همه مخالفان صداوسیمای مردم ایران + اینفوگرافیک
همه مخالفان صداوسیمای مردم ایران + اینفوگرافیک
در شرایطی که کشور درگیر جنگ ترکیبی و نیاز به انسجام ملی است، موجی سازمان‌یافته از انتقادها و حملات به سازمان صداوسیما به راه افتاده است. مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، حسن روحانی، محمدرضا باهنر و برخی رسانه‌ها و فعالان سیاسی، یکی پس از دیگری رسانه ملی را هدف گرفته‌اند.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸، در شرایطی که کشور درگیر جنگ ترکیبی و نیاز به انسجام ملی است، موجی سازمان‌یافته از انتقادها به سازمان صداوسیما از سوی طیفی از چهره‌های سیاسی به راه افتاده است. انتقادهایی که از رئیس‌جمهور و رئیس مجلس تا رئیس‌جمهور سابق و چهره‌های سیاسی مختلف را دربرمی‌گیرد.

این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که کشور همچنان در فضای جنگ شناختی قرار دارد و رهبر انقلاب نیز اخیراً بر پرهیز از هرگونه رفتار آسیب‌زننده به انسجام اجتماعی تأکید کرده‌اند. با این حال، بررسی نحوه بازتاب این نقدها نشان می‌دهد رسانه‌های معاند فارسی‌زبان خارج از کشور، از همین اظهارات داخلی برای روایت‌سازی درباره «شکاف در حاکمیت» و تضعیف جایگاه رسانه ملی بهره‌برداری کرده‌اند.

بحث درباره عملکرد سازمان صداوسیما در هفته‌های اخیر از یک اختلاف‌نظر رسانه‌ای فراتر رفته و به یکی از محورهای پررنگ فضای سیاسی تبدیل شده است. این در حالی است که از یک سو گمانه‌زنی‌ها درباره ادامه فعالیت یا تغییر مدیریت این سازمان مطرح است و از سوی دیگر، کشور درگیر جنگ روایت‌ها و توطئه‌های شناختی دشمن است؛ جنگی که در آن رسانه ملی نقش کلیدی دارد.

صداوسیما

یکی از مهم‌ترین انتقادها از سوی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، مطرح شد. قالیباف ۲۷ مردادماه با اشاره به نقش رسانه ملی در جنگ شناختی گفت: «در توطئه جدید دشمن، جنگ شناختی کلیدی‌ترین نقش را بازی می‌کند و نقش رسانه ملی بیش از هر زمان دیگر است، اما متأسفانه تاکنون موفقیت‌های لازم را نداشته است.»

مواضع مسعود پزشکیان اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ چراکه او در جایگاه رئیس‌جمهور، مستقیماً عملکرد صداوسیما را مورد انتقاد قرار داد. در یکی از جلسات هیئت دولت که فیلم آن بعداً منتشر شد، پزشکیان خطاب به پیمان جبلی گفت دیگر صداوسیما را نگاه نمی‌کند و تماشای آن موجب ناراحتی و برهم‌خوردن اعصابش می‌شود. این سخنان تنها چند روز پس از پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت مطرح شد؛ پیامی که در آن بر پرهیز از رفتارهایی که به انسجام اجتماعی آسیب می‌زند تأکید شده بود.

پیمان جبلی نیز در واکنش به این فضا، بدون نام بردن مستقیم از رئیس‌جمهور، گفت: «دیدن صداوسیما یک افتخار است و اگر کسی نمی‌بیند، از این افتخار به دور است.» رئیس صداوسیما تأکید کرد این سازمان «آینه افتخار یک ملت» است و از قاب آن «روایت قدرت و پیروزی و سربلندی» شنیده می‌شود.

حسن روحانی نیز در دیدار با جمعی از استانداران و فرمانداران دولت‌های یازدهم و دوازدهم، با انتقاد شدید از عملکرد صداوسیما گفت این سازمان باید به معنای واقعی «ملی» شود. او پرسید آیا صداوسیما همچنان باید توسط «یک گروهک» اداره شود و با اشاره به اظهارات پزشکیان گفت: «اصلاً چه کسی می‌تواند نگاه کند؟ چه کسی حوصله دارد؟ چه کسی اعصاب دارد این‌ها را گوش کند؟»

پیش‌تر نیز چهره‌های سیاسی دیگری به صراحت از عملکرد صداوسیما انتقاد کرده بودند.

محمدرضا باهنر صداوسیما را بیشتر «بلندگو و رسانه یک طیف خاص» توصیف کرد.

الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاع رسانی دولت با انتقاد از عملکرد صداوسیما نوشت: صداوسیما با مردم، دولت و منافع ایران است یا با کسانی که از شکاف، تنش و دوقطبی‌سازی سود می‌برند؟

احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز در یادداشتی با اشاره به سخنان پیمان جبلی درباره صداوسیما، نوشت که خداوند چنین افتخاری را نصیب هیچ ملتی نکند.

مجتبی زارعی، نماینده تهران، گفت: «صداوسیما برای حمایت از جبلی امضا جمع می‌کند. مگر جمع کردن امضا خرابکاری‌های وحدت‌شکنی و قطبی‌سازی را درست جلوه می‌دهد؟» و در توییت دیگری نوشت: آیا فعالیت یک باند خودسر در صداوسیما سیاست رسمی نظام است؟!

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی مدعی شد «تندروها در صداوسیما برای خودشان لحاف و تشک پهن کرده‌اند» و افزود با تماشای این رسانه احساس می‌کند به شعورش توهین می‌شود.

منصور حقیقت‌پور نیز از ضعف تولیدات تاریخی و فرهنگی انتقاد کرد و گفت این رسانه باید از سیاسی‌بازی فاصله بگیرد.

سینا زعیم‌زاده، سردبیر فرهیختگان، گفت خجالت کشیده‌اند اسامی کارشناسانی را که بارها به تلویزیون رفته‌اند منتشر کنند؛ چراکه برخی تا ۱۰۰ بار حضور داشته‌اند.

اسماعیل گرامی‌مقدم قائم مقام حزب اعتماد ملی و فعال سیاسی اصلاح‌طلب خواستار حضور فردی فراجناحی در رأس سازمان شد. رئیس سازمان تفکرات باندی خود را کنار بگذارد.

سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور، صداوسیما را متهم کرد که به «بلندگوی آن یک نفری که در شورای عالی امنیت ملی مخالف تفاهم‌نامه بود» تبدیل شده است.

علی مطهری ایراد اصلی را استفاده نکردن از همه جریان‌های فکری دانست.

پیام فضلی‌نژاد آن را «جهنم آگاهی» توصیف کرد.

سیدحسین مرعشی گفت اگر این وضعیت را نتیجه شبکه نفوذ ندانیم، باید این افراد را مصداق «دشمن نادان» دانست.

غلامحسین کرباسچی نیز از کاهش اعتماد عمومی به اخبار تلویزیون سخن گفت.

حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: متأسفانه صداوسیما نیز سیمای اقلیتی از مردم است، نه اکثریت مردم. صداوسیما مبلغ «آرمان‌گرایی ناواقع‌گرا» است.

حسین کمالی، رئیس خانه احزاب ایران گفت: صدا و سیما، پیش از آنکه به مداحان یا افرادی میدان دهد که صرفاً برای خوشایند مدیران یا حفظ جایگاه خود در رسانه و ماندن در قدرت، سخن می‌گویند، به افرادی نیاز دارد که جامعه ایران را بشناسند، با اندیشه‌ها و خواسته‌های مردم آشنا باشند و بتوانند در راستای حفظ منافع ملی، مدیریت افکار عمومی را بر عهده بگیرند.

رسول منتجب‌نیا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: به نظر من این روزها، همه بزرگان کشور، رؤسای سه قوه و بسیاری از شخصیت‌های سیاسی اتفاق‌نظر دارند که صدا و سیما از مسیر اصلی خود خارج شده و به‌خوبی مدیریت نمی‌شود.

محسن غرویان روحانی اصلاح طلب حامی دولت گفت: متأسفانه صداوسیما می‌آید این سرمایه‌های انسانی و سرمایه‌های سیاسی کشور را تخریب می‌کند. این کارهایی که صداوسیما می‌کند، برخلاف نظر رهبر شهید و رهبر جدید است.

علی جنتی وزیر سابق فرهنگ گفت: مدیریت صدا و سیما به اتکای حکم از مقام رهبری فکر می‌کند این سازمان خود یک قوه چهارم است.

هم میهن در یادداشتی نوشت: در صداوسیما الک برمی‌دارند و مواضع انقلابی را از غیرانقلابی جدا می‌کنند؟/عنوان خود را به این شکل درآوَرَند؛ صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران منهای دولت!

روزنامه خراسان نیز در ارزیابی کارنامه پنج‌ساله جبلی، از دست رفتن مرجعیت خبری، ضعف سریال‌ها و انتصابات نامناسب را از نقاط ضعف این دوره دانست.

روزنامه جمهوری اسلامی هم نوشت: بدون مهارکردن افراطیون و منضبط کردن صداوسیما ، پیروزی بر دشمن ممکن نیست/ این مجری های بی تجربه از کجا آمده اند؟

بهره‌برداری رسانه‌های معاند

مسئله از جایی اهمیت پیدا می‌کند که این انتقادها، پس از انتشار در رسانه‌های معاند به «نشانه‌ای از شکاف و اختلاف عمیق در حاکمیت» تبدیل می‌شود. بررسی موارد منتشرشده در ایران اینترنشنال و سیمای آزادی نشان می‌دهد این رسانه‌ها از اظهارات چهره‌های داخلی درباره صداوسیما برای ساخت روایتی فراتر از موضوع اصلی استفاده کرده‌اند؛ روایتی که هدف آن القای اختلاف، ناکارآمدی و بی‌اعتباری رسانه ملی و در نهایت تضعیف انسجام ملی است. همان نقدهایی که در داخل مطرح شده، به خوراک تبلیغاتی رسانه‌هایی تبدیل شده که اساساً با اصل نظام و رسانه ملی مسئله دارند و در جنگ شناختی دشمن نقش ایفا می‌کنند.

در شرایطی که دشمن با تمام توان در پی ایجاد شکاف و تضعیف نهادهای نظام است، طرح انتقادهایی که به‌سرعت به ابزار روایت‌سازی معاندان تبدیل می‌شود، می‌تواند به‌جای اصلاح، به تضعیف انسجام ملی و میدان‌دادن به پروژه‌های جنگ شناختی منجر شود.

صداوسیما