نقد رسانه ملی یا موج‌سواری سیاسی؟!
نقد رسانه ملی یا موج‌سواری سیاسی؟!
سید محمدمهدی موسوی

پایگاه خبری ۵۹۸: چند هفته‌ای است که عمدتاً از سوی یک جریان سیاسی، چنین انگاره‌هایی در فضای مجازی و جریان رسانه‌ایِ محافل خاص، تولید و پمپاژ می‌شود که “مردم از تلویزیون بریده‌اند” و “صداوسیما جایگاهی در بین توده‌های مردم ندارد” و … حال آن که نگاهی از سر تعمّق و توأم با تحلیل دقیق، حاکی از آن است که چنین رویه‌ی تخریب‌آمیزی که به بهانه نقد رسانه ملی دنبال می‌شود، بیشتر مبتنی بر موج‌سواری سیاسی و جناحی است که در ادامه به برخی از اهداف آن اجمالاً اشاره می‌شود؛
پیش از ورود به بحث اصلی، ذکر این نکته لازم است که رسانه ملی همچون دیگر رسانه‌ها و دستگاه‌ها و نهادهای کشور، مبرّا از ضعف و نقص نیست، چه آن که راقم این سطور بارها به برخی از آن‌ها از جمله در مساله تولید مجموعه های نمایشی و نیز ضعف خلاقیت در برنامه‌سازی ها اشاره کرده و گاه به تفصیل درباره آن‌ها، قلم فرسایی نموده است.
از این حیث باید توجه داشت که نگارش این مطلب به معنای دفاع تمام‌قامت از عملکرد صداوسیما در مقطع کنونی نیست و اما بعد؛
رسانه ملی به خصوص در جنگ اخیر ثابت کرد که فراتر از امور رسانه‌ای و وظایف سازمانی و نهادی به‌سان یک سنگر برای کشور عمل کرده است، کما این که الحق و الانصاف با وجود همه سختی‌ها و کمبودهای بودجه ای، در نیمسال گذشته -از آغاز جنگ رمضان به این سو-، با حضور جدی در بسیاری از اجتماعات مردمی اعم از خیابان و میادین شهرها و حتی روستاها، به خوبی بازتاب‌دهنده حماسه ملتِ مبعوث ایران اسلامی بوده است؛ همان ملتی که ناجوانمردانه از سوی برخی سیاسیون متهم به “اقلیت رانتی” شده بود!
روایت صادقانه و به موقع رسانه ملی در به تصویر کشیدن حماسه ملتِ مبعوث شده، لبیکی بود به ندای رهبر معظم انقلاب و این که باید “ایران قوی” را به شکلی شایسته و بایسته، روایت کرد.
با این حال عده‌ای حتی این رویه وحدت‌آمیز را نیز برنتافته و غیرمستقیم به رویکرد صداوسیما در همین زمینه تاختند که شرح آن البته مجال دیگری می‌طلبد، اما آنچه مسلم است این که بسیاری از نقدهای جریان‌ها و شخصیت های سیاسی به رسانه ملی در روزها و هفته های اخیر، حقیقتاً نه دلسوزانه است و نه از منظر حفظ و تقویت منافع و مصالح ملی قابل توجه و بررسی است، بلکه سویه‌های جناحی و حبّ و بغض‌های شخصی در اتخاذ این قبیل مواضع که بعضاً پژواک رسانه‌ای گسترده ای هم پیدا می‌کند، چنان آشکار است که هر آگاه و ناظر منصِفی را نیز یارای انکار آن نیست.
ناظر به همین اوضاع و احوال، ظریفی در یکی از شبکه‌های اجتماعی چنین نوشت که از جمله دلایل هجمه به صداوسیما این است که در کنار مردم ایستاده و از دردها و مطالبات آن‌ها سخن می گوید و طبعاً این مسأله برای افراد و جریان‌هایی که عادت دارند رسانه را از مردم جدا کنند، قابل تحمل نیست.
واقعیت هم آن است که کینه برخی نسبت به صداوسیما تنها منحصر به سخن و یا موضع‌گیری چند مجری یا کارشناس دعوت شده به برنامه ها نیست، بلکه مسأله اصلی آن است که این رسانه با وجود همه ضعف‌ها و ایرادهایش کوشیده تا کنار مردم بماند و به خصوص در شرایط جنگی اخیر از دل جامعه حرف بزند و لذا برای جریان غربگرا، چنین رسانه‌ای مزاحم است، از این حیث آن‌ها رسانه‌ای می‌خواهند که به‌جای دفاع از مردم و هویت این کشور، نسخه‌های آماده و وارداتی را تکرار کند.
به هر صورت این انتظار به حق وجود دارد که در شرایط کنونی که صداوسیما در خط مقدم رسانه‌ای و در جنگ ترکیبی به لطف الهی، توفیقاتی هم داشته، مورد حمایت واقع‌بینانه قرار گیرد و البته نقدها و نقص‌های آن نیز از منظر کارشناسی مورد تحلیل قرار گرفته و راهکارهای گذر از این عیوب نیز به دور از نگاه سیاسی و جناحی، تبیین شود.