میانجی بی‌طرف یا شریک راهبردی عربستان؟
میانجی بی‌طرف یا شریک راهبردی عربستان؟
محسن پوردادفر

پایگاه خبری ۵۹۸: پاکستان را نمی توان صرفاً با عنوان میانجی دلسوز در میان ایران و آمریکا یا جنگ یمن ارزیابی کرد. واقعیت میدانی این است که اسلام آباد همزمان با تلاش برای ایفای نقش دیپلماتیک، مناسبات امنیتی و نظامی خود با ریاض را نیز عمیق تر کرده است. بنابراین مسئله اصلی، نه نفی کامل نقش میانجیگرانه پاکستان، بلکه توجه به تعارض منافع این کشور است.

در اردیبهشت ماه، پاکستان حدود ۸ هزار نیروی نظامی، یک اسکادران جنگنده و یک سامانه پدافند هوایی را در چارچوب توافق دفاعی با عربستان به این کشور اعزام کرد. رویترز این اعزام را نیرویی قابل توجه و برخوردار از توان رزمی توصیف کرد. گزارش های منتشرشده درباره همکاری نظامی پاکستان و عربستان نیز نشان می دهد که رابطه دو کشور صرفاً سیاسی نیست و سابقه استقرار نیروهای پاکستانی در عربستان به دهه ها قبل بازمی گردد.

تحولات چند روز اخیر این مسئله را جدی تر کرده است. رویترز گزارش داده عربستان در حال آماده سازی یک عملیات نظامی گسترده علیه انصارالله برای بازپس گیری کنترل باب المندب است. عملیاتی که قرار است با نیروهای یمنی وابسته به ریاض، حملات هوایی عربستان و پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا انجام شود. در همین گزارش آمده که ترکیه و پاکستان تجهیزات نظامی و مشاوران در اختیار این طرح قرار داده اند، هرچند انتظار نمی رود نیروهای پاکستانی مستقیماً وارد نبرد شوند.

از سوی دیگر، وزیر دفاع پاکستان اخیراً اعلام کرده کشورش در برابر تهدید علیه عربستان با هر وسیله ممکن از این کشور دفاع خواهد کرد. این موضع در چارچوب توافق دفاعی سه جانبه عربستان، پاکستان و ترکیه مطرح شده است.

در چنین شرایطی، خبر اعزام ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی پاکستانی به عربستان نیز نشان از سود طلبی پاکستان دارد. در این خصوص نیز سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت که امیدوار است این خبر شایعه باشد و پاکستان خود را در قتل و محاصره مردم یمن با عربستان شریک نکند.

اما حتی اگر رقم ۴۰ هزار نفر کنار گذاشته شود، اصل همکاری نظامی پاکستان و عربستان قابل انکار نیست. مهم تر اینکه این همکاری در شرایطی اتفاق می افتد که اسلام آباد همزمان کانال ارتباطی خود با تهران را حفظ کرده و برای میانجیگری در جنگ تلاش می کند. فارن پالیسی نیز صراحتاً نوشته است که نقش میانجی پاکستان با تعهدات امنیتی آن در قبال عربستان در تضاد بالقوه قرار دارد و موفقیت میانجیگری می تواند برای اسلام آباد دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایجاد کند.

لذا پاکستان الزاماً یک میانجی بی طرف نیست؛ بلکه کشوری است که همزمان با دیپلماسی، منافع امنیتی، اقتصادی و راهبردی خود را دنبال می کند. وابستگی پاکستان به سرمایه، انرژی و حمایت مالی عربستان نیز در محاسبات اسلام آباد بی تأثیر نیست. در چنین وضعیتی، اعتماد کامل به پاکستان به عنوان معتمد دلسوز خطاست.

ایران باید مذاکره و میانجیگری پاکستان را بر اساس منافع ملی خود و با محاسبه دقیق روابط اسلام آباد با ریاض و واشنگتن ارزیابی کند. نه بر مبنای تصویرسازی از پاکستان به عنوان کشوری که صرفاً برای حل اختلافات منطقه ای وارد میدان شده است.