هرمز و باب‌المندب؛ معماری جدید بازدارندگی
هرمز و باب‌المندب؛ معماری جدید بازدارندگی
فارین افرز در تحلیلی قابل‌تأمل، پیشروی‌های اخیر انصارالله در یمن را صرفاً تحولات داخلی این کشور نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از تغییر بزرگ‌تر در معادله جنگ منطقه ارزیابی می‌کند.

سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸-محسن پوردادفر/ فارین افرز در تحلیلی قابل‌تأمل، پیشروی‌های اخیر انصارالله در یمن را صرفاً تحولات داخلی این کشور نمی‌داند، بلکه آن را بخشی از تغییر بزرگ‌تر در معادله جنگ منطقه ارزیابی می‌کند. تغییری که با تسلط انصارالله بر بندر المخا و جزیره راهبردی پریم، عملاً یک «جبهه دوم» علیه عربستان و متحدان آمریکایی آن ایجاد کرده است. اعتراف رسانه‌ای از این جنس، حتی اگر با ادبیات مطلوب غرب نوشته شده باشد، یک واقعیت روشن را عیان می‌کند که مقاومت یمن دیگر بازیگر حاشیه‌ای میدان نیست.

انصارالله در روزهای اخیر با حمله به تأسیسات نفتی عربستان و سپس شکست نیروهای دولت مورد حمایت ریاض، نشان داده است که ابتکار عمل را در دست گرفته است. اهمیت تصرف پریم نیز دقیقاً از همین‌جا ناشی می‌شود؛ جزیره‌ای در دهانه باب‌المندب که کنترل آن می‌تواند موازنه قدرت در یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان را تغییر دهد. فارین افرز صراحتاً می‌نویسد که انصارالله با این وضعیت می‌تواند به «قدرت تعیین‌کننده» در باب‌المندب تبدیل شود.

اما نقطه مهم‌تر تحلیل، جایی است که نویسندگان به پیوند میان تنگه هرمز و باب‌المندب اشاره می‌کنند. در حالی که ایران با اعمال فشار بر هرمز، مسیرهای انرژی را برای آمریکا و متحدانش دشوار کرده، انصارالله نیز توانسته مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان از دریای سرخ را تهدید کند. طبق همین گزارش، از زمان آغاز حملات انصارالله، صادرات نفت عربستان از مسیر باب‌المندب ۹۵ درصد کاهش یافته است. یعنی آنچه آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش داشتند به‌عنوان فشار یک‌طرفه بر ایران طراحی کنند، در حال تبدیل شدن به معادله‌ای چندلایه است که در آن هر فشار، با فشار دیگری پاسخ می‌گیرد.

از همین رو فارین افرز از شکل‌گیری وضعیتی سخن می‌گوید که در صورت تداوم، ایران در هرمز و انصارالله در باب‌المندب می‌توانند عملاً بر دو گلوگاه حیاتی تجارت جهانی اثر بگذارند. این همان کابوسی است که واشنگتن و ریاض نمی‌خواهند به زبان بیاورند: دیگر نمی‌توان جنگ را در یک جغرافیا محصور کرد.

جالب آنکه خود تحلیلگران آمریکایی نیز به ناتوانی گزینه نظامی اذعان دارند. آنها اعتراف می‌کنند که نیروهای دولت یمن پراکنده و فاقد انسجام هستند و حتی حمایت نظامی عربستان نیز نتوانسته مانع پیشروی انصارالله شود. آمریکا نیز با گرفتاری در بحران ایران و فشار نظامی در هرمز، تمایلی به باز کردن یک جبهه جدید ندارد؛ حتی ترامپ درخواست‌های ریاض برای حمله هوایی به انصارالله را رد کرده است.

بنابراین مسئله اصلی تغییر هندسه قدرت در منطقه است. انصارالله امروز هزینه جنگ علیه محور مقاومت را برای آمریکا و متحدانش بالا برده و نشان داده است که مقاومت می‌تواند از جغرافیای محلی عبور کرده و معادلات انرژی و تجارت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.