«ما جان‌فدا می‌مانیم»؛ روایتی از سوگ، مقاومت و عهد با امام شهید
«ما جان‌فدا می‌مانیم»؛ روایتی از سوگ، مقاومت و عهد با امام شهید
این متن روایتی سوگوارانه و حماسی از شهادت یک رهبر سیاسی و واکنش هواداران اوست؛ روایتی که از حضور خیابانی، مقاومت، انتقام‌خواهی و تداوم راه او سخن می‌گوید و آینده ایران را در امتداد آموزه‌های انقلاب اسلامی، مکتب عاشورا و رهبری جانشین او ترسیم می‌کند. نویسنده با اشاره به روزهای پس از شهادت، از «بعثت مردم»، ایستادگی در خیابان‌ها و شکل‌گیری نسلی از «جان‌فداها» سخن گفته و تأکید می‌کند که این جریان خود را متعهد به ادامه راه رهبر شهید و تحقق آرمان‌های مورد اشاره در متن می‌داند.

پایگاه خبری ۵۹۸: آن روز آسمان نیفتاد و زمین فرو نریخت، اما ولوله‌ای در آن‌ها درافتاد. زمین عرصه صحنه‌های آخرالزمانی شد و رستاخیزی شد که همه عالم، مسیحی و ترسا و هندو را به تعظیم تو و تکریم مقاومت ملت ما واداشت.

و ما جان‌فدا شدیم برای نبردی که تا نابودی کفر پایان ندارد. و جنگیدیم با همان دکترین نظامی که تو، امام شهید عالی‌قدرمان، درانداخته بودی.

در لحظاتی باور‌نکردنی، همه ایران مقاومت شد و بعثت و همه آنچه را که آن را «ایران قوی» می‌نامیدی، بر صفحات خبرگزاری‌های دنیا به نمایش درآمد. در حالی که دنیا در بهت نشسته بود تا سوگ ما را تماشا کند و فرار ما را ببیند، اما ایران، آقای ایران‌دوست ما، سراپا حماسه شد.

اصابت موشک‌هایمان و شوق به پروازشان بر سر آمریکا و اسرائیل، با زبان اشاره، پیامی جهانی و ترند شد. با سفر عاشورایی تو، ما مبعوث شدیم؛ بعثتی که خون تو ما را لایق آن کرده است. آسمان «شاهد» شد و «غیرت» فرش خیابان‌های ما.

۲۰۰ شب در سرما و گرما ماندیم و از تو، یار خراسانی، و از ایران و از عزت و شرف سرودیم. پرچم‌ها در اهتزاز ماندند، با آنکه سر بر دیوار یتیمی داشتیم و شب‌های خیابان بغض چشمانمان را باز می‌کرد. همه یکدلی و جهادمان را به خیابان آوردیم و نشکستیم و ایستادیم.

دنیا پر شد از تصویر تو؛ عکس‌هایی که روی دست‌های همرزمان در خیابان، هر شب با ما حرف می‌زند: «ای ایران» را بخوان.

در نظرمان چقدر به سرودها و شعارهای ما لبخند می‌زنی؟ افسوس که خوش نداشتی از عشقمان به خودت بگوییم، از مجنون بودنمان حرفی بزنیم، از تبار و مرام و نگاهت قصیده‌ها بسراییم. هر حقیقت معجزه‌گونه‌ای را که از رهبری‌ها و پدری‌هایت دیده بودیم و همه پیامبرانه‌هایت و لطافت طبع و زیبایی‌های بی‌مثالت را و برای خدا بودن‌هایی را که این چهل‌وهفت سال با چشمانمان و با تمام وجودمان دیده و حس کرده بودیم، بسراییم و صحیفه‌ها از آن به یادگار گذاریم.

همه آن‌ها را به‌سان تملقی در مدح بزرگی نهی می‌کردی و زبانمان را به کام نگاه داشتی. حالا همه آن نگفته‌ها را می‌خواهیم حماسه کنیم. همه آن افسوس‌ها را شعر و شعار کرده‌ایم تا دنیا عشق بین ما و اماممان را ببیند؛ یک ایران خدایی را.

حالا سخنانت در ۲۸ بهمن رمزگشایی می‌شد. خیلی زود چنگال‌های خونین آمریکا در جان نحیف کودکان میناب، همه را به خود آورد.

دنیای ما زیر آوارهای بیت نورانیت تغییرات عجیبی کرد. دنیا به‌زودی خواهد دید چگونه کار خودمان و جهانمان را به پایانی خوش می‌رسانیم؛ با عنایت امامی که می‌رود تا پرده غیبت را بیفکند و با رهبری همان یادگار گران‌قدری که در کنف تربیت و مکتب تو رشد یافته و خلف صالحی است که همه بایسته‌های رهبری تو را در او یافته‌ایم، کار را تمام خواهیم کرد.

این روزها معجزه بعث مردم را، هرچند شاکرانه، تماشا می‌کنم و مبهوت امواج خروشان و افواج داخل‌شده به انتقام و خون‌خواهی رهبر عزیزم، با چشم سر و جان هستم؛ اما این را همه آنچه که با شهادت این پاک‌ترین فرزند زمین و این ذبح عظیم در عصر حاضر باید بشود، نمی‌دانم!

آقای شهید ما؛ بعد از تو زندگی به‌کندی می‌گذرد، اما فتنه روی دور تند در حرکت است.

«ما درس‌های شیعی خودمان را خوب یاد گرفته‌ایم.»

ملت ایران از عاشورا و کربلایی که تو درس‌ها و عبرت‌هایش را به‌روز‌رسانی کردی و آموختی، خوب یاد گرفته‌ایم.

قریب صدها میلیون نفر در خیابان این شب‌ها ظهیر‌وار رجز خواندند. و چونان حر برخاستند و مانند عباس(ع) پرچم‌داری کردند و علم بر دوش، رقص شهادت‌خواهی کردند. زینب‌های انقلاب، پسرانشان را به میدان آوردند و طفلان شیرخوار و کودکانشان را به خطر و شهادت انس دادند.

عبدالله‌هایمان در این شب‌ها خود در قامت علی‌اکبر بودند. از علی‌اکبرها گرفته تا حبیب‌بن‌مظاهرها، هر شب رزمی نفس‌گیر دارند.

ما درس‌های عاشورایی‌مان را از انقلاب خمینی کبیر و شاگردی در مکتب او آموخته‌ایم. ما، شاگردان دانشگاه خامنه‌ای شهید، حکمت متعالی امامان شیعه را برای عصر حاضر در کلاس «انسان ۲۵۰ ساله» مشق کرده‌ایم و به‌روزرسانی نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آن را برای تمدن نوین اسلامی در این چهل و اندی سال، بارها تحت رهبری‌هایت مانور داده‌ایم.

حوادث روزگار ما گویی پیش‌درآمدی از عصر رجعت است و ما در همه آن سختی‌ها و آزمون‌هایی که شیعیان هر یک از امامانمان به ثمر نرساندند، آزموده شدیم و به اذن الهی به ثمر نشاندیم و پیروز شدیم.

دنیا روزی فرزندان خمینی(ره) را دید که ایران را از حلقوم هفتاد و دو کشور تا دندان مسلح، با دستانی خالی اما به مدد امدادهای الهی بیرون آورد و امروز ایرانی را می‌بیند که برساخته از دیانت و قدرت و ولایت شیعی است و در حال رقم زدن دفاعی است که دکترین و نیروهای دفاعی و فناوری فرانوین آن را مدیون خامنه‌ای شهید است.

و می‌رود تا در مسیر ظهور تمدن نوین اسلامی و ورود به باشگاه قدرت‌های برتر جهان، ایران را بدرقه کند. و این فرزندان خامنه‌ای شهید‌اند که این برگ از تاریخ را که در سیطره اقوام لوط و فرعون‌ها است، ورق خواهند زد و در آتش خواهند افکند.

فردای ایران تحت زعامت خامنه‌ای جوان نیز دیدنی خواهد بود؛ آغاز تابش انوار فرهنگی، سیاسیِ نظم نوین اسلامی ـ ایرانی در منطقه و هدیه اسلام شیعی برای ساختن جهانی رهاشده از تک‌قطبی شیاطین به دنیا.

و این عهد ما، مردم مبعوث و آماده در خیابان، است که با امام شهیدمان بسته‌ایم. دشمن چه می‌داند ما از سرهایی که به تن داریم چگونه به تنگ آمده‌ایم؟

و برای رسیدن به فوز عظیم شهادت و الحاق به صالحین، در چه تب و تابی هستیم؟

امروز خیلی از خوش‌خیلی‌هایمان رنگ باخته، دیگر واژگان «فریب‌خوردگان» از دایره‌المعارف لغت‌نامه ما خط خورده. امروز «شرکای داخلی» عبارت جایگزین برای نفوذی‌ها و خائنینی است که جنگ و ترور و حوادث امروز ایران، که به دست آمریکا و اسرائیل جنایتکار صورت گرفت، را معاونت و مشارکت کردند.

ما در دویستمین شب از حماسه خیابان، این قطعنامه نانوشته را بلند می‌خوانیم که ما ملت مبعوث، دست به قبضه انتقام، در کنار ملت‌های مقاومت، همراه با قبایلی که از همراهی امام حسین زمانشان جا مانده‌اند در عراق عزیز و یمن شریف و لبنان مظلوم و فلسطین مقاوم، برای روزی که همه پرچم‌ها «یا لثارات خامنه‌ای» شود، بر دوش مختارها ایستاده‌ایم تا روز مرگ قاتلین امام شهیدمان.

ما جان‌فداها در عرصه خیابان و در هر کنش‌گری، در اصولی که رهبر عزیزمان، حضرت امام سید مجتبی خامنه‌ای، اعلام کند، با خون و جانمان ایستاده‌ایم.

این تنگه خیابان است که تکلیف تنگه‌های دیگر را معلوم می‌کند.

امروز نقش هیچ «اماراتی» را نمی‌شود در پس شعارهای خوش‌آب‌ورنگ پنهان کرد و از مکافات عمل رهاند. داغ تو، با همه پختگی که داشتیم، دست ما را گرفت و به شیخیت عمر برد. طرح‌هایی که تا امروز دشمنان ما چیده‌اند، پایانش را ما رسم کرده‌ایم.

پرونده پایان این جنگ را هم که آمریکا و اذنابش شروع کرده‌اند و رموز پیروزی در آن را تو، امام سرافراز شهیدمان، به ما آموخته‌ای، به‌زودی خواهیم بست و رقم می‌زنیم.

پایانی طوفانی با گردابی که همه داشته‌ها و وابسته‌هایشان در آن غرق خواهند شد.

ما جان‌فدا می‌مانیم، جان‌فدا می‌پروریم و جان‌فداها در این خاک زایش و رویش خواهند یافت. جان‌هایی که برای درازی دقایقی از عمر تو می‌خواستیم، روی دستمان مانده است و تا این جان‌ها را در راه اعتلای نظام مقدس‌مان و سربلندی ایران خدایی و یاری امام سید مجتبی رشیدمان و انتقام خون تو و یارانت ندهیم، در خاک آرام نخواهیم گرفت.

نَصرٌ مِنَ اللهِ وَ فَتحٌ قَریب

نویسنده: مریم غفاری