با جدایی ویسی، تیم استقلال خوزستان با سیروس پورموسوی فصل بعد را آغاز کرد
و چندان هم بد کار نکرد، اگرچه برخلاف سال پیشتر همه فصل پر از بحث های
مالی و مسائلی مثل اعتصاب بازیکنان و بدقولی مدیران دنبال میشد؛ استقلال
با پورموسوی در لیگ قهرمانان آسیا شرکت کرد و نتایج بدی نگرفت و حتی توانست
به دور بعد صعود کند.
در آغاز سال بعد این عبدالله ویسی بود که به تیم بازگشت و در پایان یک فصل
پایین تر از متوسط در نهایت با درخشش یونس دلفی تیم را در لیگ نگه داشت.
اما کلید سقوط استقلال خوزستان زده شده بود و قهرمان سابق لیگ در سال جدید
روزهای ناخوشایندی را پشت سر گذاشت. خبر بد و نابودکننده اما کسر امتیازی
بود که کلید سقوط تیم بود. آنها در این فصل همچنین رکورد تغییر مربی را نیز
شکستند؛ مسیری که با داریوش یزدی آغاز شد، با کریم بوستانی ادامه یافت، به
سیروس نعمتی نژاد رسید و در نهایت محمد علوی نیز نتوانست آنها را از
سیاهچاله نجات دهد.
آنها اگرچه مقابل استقلال بازی شجاعانه ای از خود به نمایش گذاشته و دو بار
موفق به جبران گل دریافتی شدند، اما در نهایت حریف تیم پر مهره و با
انگیزه فرهاد مجیدی نبودند. باخت 4-2 برای استقلال خوزستان به منزله پایان
یک داستان زیبا بود. کتابی که فصل اوجش خیلی زود به پایان رسید و خیلی زود
طوری ورق خورد که پایان تلخ و ناامیدکننده به سرعت از راه برسد.
شاید آن روز که درباره لستر فوتبال ایران مینوشتیم هرگز فکر نمیکردیم
چهار سال بعد تیم سپیدپوش خوزستانی اولین سقوط کننده یکی از دورههای بعدی
لیگ باشد. تیمی که استعدادهای مختلفی را به فوتبال ایران معرفی کرد اما
هرگز تبدیل به یک باشگاه واقعی نشد و شاید حالا مالکانش با خیالی آسوده،
دست از حمایت مالی آن نیز بردارند.
استقلال در فاصله دو هفته مانده به پایان فصل و در شرایطی که رقبایش در
مسیر سقوط سه بازی دیگر پیش رو دارند، با اختلاف امتیازی 7 به کار خود
پایان داد. پایان تلخ آبیها در آزادی رقم خورد، جایی که پیش از این چهار
فصل قبل با قهرمانیشان باعث اشک و ناامیدی پرسپولیس برانکو ایوانکوویچ شده
بودند. آیا لیگ برتر دوباره به آنها سلام خواهد داد یا در لیگ پر پیچ و خم
دسته یک به تیمهای مطرح و پشت خط مانده فجرسپاسی، ملوان، مس کرمان و...
خواهند پیوست.