کشور ایران، از لحاظ «مجموعه ذخایر نفت و گاز» در جهان اول
است(1) اما وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی از گذشته موجب شکل گیری
یک "اقتصاد تک محصولی" شده است. در کشور ما، متاسفانه سالهاست که همچنان
نفت را به صورت خام صادر و درآمد حاصل از آن را نیز در "بودجه جاری" مصرف
می کنیم، این در حالی است که "اقتصاد تک محصولی" از متزلزل ترین انواع
اقتصادها است و کشورهایی با چنين پايهي اقتصادي جزو کشورهای وابسته جهان
به شمار می روند و بحران های اقتصادی همیشه تهدید کننده این گونه مدل های
اقتصادی است.
اقتصاد بدون نفت ابتکار دکتر مصدق!
بر اين
اساس، "اقتصاد بدون نفت"، اصلی ترین موضوعی است که از دهها سال قبل،
دغدغهي فکر و ذهن برخي از اقتصاددانان و مسئولان بوده است. برخي، «اقتصاد
بدون نفت» را ابتکار بزرگ مرحوم دکتر مصدق می دانند(2) برخی کارشناسان نیز
معتقدند: «بر خلاف آنچه برخي مدعيان گفتهاند دولت دكتر مصدق هيچ استراتژي
براي اقتصاد بدون نفت طراحي نكرده بود و تنها پس از تحريم خريد نفت ايران
در بازارهاي بينالمللي بود كه سخن از اقتصاد بدون نفت رانده شد.(3) به
عبارت ديگر، اقتصاد بدون نفت يك عمل انجام شده بود و نه يك استراتژي از پيش
طراحي شده. نتيجه اين "اقتصاد بدون نفت" براي مردم و دولت ملي دكتر مصدق
بسيار اسفبار بود و در واقع با دامن زدن به نارضايتيها به سقوط دولت مصدق
كمك كرد. اما شايد فراتر و مهمتر از وقايع سياسي آن سالها، تبعات
اقتصادي قانون ملي شدن صنعت نفت بود كه در هياهوي سياسي طرفداران و مخالفان
دكتر مصدق از نظرها پوشيده ماند. ملي كردن، در واقع اصطلاح ديگري براي
بيان مفهوم "دولتي كردن" است. با دولتي شدن صنعت نفت راه براي نفتيتر شدن
هر چه بيشتر اقتصاد ايران بازتر شد». (4)
مصدق نیز بعدها در خاطرات
خود می نویسد: «...چند روز بعد از ملي شدن صنعت نفت، يكي از مديران ايراني و
موثر شركت نفت بريتانيا و ايران به من گفت اگر دولت توانست يك ماه مملكت
را بدون عايدات نفت اداره كند و به كار ادامه دهد، آن وقت ميتوان گفت نفت
را ملي كرده است.»
مقام معظم رهبری در مورد وقایع آن سالها و دلايل سقوط دولت مصدق ميفرمايند:
«...
در 28 مرداد كه كاشانى منزوى و خانهنشين بود - و در واقع دولت مصدق او را
منزوى و از خود جدا كرده بود- عدم حضور او در صحنه موجب شد كه مردم نيز در
صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا كودتاچیهاى مأمور مستقيم امريكا توانستند
بيايند و بهراحتى بخشى از ارتش را به تصرف درآورند و كودتا كنند. يك مشت
اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدق را سرنگون كردند. پس از آن،
ديكتاتورىِ محمدرضاشاهى به وجود آمد كه 25 سال اين ملت زير چكمههاى
ديكتاتورى او لگد مال شد و ملى شدن صنعت نفت هم در واقع هيچ و پوچ شد؛ چون
همان نفت را به كنسرسيومى دادند كه امريكايیها طراحى آن را كردند. هرچه
دشمن خواست، همان شد؛ بهخاطر جدا شدن از روحانيت و دين. اينها عبرت است.»
(5)
حتی نگاهی گذرا به حوادث گذشته تاریخ ایران هم به خوبی نشان می
دهد، در بیش از 100 سال گذشته که طلایی سیاه به نام "نفت" وارد چرخه
اقتصادی ایران شد، به موازات آن، مشکلات و مصائبی نيز که بعضاً تا امروز هم
ادامه دارد، گریبانگیر این کشور شد. واقعیت اين است که نفت همیشه عاملی
بوده است برای دست اندازی و ظلم ستمگران و استعمارگران به این ملت مظلوم و
حوادثی همچون "اعمال نفوذ دائمی بر دولت های قاجار، به قدرت رساندن رضاخان،
اشغال خاک ایران و..." نشانههايي در اين زمينه است.
رهبر فرزانه
انقلاب در اين مورد تصريح ميكنند: «اگر این نفتی که دست کشورهای این منطقه
است، در دست اروپاییها بود و بنا بود آنها به شما مردم و مردم سایر
کشورهایی که امروز نفت تولید می کنند، بفروشند، برای هر استکانش جان شما را
می گرفتند!... امروز به خاطر خیانت بعضی از کشورهای تولید کننده نفت و
همدستیشان با دزدان غارتگر بین المللی، به جای اینکه نفت، وسیله ای در
دست کشورهای تولید کننده آن برای کسب سود یا استفاده سیاسی و اقتصادی باشد،
به عکس به عنوان وسیله ای در دست مصرف کنندگان قرار دارد!... در حقیقت نفت
در مشت آنهاست، نفت مال ماست؛ اما سیاستش در دست دیگران است! چنین سرمایه
ای مایه دردسر است».(3)
تحقیقات نشان می دهد كه "درآمد مالیاتی
کشورهای بزرگ مصرف کننده نفت" بهويژه اعضای گروه هفت از "درآمد حاصل از
صادرات نفت" 12 کشور عضو اوپک بیشتر است.
نقطه اوج نفت (peak oil)
صاحب
نظران انرژی نفت و گاز، پیش بینی می کنند که میزان تولید نفت یک حوزه نفتی
و یا یک کشور ابتدا به صورت نمایی رشد می کند و سپس به نقطه اوج خود
(peak) می رسد و بعد از آن دیگر افول می کند. کارشناسان همچنین برای آینده
جهان پیش بینی می کنند که جهان در سال های 2020 تا 2025 به نقطه اوج تولید
خود (peak oil) خواهد رسید.(6)
در واقع نقطه اوج نفت، نقطه ای غیر
قابل اجتناب است که در آن نقطه، تولید نفت جهان افزایش نخواهد یافت. برای
چند دههي آينده، تولید همگام با تقاضا رشد می کند و بعد از آن در یک جایی
تولید به نقطه اوج خود می رسد و دیگر توان پاسخگویی به تقاضا را ندارد و
موازنه بین عرضه و تقاضا به هم می خورد كه این بیشتر شدن تقاضا از عرضه،
موجب افزایش شدید قیمت نفت خواهد شد.(7)
نقش ایران در «نقطه اوج نفت»
ایران
بهعنوان کشور مستقل و در حال رشد که قرار است در افق 1404 (یعنی دقیقاً
همان سال 2025 میلادی) نقش جدی و تعیین کنندهاي بهويژه در بخشهاي
اقتصادی و سیاسی منطقه و جهان ایفا كند، در صورتی که تا آن زمان وابستگی
خود به نفت را به حداقل برساند، می تواند در زمان "نقطه اوج نفت" نیز نقش
اساسی و سرنوشت ساز داشته باشد.
به هر میزان که بتوانیم به این
فرمایش رهبری فرزانه انقلاب که می فرمایند: «لازم است به گونه ای عمل کنیم
که در هر موقعیت، هرگونه تصمیم گیری درباره میزان تولید و فروش نفت، به دست
خودمان و براساس منافع خودمان انجام شود.»(9) جامه عمل بپوشانیم به همان
میزان هم می توانیم در نقطه اوج نفت اثرگذارتر باشیم و اما این کار، توجه
جدی و همت بیش از پیش دولت، مجلس و نخبگان را می طلبد.
نخبگان با
ارائه، گسترش و پیگیری بیش از پیش این مبحث و مجلس نهم بعنوان یک مجلس تازه
نفس با بررسی کارشناسی و تصویب قوانین لازم در آینده و دولت با جدیت و پشت
کار، خصوصاً در اجرای صحیح و کامل طرح تحول اقتصادی و اصل 44 قانون اساسی و
نگاه به "نفت به عنوان یک سرمایه و نه یک درآمد"، می توانند تدریجاً به
"عدم وابستگی بودجه کشور به درآمدهای نفتی" و آمادگی هرچه بیشتر کشور
بهمنظور ایفای نقش کلیدی در آن سال ها کمک كنند. براي كاهش وابستگي بودجه
به نفت، بايد حمايت از توليد ملي به همراه افزايش بهرهوري مورد توجه جدي
قرار بگيرد كه اين موارد بهنحوي به موازات هم بايد يكديگر را تقويت و با
هم همافزايي كنند.
************
پی نوشتها:
1)کشور ایران 14درصد ذخایر نفت خام و 17 درصد ذخایر گازی جهان 15.5 درصد از "مجموع ذخایر نفت و گاز جهان" را به خود اختصاص داده است.
2) کتاب "اقتصاد بدون نفت ابتکار بزرگ دکتر مصدق"/ تالیف دکتر انورخامه ای/ انتشارات ناهید/ تهران 1375
3)
پس از ماجرای ملی شدن صنعت نفت، دولت انگلستان در سال 52-1951 به نوعی
دولت مرحوم دکتر مصدق را تحت تحریم نفتی قرار داد و با نخریدن نفت ایران و
ممانعت از صدور نفت ایران به سایر کشورها، دولت وقت ایران را تحت فشار
اقتصادی قرار داد.
4) دکتر موسی غنی نژاد دنیای اقتصاد 11/6/85
5) بيانات در اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بيدگل 20/08/80
6)
عده ای از کارشناسان هم این زمان را تا سال 2030 پیش بینی کرده اند، از
اصلی ترین دلایلی که نمی توان زمانی قطعی را برای نقطه اوج تولیدنفت (peak oil) مشخص کرد "عدم اطلاع دقیق از میزان ذخایرنفت کشورهای عضو اوپک است".
از
آنجاکه سهمیه تولید دوازده کشور عضو اوپک به نسبت میزان ذخایر آن کشورها
تقسیم می شود، بنابراين، این شائبه وجود دارد که کشورهای عضو انگیزه دارند
میزان ذخیره نفت خود را بیش از میزان واقعی اعلام كنند، اسناد منتشر شده از
سوی سایت ویکی لیکس مبنی بر اینکه عربستان در اعلام ذخایرنفتی خود 40 درصد
اغراق کرده است، شاهدی در اين زمينه است.
7) دکتر مسعود میر کاظمی وزیر سابق نفت / در گفتگو با فارس نیوز
8) به مناسبت روزکارگر و هفته معلم 11/03/1381