سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸-محسن فرهمند/ عراقچی در گفتوگو با «العربی الجدید» در روزهای گذشته اظهار داشت بازگشت آمریکا به تفاهمنامه اسلامآباد شرط بازگشایی هرمز است.
نگاهی به سیر مواضع و تحولات ۷ ماه اخیر نشان می دهد در سیاست خارجی فعلی ایران، تحت مدیریت قالیباف، پزشکیان و عراقچی یک الگوی تکرارشونده شکل گرفته است؛ دولتمردان هر بار با اتکا به یک مسیر تازه، از توافق و تفاهم سخن میگوید، اما طرف آمریکایی بلافاصله یا همان توافق و مذاکره را بیاعتبار اعلام میکند یا با اقدام نظامی و فشار تازه، معنای واقعی مواضع خود را نشان میدهد. پس از آن، پاسخ نیروهای مسلح قهرمان ایران معادله را تغییر میدهد و بازار نفت نیز واکنش صعودی نشان میدهد؛ اما دوباره مواضع سیاسی وزارت خارجه، چرخه را به نقطه اول بازمیگرداند. با این حال، پزشکیان و عراقچی و قالیباف شاید برای فرار از پاسخگویی درباره فریب خوردن در تفاهم، همچنان بازگشت آمریکا به این تفاهم را در محاسبات خود وارد میکنند.
این وضعیت زمانی عجیبتر میشود که رفتار عملی آمریکا نیز دقیقاً در جهت مخالف این امید حرکت کرده است. پس از چندین موضعگیری صریح ترامپ، حملات جدید آمریکا به ایران، فشار بر زیرساختها و حوادثی نظیر جنایت جنگی هدف قرار دادن عروسی سیریک، دیگر جایی برای تفسیر خوشبینانه رفتار واشنگتن باقی نمیگذارد. با این حال، مسیر دیپلماتیک همچنان به همان نقطه بازمیگردد.
در همین چارچوب، اظهارات حدود دو ماه قبل جیدی ونس نیز قابل تأمل است؛ جایی که معاون رئیسجمهور آمریکا تفاهم را در چارچوب افزایش عرضه نفت به بازارهای جهانی و جبران کاهش ذخایر نفتی آمریکا توصیف کرد. یعنی حتی در روایت مقام آمریکایی، این تفاهم چیزی بیشتر از یک محاسبه اقتصادی و انرژی برای واشنگتن نبوده است.
در میدان اما اتفاق دیگری رخ داد. نیروهای مسلح پس از حملات جدیدآمریکا، با پاسخ سنگین موشکی به پایگاه های آمریکایی در اردن و همچنین پاسخ محکم به جنگ نفتکشها و افزایش ریسک در منطقه، قیمت نفت را بالا بردند. در عین حال پیروزیهای رعدآسای یمن و در دست گرفتن کامل کنترل باب المندب توسط یمنیها نیز به این روند کمک کرد، اما بار دیگر مواضع شیفتگان مذاکره درباره امید به مسیرهای دیپلماتیک و در معنای خاص تفاهم اسلام آباد، سیگنال متفاوتی به بازار ارسال کرد و قیمت نفت عقب نشست و برای چندمین بار چرخه تفاهم، بیاعتنایی آمریکا، حمله آمریکا، پاسخ ایران، جهش نفت و سپس موضعگیری سیاسی و بازگشت قیمت تکرار شد.
اکنون حتی پس از حملات سنگین و پیشرویهای اسرائیل در علیالطاهر و حمله به کشتی تجاری در هرمز، باز هم نشانههایی از امید به همان فریب سابق دیده میشود. تکرار این مسیر، عملاً قدرت حاصل از میدان را پیش از آنکه به دستاورد پایدار تبدیل شود، دوباره وارد همان چرخه فرسایشی میکند؛ دور باطلی که نقطه پایانش تاکنون، چیزی جز بازگشت به نقطه آغاز نبوده است.



