بولتن نیوز : از حدود یک قرن پیش از
انقلاب فرهنگی، سیستم آموزشی دوگانهای، متشکل از مدارس سنتی-مذهبی و
دانشگاههای مدرن به وجود آمده بودند. منشأ تشکیل این سیستم دوگانه آموزش،
به قرن نوزدهم میلادی باز میگردد. در حالیکه زمانی مسلمانان نقش عمدهای
در پیشرفت و تکمیل علوم و انتقال آن به غرب بازی کرده بودند، در قرن نوزدهم
ورق برگشته بود و اروپای مجهز به علم و تکنولوژی، تهدیدی جدی برای ملتهای
مسلمان در حال افول بازی میکرد. این چالش نه فقط نظامی، بلکه فکری نیز
بود. مدرسههای سنتی ایران قادر به تربیت مهندسان، پزشکان و متخصصین
نظامیای که نیاز زیادی به آنها وجود داشت، نبودند.
پاسخ ایرانیان به این موضوع، تأسیس
دارالفنون بود که برای صنعتیکردن و مدرنسازی ایران تلاش میکرد.
دارالفنون اما در عین حال، سنگ بنای سیستم آموزش عالی جدیدی بهشکل مدرن و
به موازات مدارس سنتی و مذهبی را در ایران بنا نهاد. علیرغم حملات رضاشاه
به مدارس مذهبی و تلاش او برای غربی کردن، سکولار کردن و اسلام زدایی
جامعه، مدارس مذهبی، همچنان به حیات خود ادامه دادند. پس از انقلاب ایران
در سال ۱۳۵۷، انقلاب فرهنگی هدفش را اسلامیسازی دانشگاههای مدرن و از بین
بردن فاصلهٔ بین دو نظام آموزش عالی مجزا قرار داد
بازنگری در محتوای علوم انسانی یکی از
کارها در راستای بومیسازی علوم انسانی است که سیاست تغییر متون دانشگاهی
در پارهای از رشتههای علوم انسانی از آن جمله است و هدف از این کار تلاش
برای «انطباق علوم انسانی با مبانی اسلام» عنوان شده است. حقوق، مطالعات
زنان، حقوق بشر، مدیریت، مدیریت فرهنگی، مدیریت هنری، جامعهشناسی، علوم
اجتماعی، فلسفه، روانشناسی، علوم تربیتی و علوم سیاسی از جمله رشتههایی
هستند که از بازنگری در محتوای آنها خبر داده شدهاست.
غلامرضا اعوانی در این رابطه گفته است:
«میتوان به برداشتهای متفاوتی که از بومیسازی میشود اشاره کرد؛ این
مسایل، گاه این شبهه را به ذهن متبادر میسازد که منظور از آن، تعطیل کردن
علوم انسانی در مراکز علمی است و دیگر اینکه معنای بومی کردن کنار گذاشتن
کامل علوم انسانی غربی نیست و باید از افراط و تفریط دوری کرد.
در واقع دو بحث در اینجا مطرح میشود
که باید از هم تفکیک گردد؛ یکی بحث بومیسازی علوم انسانی است که به معنای
مطالعه و بررسی مقتضیات جامعه، هنجارها، ناهنجاریها، رفتارها و تطبیق علوم
انسانی بر اساس نیاز فرهنگ جامعه است که برای رسیدن به این هدف ابتدا باید
الگوی مشخصی از تحول داشته باشیم و بر اساس آن الگو پیش برویم و معنای
اسلامی علوم انسانی؛ بازتعریف تئوریهای علوم انسانی با استفاده از مبانی و
جهانبینی اسلامی است.
و از آنجا که علوم انسانی فعلی بر اساس
مبانی و تفکرات اومانیستی، سکولار و نسبیگرایی ناشی از جهانبینی غرب و
در راستای نیازهای انسان غربی طراحی شده لزوم بومیسازی علوم انسانی و
کاربردی شدن آن بیش از پیش بر همگان اثبات می شود.»
از جمله تاثیراتی که عدم انطباق علوم
انسانی با مبانی اسلام در این سالها بر جامعه روشنفکری ایران گذاشته است می
توان به ظهور و بروز نشریات به اصطلاح روشنفکری یاد کرد که بر پایه آموزه
های غربی بنا نهاده شده اند و در آنها با بهره گیری از عقاید روشنفکرانی که
دانش ایشان هم از نظریات نظریه پردازان غربی و سکولار سیراب شده و رشد و
نمو پیدا کرده، یاد کرد و به طور مثال "ماهنامه مهر نامه" یکی از این جمله
است که در سسله گزارشی سعی می کنیم تا به شخصیت افرادی که بیشتر مورد توجه
اینگونه رسانه ها قرار می گیرد و همچنین سیاست غایی آنها در تزریق افکار
غربی و وارداتی بپردازیم. به واقع اینکه این گونه نشریات بدون اینکه سعی در
بومی کردن ساختارهای وارداتی علوم انسانی با فرهنگ اسلامی و ایرانی این
مرز و بوم داشته باشند. بیشتر سعی بر آن دارند تا باتزریق تفکرات و حفظیات
برگرفته از فرهنگهای ناهمگن و نامانوس با جامعه اسلامی ایرانی به ساختن
جامعه ای بپردازند که هر گز نخواهد توانست بر پایه اندیشه های سکولار شوروی
سابق و غرب امروزی استوار گرددیده و بر اساس آن هرگز نمی توان بنایی ساخت
که توان اوج گرفتن تا ایده آل مورد نظر اشائه دهندگان ادبایت آن را داشته
باشد.
مهرنامه مجلهای در زمینه علوم انسانی
است که از اسفند ۱۳۸۸ به صورت ماهنامه در تهران منتشر میشود. مدیر مسئول
این نشریه فروزنده ادیبی است. قائم مقام مدیر مسؤول مهرنامه، مهدی شمشیریان
است.
سردبیر مهرنامه تا شماره سه محمد
قوچانی بود که در شماره چهار اسم او حذف شد و پس از آن دبیری تحریریه مجله
بر عهده رضا خجسته رحیمی قرار گرفت. او نیز از شماره ۱۰ دیگر با این نشریه
همکاری ندارد. محمد قوچانی دوباره به مهرنامه بازگشته وسردبیری این ماهنامه
را در اختیار گرفتهاست.
خط مشی مهرنامه
در این ماهنامه مقالات، گفتگوها،
یادداشت هایی در زمینه علوم انسانی منتشر میشود. تحریریه مهرنامه منظور
خود از علوم انسانی را آن بخش از دانش مدرن عنوان کرده که فرهنگ بشری را در
عصر حاضر ساخته است.
فلسفه، تاریخ، الهیات، جامعه شناسی،
اقتصاد و سیاست مضامین اصلی مهرنامه را تشکیل می دهد. با این حال موضوعات
دیگری مانند ادبیات و هنرها نیز در این ماهنامه بررسی میشود.
شخصیتها و چهره های معرفی شده
افرادی که با این نشریه همکاری داشته و
یا از مطالب و دیدگاه های آنها در صفحات شماره های مختلف <<
مهرنامه>> استفاده شده, اغلب دیدگاه های خاص و گرایشهای فکری غربی
دارند. برخی از آنها به لحاظ مواضع سیاسی سوابق قابل تاملی داشته و در
مواردی آشکارا با نقطه نظرات نظام و ارکان نظام در رابطه با علوم و ادبیات
انسانی و تطابق خود با فرهنگ ایرانی اسلامی و حقوق برگرفته از این تفکر
در جامعه اسلامی ایران مخالفت نظری دارند.
از جمله شخصیتها و چهره های معرفی شده
توسط این ماهنامه می توان به افرادی چون آصف بیات، خشایار دیهیمی، محمد
علی همایون کاتوزیان، تورج اتابکی، مهرزاد بروجردی، داریوش آشوری، ماشالله
شمس واعظین، سید جواد طباطبایی، احمد صدری، محمود صدری، سید حسین نصر، سروش
دباغ، عباس عبدی، کامران فانی، علی میرسپاسی، یوسف ابذری، حسین علی
قاضیان، بابک احمدی، داریوش شایگان، علی میرسپاسی، یوسف اباذری، حسن یوسفی
اشکوری، عباس کاظمی، احسان نراقی و پرویز پیران نام برد که در ادامه به
مختصر در باب بیوگرافی هر یک به بحث خواهیم نشست.
همچنین سعی می کنیم با نقد و بررسی
پاره ایی از مقالات منتشره در مهرنامه به نوع نوشتار مقالات، سیست گذاری و
تاثیر پذیری آن از علوم انسانی غربی و اومانیستی، روشهای القای ادبیات مورد
نظر مهرنامه به افکار بخش روشنفکر جامعه و همچنین تناقضها و ... بپردازیم.
امید است که نویسندگان و همکاران این ماهنامه را بر تابیده و گامی باشد در
جهت تفکر بیشتر و همچنین به گزینی در استفاده از نگارندگانی که تنها از
بین وابستگان و دانش آموختگان تفکرات غربی گزینش می شوند.