به گزارش سرویس اجتماعی پایگاه 598، بسیاری از منتقدان و پژوهشگران حوزههای فرهنگ، هنر و معماری اعتقاد دارند
که در عصر حاضر یک گسست عجیبی بین سنت گذشته و جریانهای شهرسازی بوجود
آمده و شاید بهترین نمونه برای این انقطاع تاریخی، برنامههای توسعه شهر
تهران باشد. تهران در وضعیت فعلیاش شهری است برای ماشینها و نه آدمها.
هرچند که وضعیت معماری و خانههای تهران بویژه در مناطق مرکز به پایین، به
هیچ عنوان خوب و مناسب زندگی انسان ایرانی مسلمان، با تمام ویژگیهای هویتی
و فرهنگیاش نیست، اما تهیه یک مسکن حتی با متراژهای پایین ۴۰ و ۵۰ متر هم
برای بسیاری از جوانان تبدیل به رویا شده است. همین مساله باعث شده تا در
تمامی روزهای سپری شده از امسال (۱۳۹۸) مسکن بدل به بحثی داغ شود.
استاد عبدالحمید نقرهکار، یکی از معماران و مدرسان شاخص معماری است که
نقدهای او به جریان حاکم شهرسازی در تهران، اهمیت خاصی دارد. او هماکنون
به عنوان عضو هیات علمی و همچنین مدیر قطب علمی معماری اسلامی در دانشکده
معماری دانشگاه علم و صنعت به تدریس و پژوهش اشتغال دارد.
نگاهی به تالیفات او اعم از «معماری آیهها: برداشتی از حکمت اسلامی در هنر
و معماری»، «انسان، طبیعت، معماری»، «تبیین معماری و شهرسازی مبتنی بر
هویت اسلامی – ایرانی»، «مجموعه مقالات از حکمت اسلامی در فرآیندهای هنری و
معماری»، «تحققپذیری هویت در معماری و شهرسازی با تاکید بر ارتقاء هویت
اسلامی - ایرانی در شهرهای جدید»، «مبانی نظری معماری» و... نشان میدهد که
مهمترین دغدغه و مساله او احیا هویت و سنت معماری ایرانی اسلامی است.
تاملات نظری او همچنین منجر به ایده «مسکن مهر» شد که متاسفانه سیاستمداران
آن را در اجرا به نقاط نامناسبی رساندند.
اگر ذرهای دین و عقل دارید از معماری و شهرسازی تهران تقلید نکنید
نقره کار درباره وضعیت معماری و شهرسازی تهران گرفت: هرکس ذرهای علم، عقل،
دین، فرهنگ و معماری و شهرسازی مطلوب را دوست دارد، باید تلاش کند تا از
معماری و شهرسازی تهران دور شود و از آن تقلید نکند. این معماری و شهرسازی
که از دهه هفتاد در تهران توسط آن شهردار محکوم شده، به وجود آمد، بزرگترین
اشتباه و بیراهه را در مسیر معماری و شهرسازی ایران رقم زد.
وی افزود: این شهردار با نفوذی که بر رئیس جمهور وقت داشت، طرح جامع و طرح
تفصیلی تهران را زیر پا گذاشت. نه تخصص معماری داشت و نه شهرسازی بلکه او
فقط قدرت داشت و جویای نام، قدرت و ثروت بود. بنابراین شروع کرد تغییر
کاربری دادن نسبت به طرح جامع قدیم. او تراکم فروشی و بدتر از آن تخلف
فروشی کرد و متاسفانه هیچکس و هیچ نهادی هم جلوی او را نگرفت.
نقره کار ادامه داد: راه اندازی کمیسیون ماده ۱۰۰ همین تخلف فروشی است. چرا
این کمیسیون بوجود آمد؟ در اوایل دهه ۷۰ متاسفانه هیچکدام از دولت مردها
تخصص نداشتند و به همین دلیل هزینههای شهر تهران را بر عهده نگرفتند و به
هر حال اداره تهران هم هزینه داشت و این هزینهها را بر عهده خود شهردار
گذاشتند. شهرداری هم که مافیای قدرت و ثروت در دستش بود گفت که خود برای
شهر تهران درآمد ایجاد میکند و به همین دلیل هم طرح جامع شعری را کنار
گذاشت و شورای عالی معماری و شهرسازی نیز اختیارات خود را به شهرداری داد.
بنابراین نهاد شهرداری خود بدل شد به سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه. در
ارتباط با طرح جامع و طرح تفصیلی و آنچه در تهران باید به وجود میآمد.
معلوم است وقتی همه چیز را به جریانی دادیم که فقط در پی قدرت و ثروت بود،
شهر ما به این سرنوشت دچار میشد.
این عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت در ادامه با اشاره به نفوذ مافیای
قدرت و ثروت در جریانهای معماری و شهرسازی ایران، گفت: تهران به بلایای
مختلفی دچار شد و متاسفانه، با الگو گرفتن از آن همه شهرهای بزرگ کشور نیز
به این بلیه دچار شدند. این جریان یک غده سرطانی است و احتیاج به جراحی
دارد. بهبود این بیماری با توصیه و اندرز عملی نیست. باید قوه قضائیه که
این روزها مشغول رسیدگی به فساد در کشور و تعذیر مفسدان است، باید به حوزه
معماری و شهرسازی هم نگاهی کرده و در آن ورود کند.
نویسنده کتاب «مبانی نظری معماری» در بخش دیگری از سخنان خود شهرسازی و
طرحهای توسعه تهران را اینگونه توصیف کرد: معماری و شهرسازی تهران یعنی
علم فروشی، قانون فروشی، حق فروشی، دین فروشی، مردم فروشی و در خدمت مافیا
بودن.
متاسفانه مسکن در تهران به این بلا دچار شده و تا مدتهای دیگر هم خلاصی از
آن امکان ندارد. اینکه اکنون جوانان ما نمیتوانند برای خود سرپناه پیدا
کنند به دلیل اجازه ندادن همین مافیای قدرت است. این مافیای فساد در
بانکها و تعاونیها و بیشتر جاهایی که در حوزه معماری و شهرسازی فعالیت
دارند، ورود پیدا کرده است. بسیاری از مسئولان نیز در طول این دههها نسبت
به این جریان انحرافی ساکت بودهاند.
ایده «مسکن مهر» از یک قاعده فقهی در آمد
بخش دیگری از این گفتوگو به ماجرای
تولد و سرنوشت ایده مسکن مهر اختصاص پیدا کرد. نقره کار در این باره گفت:
سالها پیش برای یک برنامه گفتوگویی درباره معماری و شهرسازی تهران به صدا
و سیما رفتم. مهمان دیگر این برنامه محمود احمدی نژاد بود و من را هم به
عنوان یک عنصر چهره دانشگاهی و طرف دوم گفتوگو دعوت کرده بودند.
نقره کار اضافه کرد: من در آنجا یک دستور فقهی را که از یکی از فقها شنیده
بودم، مطرح کردم و این ایده اختصاص به من نداشت. من گفتم که در اسلام زمین
مالکیت شخصی ندارد و مالکیتش برای خداست و در اختیار حکومت اسلامی قرار
گرفته. حکومت اسلامی هم به بهره برداران شهری و روستای و کشاورزی زمین
واگذار میکند تا از آن بهرهوری کنند و اگر بهره وری نکردند و زمین را
معطل خواباندند، حکومت وظیفه دارد که زمین را بازپس بگیرد و در اختیار
دیگران بگذارد. آنهایی که زمین را معطل نگه میدارند بدانند که زمین متعلق
به خدا و حکومت اسلامی است و وقتی مردم به آن نیاز دارند، باید آن را تخلیه
کرده و بازپس دهید و هرچه را که در اعیان دارید میتوانید جمع آوری کنید.
نویسنده کتاب «تبیین معماری و شهرسازی مبتنی بر هویت اسلامی – ایرانی» در
ادامه با اشاره به این نکته وجود خانههای خالی در تهران اشکال شرعی دارد و
حکومت باید به این مساله ورود پیدا کند، گفت: اکنون بیش از دو میلیون مسکن
خالی در تهران داریم. مالکان ظاهری این خانهها از نظر شرعی دچار گناهند و
حکومت وظیفه دارد این مالکیت را سلب کرده و برای استفاده به مردم بدهد.
نقره کار همچنین به ضرورت حذف قیمت زمین از سبد هزینههای مسکن اشاره کرد و
ادامه داد: من در آن برنامه مطرح کردم که اکنون مافیای زمین خوار در کشور
ایجاد شده و مسئولان باید قیمت زمین را از سبد هزینه مردم یا لااقل مردم
مستضعف بیرون بکشند. حکومت زمین را به مردم بدهد و مردم بتوانند اعیانی آن
را در اختیار داشته باشند و خود در ساخت آن بکوشند. یعنی مردم اعیانی
زمینها را خود بسازند نه اینکه پنجاه سال زحمت بکشند و پول پس انداز کنند و
در نهایت نتوانند حتی هزینه خرید زمین را فراهم کنند. این مطابق دستورات
اسلام هم هست و تفکرات مارکسیستی در آن راهی ندارد.
مدیر قطب علمی معماری اسلامی اشکالات دیگران به این طرح را اینگونه توضیح
داد: در مقابل این طرح دو سوال مطرح کردند. نخست اینکه زمین نداریم یا کم
است؟ جالب اینجاست که پاسخ این سوال را مقام معظم رهبری به مناسبتی دادند.
ایشان فرمودند که در مواردی که بر حسب ضرورت برای رفتن به جایی سوار
هلیکوپتر میشوم و از آن بالا تهران را نگاه میکنم متوجه زمینهای خالی
بسیاری میشویم، آن وقت شما چطور میگویید که زمین نیست؟ بله زمین هست، اما
آقایان میخواهند قیمت زمینهای شمال شهر تهران را که در دست عدهای از
اشراف است بالا ببرند و به همین دلیل میگویند که زمین نیست.
وی افزود: شمال به سلسله جبال البرز نگاه کنید. شرایط اقلیمی آن از منتهی
الیه شمال غربی تا منتهی الیه شمال شرقی تقریبا یکسان است. در حواشی آن این
همه زمین وجود دارد. مگر فقط زمین در تهران یا منطقه دربند است؟ در جنوب
تهران هم این همه زمین قابل بهرهبرداری وجود دارد و مسئولان فقط باید
زیرساختها را تامین کنند و به تقویت فضای عبوری بین شهری بپردازند تا مسکن
و این طرح گسترش پیدا کند. سوال و اشکال دیگر آنها این بود که مردم اکنون
ثروتشان را در خرید و مالکیت زمین گذاشتهاند و ما نمیتوانیم یک مرتبه
مردم را فقیر کرده و زمینها را بگیریم. من در پاسخ گفتم که زمینداری امروز
مانند مساله برده داری در زمان پیغمبر مکرم اسلام است. پیامبر یک سری
قوانینی وضع کردند که با عمل به آنها به تدریج برده داری از بین رفت. حالا
شما هم میتوانید برنامههایی پیشبینی کنید که به تدریج زمین از این شرایط
برده داری که پیدا کرده و انسانها را برای یک سرپناه برده خودش کرده خارج
کنید. به هر حال این پاسخها را در روزهای و مناسبتهای مختلف به مسئولان
منتقد این طرح دادم.
نقد معمارانه و فرهنگی پروژه مسکن مهر
نقره کار در بخش دیگری از این گفتوگو ایده عدم انحصار در مالکیت زمین را
یک قاعده فقهی خواند و ادامه داد: محمود احمدی نژاد آدم باهوش و زرنگی بود،
بنابراین این ایده را گرفت و آن را دنبال کرد که در نهایت تبدیل به پروژه
مسکن مهر شد. در اجرا اما این پروژه اشکالاتی داشت که برای شما عرض میکنم.
منتها بر خلاف ادعای آن وزیر خودشیفته مسکن و شهرسازی که استعفا کرد و
جایش را به وزیر فعلی داد، این پروژه «مزخرف» نبود. این وزیر نه تخصص
معماری و نه تخصص شهرسازی داشت و صرفا چند واحد عمران پاس کرده بود، اما
راجع به عالم و آدم نظریه پردازی میکرد و خود چندبار علنا به مبتذلترین
شیوه ممکن گفت که من روشنفکرم!
نویسنده کتاب «معماری آیهها» گفت: یک انسان دانشمند، یک وزیر متعادل که
نمیآید درباره یک موضوع اجتماعی و علمی از صفت «مزخرف» استفاده کند.
نمیدانم چرا مدام ادعای روشنفکری میکرد؟ خودشیفتگی او ضدیتش با علم و
اجتماع باعث شد جریانی که قابلیت اصلاح داشت، نابود شود. اشکال پروژه مسکن
مهر این بود که چون احمدی نژاد خودش عمران خوانده بود و البته او هم از
بیماری خودشیفتگی رنج میبرد، میخواست این طرح را زود مطرح کند و از قبل
آن خودش نیز مطرح شود. از ما خواست تا با عجله معیارهایی برای این طرح
بدهیم و زمانی که ما در حال تحقیق روی معیارها بودیم مدام اصرار میکرد که
سریعتر این کار را انجام بدهیم و در نهایت ما دو سه صفحه برای او نوشتیم
که مسکن مهر در حیطه اجرا باید این ویژگیها را داشته باشد.
خودشیفتگی باعث نابسامانی پروژه مسکن مهر شد
نقره کار در بخش دیگری از این گفتوگو عامل ضدفرهنگی خوشیفتگی را باعث
افتادن پروژه مسکن مهر در مسیر غلط معرفی کرد و ادامه داد: گام نخست اجرا
در مسکن مهر این بود که مکان یابی آن باید توسط تئوریهای برنامه ریزی شهری
انجام میشد و شهرسازها باید طرح جامع و تفصیلی برای آن ارائه میکردند.
در ادامه نیز باید ساختارهای زیربنایی و سرانههای خدماتیاش پیشبینی
میشد. احمدی نژاد به دلیل خودشیفتگی و عجلهاش به این مولفهها توجهی
نکرد. متاسفانه اکثر رییس جمهورها و وزرای ما این خودشیفتگی را دارند.
نویسنده کتاب «درآمدی بر هویت اسلامی در معماری» گفت: البته میشد به پروژه
سرعت هم داد اما نه به مانند برنامه احمدی نژاد. او کار را به دست
عمرانیها سپرد و آنها نیز اکثرا بسازوبفروشها بزن در رو بودند. مکان یابی
آنها در برخی نقاط اشکال داشت و برنامهریزی شهری درستی انجام نشده بود.
همچنین طرحهای جامع و تفصیلی و سرانههای خدماتی نیز برای مسکن مهر
پیشبینی نشد. صرفا یکسری آپارتمان درهم پیچیده کنار هم ساختند.
اینها نیاز به طراحی محله داشتند و همچنین سرانهها نیز طراحی مذهبی میخواست.
نقره کار همچنین به قابل اصلاح بودن اجرای این طرح اشاره کرد و گفت: احمدی
نژاد با عجلهاش کار را خراب کرد، اما با تمام اشکالات هنوز هم تا حدی
میشود این طرح را اصلاح کرد. متاسفانه وزیر راه و شهرسازی قبلی بجای کار
علمی و منطقی و البته به دلیل خودشیفتگی مفرطش گفت که این طرح مزخرف است.
یکی با اجرا خواست خود را مطرح کند و دیگری با مزخرف خواندن ایده قصد مطرح
کردن خود را داشت. وزیر پیشین این وزارتخانه در نهایت هیچ کاری هم نکرد،
لااقل کار احمدی نژاد باعث شد تا عدهای خانهدار شوند.
متاسفانه این حرکتهای غیرمنطقی، غیرعقلانی، غیرعلمی و غیرمردمی این
وزارتخانه در ۶ – ۷ سال گذشته بسیار حیرت آورد است و مسبوق به سابقه نبوده،
هرچند که یکسری کارهای مفید در حوزه راهسازی انجام شده است. به هر حال
جریان مسکن و شهرسازی در پس از انقلاب وارد یک مسیر انحرافی شده که باید
اصلاح شود.