چرا تمجید از تفاهم‌نامه، اقدام علیه امنیّت ملّی است؟
چرا تمجید از تفاهم‌نامه، اقدام علیه امنیّت ملّی است؟
مهدی افراز
پایگاه خبری ۵۹۸: پس از پایان زمانبندی ۶۰ روزه تفاهم اسلام‌آباد، کاخ سفید شدیدترین کارزار اقتصادی کوتاه مدت خود علیه ایران را به راه‌انداخته است. این عملیات به محوریت ایجاد خفگی در مسیر مبادلات ارزی‌ و فعالیت پوششی در تجارت هیدروکربنی طراحی شده که هدف اصلی آن، تقویت جناح مذاکره‌طلب در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و ایجاد توجیه و استدلال کافی برای این جریان، در جهتِ بازگرداندنِ ایران به مسیر اجرای تفاهم‌نامه‌ است.
🔸پس از تحقق رویکرد تهاجمی ایران از اواسط تیرماه، تحلیلی در محیط تصمیم‌سازی امریکا شکل گرفته است که از بازه ۲۰ تیرماه، “عناصر تندرو درون نظام به محوریت احمد وحیدی و حلقه نزدیک به او، در حال شکل دهی به موضع مذاکراتی ایران هستند و با تسلط یافتن این جناح بر تصمیم‌ها، تهران به دنبال کسب مزایای یک توافق بدون از دست‌دادن اهرم فشار بر تنگه هرمز است” (وال استریت ژورنال، ۷ آگوست)
🔹تغییر رویکرد امریکا از راهبرد نظامی به اقتصادی، علاوه بر آنکه از استیصال سنتکام در مدیریت نبرد تیرماه و ناکامی قابل توجه آن‌ها در برابر ضربات عمیق نیروهای مسلح ما ناشی شده، به دلیل معادله محاسباتی خطرناکی است که توسط برخی مقامات ارشد سیاسی جمهوری اسلامی برای تیم‌ ترامپ‌ فراهم آمده است.
🔸این معادله برپایه انگاره ایست که القا می‌کند در تهران و در درون حاکمیت، جناح قدرتمندی وجود دارد که طرفدار پایبندی به تفاهم‌نامه اسلام آباد و پرهیز از مقاومت در برابر ترتیبات امریکایی‌ است که افزایش فشار اقتصادی می‌تواند به تسلط یابی بیشتر این جناح در ساختار تصمیم‌گیری بیانجامد؛ “محاصره دریایی امریکا‌ هزینه های سنگینی بر صادرات نفت و کل اقتصاد ایران تحمیل کرده است، اما این فشار هنوز تصمیم‌گیرندگان ایرانی را به نرم شدن موضع‌شان در قبال تنگه وادار نکرده است، اما افزایش این فشار، استدلال‌های درون نظام برای دستیابی به توافق را تقویت خواهد کرد، موضع حداکثری کنونی ایران در قبال تنگه نشان می‌دهد که هزینه‌های اقتصادی هنوز اهرم کافی در اختیار مقامات متمایل به مذاکره قرار نداده است تا امتیازات گسترده‌تری از جناح مسلط درون نظام بگیرند” (گزارش به‌ روز شده مرکز مطالعات جنگ ایران در ۸ آگوست)
🔹مؤثرترین عواملی که منجر به شکل‌گیری این انگاره در معادله محاسباتی امریکایی‌ها شده، رفتار مسئولین بلندپایه کشور در تمجید از انعقاد تفاهم‌نامه، اعلام حسرت از برهم‌خوردن مسیر تعهدات، بیان خسارت‌های اقتصادی ناشی از توقف اجرای توافق، حمله سیاسی به منتقدین تفاهم‌نامه و در یک کلام “القای وجود یک جناح مذاکره‌ طلب در برابر یک جناح جنگ‌طلب در درون حاکمیت و همچنین جامعه سیاسی ایران” است.
🔸فارغ از زمینه‌سازی های ادراکی که تا به امروز این مواضع نسنجیده برای طرف مقابل ایجاد کرده تا به سناریوی خفگی معیشتی یا به تعبیر ترامپ (ECONOMIC D-Day) شیفت نمایند، ادامه دادن به این رویکرد رسانه‌ای و سیاسی، قطعاً تشویق بیش از پیش دشمن به تنگ‌تر نمودن حلقه‌های فشار، وارد نمودن آگاهانه کشور در تله مدیریت اقتصادی و نتیجتاً اقدام برعلیه امنیت ملّی خواهد بود.
  • نویسنده : مهدی افراز