به گزارش سرویس بین الملل پایگاه خبری ۵۹۸، احسان میرباقری/ رئیسجمهور آمریکا در سفر به ایرلند، اینبار نه درباره تعرفه و تجارت، بلکه درباره آینده سرزمینی یک کشور دیگر اظهارنظر کرد و گفت که عاشق دیدن ایرلند متحد است و چون این اتفاق بالاخره رخ خواهد داد، چه بهتر که همین حالا اتفاق بیفتد. سخنانی که حتی لندن و متحدان سیاسی انگلیس را به واکنش واداشت و بار دیگر استاندارد دوگانه کاخ سفید را عیان کرد.
دونالد ترامپ در جریان سفر دو روزه خود به ایرلند، در دیدار با میشل مارتین، نخستوزیر این کشور، ناگهان وارد موضوعی شد که اساساً به تصمیم مردم ایرلند شمالی و چارچوبهای سیاسی میان لندن و دوبلین مربوط است. ترامپ گفت دوست دارد ایرلند متحد را ببیند و مدعی شد اتحاد ایرلند «بالاخره اتفاق خواهد افتاد» و بنابراین «ممکن است همین حالا اتفاق بیفتد.»
این اظهارات در شرایطی بیان شد که تنها دو هفته پیش، اندی برنهام، نخستوزیر انگلیس، گفته بود برگزاری همهپرسی درباره اتحاد ایرلند در شرایط کنونی روی میز نیست، چراکه اکثریت لازم برای چنین اقدامی وجود ندارد.
ترامپ اما ظاهراً برای خودش این حق را قائل است که درباره آینده مرزها و ساختار سیاسی کشورهای دیگر نسخه بپیچد. همان رویکردی که پیشتر درباره گرینلند و حتی پیوستن کانادا به آمریکا مطرح کرده بود. تفاوت فقط در این است که اینبار سخنان رئیسجمهور آمریکا در قلب اروپا و در موضوعی با سابقهای طولانی از مناقشه سیاسی و خشونت مطرح شده است.
تصمیم مردم یا علاقه ترامپ؟
واکنش لندن تقریباً بلافاصله از راه رسید. دفتر نخستوزیر انگلیس اعلام کرد موضع دولت درباره اتحاد ایرلند تغییری نکرده است. برنهام نیز پیشتر تصریح کرده بود تا زمانی که حمایت اکثریت عمومی از برگزاری همهپرسی ایجاد نشود، چنین همهپرسیای برگزار نخواهد شد.
گاوین رابینسون، رهبر حزب اتحادگرای دموکراتیک، نیز پاسخ روشنی به ترامپ داد و گفت آینده قانون اساسی ایرلند شمالی را مردم این منطقه تعیین میکنند، نه اظهارنظرهای لندن، دوبلین یا واشنگتن.
استاندارد دوگانهای که رسواتر میشود
تناقض ماجرا زمانی آشکارتر میشود که رفتار ترامپ را در کنار ادبیات همیشگی واشنگتن درباره «حاکمیت ملی»، «تمامیت ارضی» و «حق تعیین سرنوشت» قرار دهیم.
آمریکا سالهاست در نقاط مختلف جهان، از خاورمیانه تا شرق اروپا، با همین ادبیات درباره مرزها، دولتها و آینده سیاسی ملتها موضع میگیرد. اما وقتی رئیسجمهور آمریکا درباره آینده بخشی از قلمرو بریتانیا اظهار علاقه میکند، ناگهان همهچیز به یک پاسخ بداهه و نظر شخصی تقلیل پیدا میکند.
ترامپ بعداً تلاش کرد شدت اظهاراتش را کاهش دهد و گفت سؤال درباره اتحاد ایرلند از آن پرسشهایی است که هیچ پاسخ خوبی برای آن وجود ندارد و افزود پاسخ خوبی داده است. او حتی گفت درباره این مسئله فردا نگران خواهیم شد و اتحاد ایرلند را خیلی باحال توصیف کرد.
اما مسئله فقط یک شوخی یا جمله انتخاباتی نیست. رئیسجمهور آمریکا در جایگاهی قرار دارد که حتی یک جمله او میتواند در مناسبات داخلی کشورها بحران سیاسی ایجاد کند.
از گزافهگویی جنجالی تا اعتراض خیابانی
حاشیههای سفر ترامپ البته تنها به مسئله اتحاد ایرلند محدود نماند. هزاران نفر در دوبلین علیه حضور رئیسجمهور آمریکا تظاهرات کردند و معترضان سیاستهای واشنگتن، حمایت از رژیم صهیونیستی و جنگهای آمریکا را هدف قرار دادند. بر اساس گزارش رسانههای ایرلندی، بیش از ۱۰ هزار نفر در مرکز دوبلین راهپیمایی کردند.
ترامپ در پاسخ به پرسش درباره اعتراضات گفت تظاهراتی ندیده است. ادعایی که با تصاویر منتشرشده از خیابانهای دوبلین و تجمعات اعتراضی در تضاد آشکار قرار داشت. در فرودگاه شانون و منطقه دونبگ نیز تجمعهای اعتراضی برگزار شد و معترضان شعارهایی در حمایت از فلسطین و علیه حضور نظامی آمریکا سر دادند.
حتی کاترین کانلی، رئیسجمهور ایرلند، در دیدار با ترامپ بر مخالفت مردم این کشور با عادیسازی جنگ و نسلکشی تأکید کرد و بر اهمیت سازمان ملل سخن گفت. نهادی که ترامپ بارها از آن انتقاد کرده است.
درس دیگر برای دلبستگان به آمریکا
ماجرای اخیر را نباید صرفاً یک «حاشیه ترامپی» دید. رئیسجمهور آمریکا بار دیگر نشان داد در نگاه او، مرز میان سیاست خارجی، منافع شخصی، نمایش رسانهای و اظهارنظرهای لحظهای تا چه اندازه باریک شده است.
همان سیاستمداری که درباره گرینلند سخن میگوید، درباره الحاق کانادا اظهارنظر میکند و درباره آینده سرزمینهای دیگر نسخه میپیچد، حالا در دوبلین نیز برای آینده ایرلند تعیین تکلیف میکند. گویی نقشه جهان تختهای است که رئیسجمهور آمریکا هر وقت خواست میتواند روی آن خط بکشد و پاک کند.
ترامپ اگر واقعاً به حق تعیین سرنوشت باور دارد، بهتر است آن را از داخل مرزهای آمریکا آغاز کند و اجازه دهد ملتها بدون فشار، تهدید و مداخله واشنگتن درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند.
حاشیه جدید ترامپ، بیش از آنکه درباره آینده ایرلند باشد، تصویری روشن از منطق حاکم بر سیاست خارجی آمریکاست. وقتی واشنگتن تصمیم بگیرد، حاکمیت دیگران قابل مذاکره است اما وقتی دیگران تصمیمی برخلاف خواست واشنگتن بگیرند، ناگهان تمامیت ارضی و قواعد بینالمللی مقدس میشود.
موضوعی که دلبستگان به تفاهمنامه اسلامآباد نیز باید آن را درک کنند که حتی اگر آمریکا به تفاهم نامه هم برگردد در نهایت برای ادامه و اجرای هر بند از آن درخواست نامعقولی را مطرح خواهد کرد.
کانادا، ایرلند، گرینلند، ونزوئلا و دیگر کشورها همه درسهایی از سیاست خارجی آمریکا به ما میدهند که خوب است به عنوان یک الگو به آنها نگاه کنیم تا از هزینه بیشتر برای کشور جلوگیری شود.



