به گزارش پایگاه 598 به نقل از قدس آنلاین عبد الصالح شمس اللهی/ اخلاق صنفی یکی از مباحث مطرح در علم
اخلاق است .اخلاق صنفی به مجموعه ای از بایدها و نبایدهای رفتاری اطلاق
میشود که افراد به خاطر قرار گرفتن در جایگاه خاصی باید مراعات نمایند؛ به
عنوان مثال زمانی که فردی در جایگاه یک کاسب در بازار قرار میگیرد و در
واقع جزئی از چرخه اقتصادی یک کشور میباشد، باید به تعدادی از سجایای
اخلاقی پایبند باشد که به این پایبندی، با رویکرد صنفی، اخلاق صنفی
میگویند . البته اصول اخلاقی در همه جا ثابت است اما نحوه تجلی آن در هر
موقعیتی تفاوت میکند؛ مثلا اصل توجه به کرامت انسان برای یک کارمند به این
است که در زمان مراجعه افراد به عنوان خادم مردم در راستای حل مشکلات
آنها خاضعانه تلاش نماید؛ ولی برای یک کاسب به این است که در بازار مشتری
را به عنوان یک کیسه پول که قرار است به هر نحوی از آن پولی بیرون بکشد
نبیند؛ بلکه او را انسانی با کرامت ببیند که برای رفع احتیاجی به بازار
مراجعه نموده است.
متاسفانه امروزه اخلاق صنفی در بازار اعم از معنای سنتی و مدرن آن، مثل
بازار های دیجیتال و فروشگاه های اینترنتی، مورد غفلت و در برخی موارد
تغافل قرار گرفته است؛ که این تغافل به شکل های مختلفی بروز میکند؛ به
عنوان مثال ترویج مصرف گرایی که یک عمل غیر الهی و غیر انسانی و مخالف
کرامت انسان است، از مواردعمل بر خلاف اخلاق صنفیست؛ به متون فقهی که
مراجعه میکنیم تعریف بیش از حد از کالا از موارد مکروه به شمار رفته است،
اما امروز در پیامهای بازرگانی از هر ابزاری استفاده میشود تا مردم را
متقاعد به مصرف کالاهای غیر ضروری نمایند مثلا اپراتورهای تلفن همراه با
تبلیغ بر مصرف بیش از حد از این وسیله، که فلسفه اش رفع ضرورتهاست، افراد
را انسانهای بیکاری فرض کرده است که تنها کارشان باید صحبت با تلفن
همراهشان باشد؛ آنها با گذاشتن مشوقهایی همچون مکالمههای رایگان و یا
جوایز مالی و مادی سعی در کسب سود بیشتر مینمایند و در این فرایند تنها
موضوع مغفول کرامت و ارزش انسان است. و یا بسیاری از شرکتهای تجاری در
رقابتهای اقتصادی با دروغ پردازیها و غلو در تاثیر کالاها سعی در ترویج
کالاهای خود میکنند؛ گاه این تبلیغها به حدیست که انسان فکر میکند با
تهیه این کالا بهشت موعود خدا را برای خود به ارمغان خواهد آورد .
یکی دیگر از نمونه های بی اخلاقی خارج کردن رقیب از گود به بهانه رقابت در
اقتصاد است که این نیز بر خلاف موازین اخلاقی و کرامت انسانیست؛ اینکه
انسان برای رشد خود سعی در نابودی دیگری داشته باشد نه تنها خلاف شرع است
که خلاف انسانیت است. یکی از پیشنهاداتی که در فقه به اهل تجارت شده این
است، که اگر از فروش کالایی روزی یک روز خود را به دست آوردند با تعطیل
کار اجازه دهند تا دیگر افراد کاسب، به کسب روزی بپردازند البته برخی از
این حرفها به خاطر شرایط فعلی بازار بیشتر به افسانه شبیه است اما اینها
دستورات اهل بیت(علیهم السلام) است که عمل به آنها علاوه بر سعادت اخروی،
باعث رونق و برکت کار میشود .
یکی از بازاریان مومن و قدیمی بازار تهران نقل میفرمودند: در بازار تهران
کاسب خوش نامی بود که مغازه پارچه فروشی داشت مقداری از روز که میگذشت و
کسب و کار خود را انجام میداد پارچه ای جلوی در مغازه نصب میکرد که روی آن
نوشته شده بود این مغازه فعلا فروش ندارد لطفا از مغازه روبه رو خرید
کنید! از او سوال کردیم چرا چنین میکنی، گفت مغازه روبه رو برای مردم
ناآشناست لذا از او خرید نمیکنند و او هم به امید روزی این مغازه را تاسیس
نموده است من به اندازه خودم که کسب در آمد میکنم، تعطیل میکنم، تا او
نیز نصیبی از روزی داشته باشد از ایشان سوال کردیم پس چرا مغازه را
نمیبندی و برای استراحت به منزل نمیروی؟ فرمود اگر من مغازه را ببندم
زمانی که او مشتری ندارد خسته میشود، من مینشینم تا او هم به اندازه خودش
کسب روزی کند و بعد با هم تعطیل کنیم تا حوصله اش سر نرود و خسته نشود .
این منش منش اسلام است نوع دوستی و حفظ کرامت انسان از مؤلفه های اخلاق
صنفی بازار است. متاسفانه گاه مشاهده میشود که افراد به خاطر ورشکستگی
رقیب خوشحال میشوند و آن را فرصتی برای خود میدانند؛ در حالی که در گذشته
مراسمی به اسم گلریزان رسم بود که اگر کسی ورشکست میشد بازاریان برای
نجات او از این ورشکستگی جمع میشدند و هرکس به اندازه وسع کمک مینمود تا
فرد از این معظل نجات پیدا کند .
گذاره های اخلاقی دیگری در بازار مطرح است که با مراجعه به کتابهای حدیثی و
اخلاقی میتوان به آنها دست پیدا کرد و بر کاسب صدوق لازم است برای موفقیت
در تجارت به مطالعه در این حوزه بنشیند و پای درس عالمان اخلاقی زانو بزند
تا آنگونه که گفته اند دست خدا در بین مردم گردد.