
به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی ۵۹۸- دکتر محمد مهدی بهداروند/ سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بهویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران، بر پایه راهبرد «فشار حداکثری» بنا شده بود. این سیاست که با خروج آمریکا از توافق هستهای (برجام) در سال ۲۰۱۸ به اوج خود رسید، شامل اعمال شدیدترین تحریمهای اقتصادی، تهدیدهای مکرر نظامی، تلاش برای انزوای دیپلماتیک ایران، و حمایت از ناآرامیهای داخلی بود. هدف اصلی ترامپ از این سیاست، وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای آمریکا و تغییر رفتار راهبردی کشور در منطقه بود.
تهدیدهای ترامپ علیه ایران را میتوان در چندین بُعد بررسی کرد. در حوزه اقتصادی، وی با اعمال تحریمهای سنگین، صادرات نفت ایران را به شدت کاهش داد و سیستم مالی کشور را هدف گرفت تا اقتصاد ایران را به مرز فروپاشی بکشاند. در عرصه نظامی، بارها ایران را به اقدام نظامی تهدید کرد و با ترور سپهبد قاسم سلیمانی، یکی از مهمترین فرماندهان نظامی کشور، تلاش داشت قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی را تضعیف کند. در زمینه دیپلماتیک، دولت او تلاش کرد کشورهای جهان را به کاهش روابط با ایران ترغیب کند و به ویژه اتحادیه اروپا را به خروج از برجام سوق دهد. همچنین، ترامپ از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی، جنگ روانی گستردهای را علیه ایران به راه انداخت تا فشارهای داخلی را افزایش داده و نارضایتی عمومی را تشدید کند.
یکی از دلایل مهم عدم اعتماد جمهوری اسلامی به ترامپ، سابقهی او در نقض تعهدات بینالمللی است. خروج آمریکا از برجام، که توافقی چندجانبه و مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل بود، نمونهای بارز از این بیاعتمادی است. ایران با تجربهی این خلف وعده، به این نتیجه رسید که مذاکره با دولت ترامپ بینتیجه خواهد بود، زیرا این دولت نهتنها به تعهدات خود پایبند نبود، بلکه از توافقی که به تصویب سازمان ملل رسیده بود نیز بهراحتی خارج شد. این تجربه تاریخی، جمهوری اسلامی را به سمت اتخاذ سیاستهایی مستقل از فشارهای آمریکا و تأکید بر توانمندیهای داخلی سوق داد. رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر بیاعتمادی به آمریکا تأکید کردهاند: «آنها نه به وعدههایشان پایبندند، نه انسانهای شرافتمندی هستند که بتوان با آنها مذاکره کرد» (بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۱۳۹۷/۰۳/۰۲). گول نخوریم که با مذاکره حتماً معیشت مردم خوب میشود، چراکه تجربه برجام نشان داد که آمریکا به تعهدات خود پایبند نیست و نمیتوان روی وعدههای آن حساب کرد.
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بهویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران، بر پایه راهبرد «فشار حداکثری» بنا شده بود. این سیاست که با خروج آمریکا از توافق هستهای (برجام) در سال ۲۰۱۸ به اوج خود رسید، شامل اعمال شدیدترین تحریمهای اقتصادی، تهدیدهای مکرر نظامی، تلاش برای انزوای دیپلماتیک ایران، و حمایت از ناآرامیهای داخلی بود. هدف اصلی ترامپ از این سیاست، وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای آمریکا و تغییر رفتار راهبردی کشور در منطقه بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، بارها نسبت به غیرقابل اعتماد بودن آمریکا هشدار دادهاند. ایشان در خصوص بدعهدی آمریکا در برجام فرمودهاند: «دولت آمریکا همان دولتی است که با وقاحت از برجام خارج شد، بدون اینکه کمترین احساس شرمندگی کند و امروز همان دولت از بازگشت به برجام سخن میگوید، اما به هیچ وجه نمیتوان به وعدههای آن اعتماد کرد» (بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۱۴۰۰/۰۲/۲۱). این تجربه، نشان داد که هرگونه مذاکره با دولت آمریکا بدون تضمینهای واقعی و عملی، نتیجهای جز اتلاف وقت و ضربه زدن به منافع ملی نداردتهدیدهای ترامپ علیه ایران را میتوان در چندین بُعد بررسی کرد. در حوزه اقتصادی، وی با اعمال تحریمهای سنگین، صادرات نفت ایران را به شدت کاهش داد و سیستم مالی کشور را هدف گرفت تا اقتصاد ایران را به مرز فروپاشی بکشاند. در عرصه نظامی، بارها ایران را به اقدام نظامی تهدید کرد و با ترور سپهبد قاسم سلیمانی، یکی از مهمترین فرماندهان نظامی کشور، تلاش داشت قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی را تضعیف کند. در زمینه دیپلماتیک، دولت او تلاش کرد کشورهای جهان را به کاهش روابط با ایران ترغیب کند و به ویژه اتحادیه اروپا را به خروج از برجام سوق دهد. همچنین، ترامپ از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی، جنگ روانی گستردهای را علیه ایران به راه انداخت تا فشارهای داخلی را افزایش داده و نارضایتی عمومی را تشدید کند.
اما در مقابل این تهدیدها، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ سیاستهای متقابل و راهبردهای متنوع، نهتنها از تسلیم شدن در برابر فشارهای آمریکا اجتناب کرد، بلکه با توسعه توانمندیهای داخلی و افزایش همکاریهای بینالمللی، توانست تأثیر این فشارها را تا حد زیادی کنترل کند. این مقاومت در برابر فشارهای حداکثری، نشاندهنده استقلال راهبردی ایران و قدرت بازدارندگی آن در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی بود. از همین رو، بررسی راهبردهای اتخاذ شده از سوی ایران در برابر تهدیدهای ترامپ، میتواند به عنوان الگویی برای مقابله با تهدیدهای مشابه در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
در این یادداشت، ابتدا به تحلیل تهدیدهای ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته و سپس موضع ایران در برابر این تهدیدها بررسی خواهد شد. در نهایت، راهکارها و راهبردهای پیشنهادی برای مقابله با سیاستهای مشابه در آینده ارائه خواهد شد.
۱. تحلیل تهدیدهای ترامپ
تهدیدهای ترامپ علیه ایران را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد:
تهدید به جنگ و اقدام نظامی: ترامپ بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرد، اما این تهدیدها بیشتر در راستای ایجاد فشار روانی و بازدارندگی بود.
تحریمهای اقتصادی شدید: با خروج آمریکا از برجام، ترامپ تحریمهای گستردهای را علیه ایران اعمال کرد که هدف اصلی آن فروپاشی اقتصاد ایران و افزایش نارضایتی داخلی بود.
فشار دیپلماتیک و منزویسازی ایران: واشنگتن تلاش کرد ایران را در عرصه بینالمللی منزوی کند و کشورهای دیگر را از تعامل اقتصادی و سیاسی با ایران بازدارد.
حمایت از ناآرامیهای داخلی: آمریکا با حمایت از برخی گروههای مخالف و تقویت فضای رسانهای علیه ایران، تلاش کرد نارضایتی داخلی را افزایش دهد.
۲. موضع جمهوری اسلامی در برابر تهدیدها
موضع ایران در برابر این تهدیدها بر چند اصل کلیدی استوار بود:
عدم تسلیم در برابر فشارها: ایران با تأکید بر استقلال خود، هرگونه مذاکره تحت فشار را رد کرد و نشان داد که سیاست فشار حداکثری نمیتواند نتیجه مطلوب آمریکا را به همراه داشته باشد.
تقویت قدرت بازدارندگی: افزایش توان نظامی و دفاعی، از جمله توسعه موشکی و تقویت نیروی دریایی، یکی از راهکارهای ایران در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا بود.
دیپلماسی فعال و تعامل با کشورهای همسو: ایران با گسترش روابط دیپلماتیک خود با کشورهای شرق آسیا، روسیه، چین و برخی کشورهای اروپایی، تلاش کرد تحریمها را دور بزند و از انزوای بینالمللی خارج شود.
اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به دلار: ایران سیاستهایی را برای تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی به اقتصاد جهانی غرب اتخاذ کرد تا تأثیر تحریمها را کاهش دهد.
جنگ نرم و تقویت رسانهای: مقابله با جنگ روانی دشمن از طریق رسانههای داخلی و بینالمللی و نشان دادن شکست سیاستهای آمریکا یکی از اقدامات ایران در این زمینه بود.
۳. راهکارها و راهبردهای پیشنهادی
برای مقابله با تهدیدهای مشابه در آینده، جمهوری اسلامی ایران میتواند راهبردهای زیر را اتخاذ کند:
الف) راهبردهای سیاسی و دیپلماتیک
تقویت دیپلماسی چندجانبهگرا: ایران باید همکاریهای خود را با سازمانهای بینالمللی و کشورهای مستقل افزایش دهد تا حمایت بینالمللی بیشتری در برابر تهدیدهای آمریکا کسب کند.
گسترش روابط راهبردی با شرق: همکاری بیشتر با کشورهایی مانند چین و روسیه، به عنوان وزنههای مهم در نظام بینالملل، میتواند قدرت چانهزنی ایران را در برابر غرب افزایش دهد.
دیپلماسی عمومی و رسانهای فعال: استفاده از رسانههای بینالمللی برای تبیین مواضع ایران و نشان دادن چهره واقعی سیاستهای آمریکا، میتواند نقش مهمی در خنثیسازی تهدیدها داشته باشد.
ب) راهبردهای اقتصادی
توسعه اقتصاد بدون وابستگی به دلار: استفاده از ارزهای جایگزین در تجارت خارجی و تقویت همکاریهای اقتصادی با کشورهای غیرغربی.
افزایش تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات: توسعه صنایع داخلی و حمایت از شرکتهای دانشبنیان برای کاهش تأثیر تحریمها.
توسعه همکاریهای منطقهای: افزایش تبادلات تجاری با کشورهای همسایه مانند عراق، ترکیه، افغانستان و پاکستان.
ج) راهبردهای نظامی و امنیتی
تقویت قدرت بازدارندگی نظامی: توسعه سامانههای دفاعی و افزایش توان موشکی برای ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدهای نظامی.
افزایش همکاریهای امنیتی با متحدان منطقهای: همکاری با گروههای مقاومت و کشورهای همسو برای ایجاد توازن قوا در منطقه.
مقابله با جنگ نرم و تهدیدهای سایبری: سرمایهگذاری در امنیت سایبری و رسانهای برای خنثیسازی عملیات روانی دشمن.
بنابراین تهدیدهای ترامپ علیه ایران، هرچند فشارهای اقتصادی و روانی گستردهای را به همراه داشت، اما نشان داد که سیاست فشار حداکثری نمیتواند جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند. ایران با اتخاذ راهبردهای مناسب در حوزههای مختلف توانست از این مقطع عبور کند و جایگاه خود را در منطقه و جهان حفظ نماید. در آینده نیز، جمهوری اسلامی باید با تقویت این راهبردها، قدرت بازدارندگی خود را افزایش داده و در برابر هرگونه تهدید احتمالی آماده باشد.