برای اثبات صداقت آقایان جزای چنین اهمالی هم به صورت
شفاف در این تعهدنامه درج شود تا این دوستان تصور نکنند که میتوانند
همچون 6 سال گذشته با تصورات و محاسبات غیرواقعبینانه و راهبردهای
سادهانگارانه هرنوع خسارتی را متوجه کشور بکنند اما در نهایت به جای آنکه
پاسخگو شوند، در جایگاه مدعی هم قرار بگیرد.
موضوع مهم دیگری که سابقه ی ادعای جریان غربگراست و مدت زیادی از آنهم
نگذشته، ادعاهای آقایان در حوزه برجام بود؛ حتماً مرور تاریخ می تواند به
کمک حافظهی میان مدت مردم بیاید تا سنجشی بر صداقت مدعیان باشد.
مدعیان بروز هزینه های سنگین در صورت عدم پذیرش FATF در 6 سال گذشته سازشان
را روی برجام و ضرورت امضای آن کوک کرده بودند و کارشان به جایی رسیده بود
که حتی آب خوردن مردم را به برجام گره زدند.
بعد از آنکه مقدمات پذیرش برجام را طی کردند این شعار را سر دادند که اگر
یک روز تأخیر در اجرای برجام داشته باشیم خسارت میلیونی به کشور تحمیل کرده
ایم؛ این شعارهایشان زمانی سرداده می شد که دلسوزان تاکید میکردند باید
با بررسی دقیق برجام، راه را بر سوءاستفاده آمریکا و اروپا بست، ولی آنها
جامعه را شرطی کرده بودند که حتی یک روز هم نباید تاخیر شود و اگر تعلل
کنیم هر روز فلان میلیون دلار ضرر می کنیم!
ماحصل این شعارها و تهدیدهای پیاپی برای تصویب برجام این شد که 6 سال تمام
کشور را سرکار گذاشتند و در نهایت هم بعد از 6 سال آنچه نصیب کشورمان شد
همان "تقریباً هیچ" معروف شد.
البته ای کاش عایدی مان از برجام "تقریباً هیچ" می شد! ولی حقیقت این است
که پس از اجرای برجام نه تنها از آن وعده و وعیدهای خیالی خبری نشد، بلکه
برجام به سکویی تبدیل شد که شدیدترین تحریمهای تاریخ علیه ایران به اذعان
ترامپ اعمال شد، و بالاترین تهدیدهای نظامی نیز مطرح گشت!
نه تنها بعید نیست بلکه بسیار محتمل است که بعد از FATF نیز مشکلات بسیاری
برای کشور پیش آید که هشدارهای آن را بارها کارشناسان و روزنامه نگاران
مطرح کرده اند اما به نظر میرسد بازهم به هوای انتخابات وبرخی رقابتهای
ناسالم در آن، قرار است منافع ملی به پای مطامع انتخاباتی برخی گروهها و
افراد ذبح شود.
منبع:تسنیم