باکو؛ سکوی فشار رژیم صهیونیستی علیه ایران
باکو؛ سکوی فشار رژیم صهیونیستی علیه ایران
مرز ۷۶۶ کیلومتری آذربایجان با ایران، دست‌کم در تئوری، به مأموران رژیم صهیونیستیی امکان نفوذ به خاک ایران را می‌دهد؛ اما اهمیت واقعی این مرز نه در نفوذ فیزیکی، بلکه در میزبانی باکو از ایستگاه‌های شنود، فرودگاه‌ها و شبکه اطلاعاتی موساد است.

به گزارش پایگاه خبری ۵۹۸، روزنامه عصر ایرانیان نوشت: این ‌حضور خزنده‌ی ‌رژیم صهیونیستی، با پروژه راهبرد «لائیسیته» سفارشی برای ‌باکو، یک «سناریو طراحی ‌شده از سوی بیرون (رژیم صهیونیستی)» در قالب منع‌ حجاب در مدارس کشورآذربایجان کلید مجدد خورد.

«لائیسیته» چیست و هدف از اجرایی‌شدن آن درکشور آذربایجان چیست؟

پاسخ خیلی اجمالی: لائیسیته یعنی رژیم صهیونیستی بطور مشخص از مقامات دولتی می‌خواهد که در مسائل دینی به بی‌طرفی شدید پایبند باشند و مذاهب را به‌ عنوان یک مرجع مداخله‌گر در امور عمومی ‌جامعه را کلاً کنار بگذارد. چرا؟ به این‌ خاطر که هویت شیعی و مذهبی مردم آذربایجان را هدف قرار دهد تا پیوندهای عمیق دینی و تاریخی آنان با ایران اسلامی را گسسته و این سرزمین شیعی را به «حیاط ‌خلوت امنیتی رژیم صهیونیستی» تبدیل کند.»

سوال مهم: چرا حیات خلوت؟! پاسخ: «کنترل و مهار ایران» از راه نزدیک‌ و«مهندسی هویت» توسط کشور همسایه.!

درآمد: منافع راهبردی رژیم صهیونیستی در قفقاز جنوبی

جمهوری آذربایجان طی سه‌ دهه گذشته از یک ‌کشور تازه ‌استقلالِ شوروی‌ سابق به مهم‌ترین پایگاه راهبردی رژیم صهیونیستی در قفقاز جنوبی بدل شده‌است؛ روابطی ‌که هیچ معاهده دفاعی‌ رسمی پشتیبانش نیست، اما در عمل ‌بر سه‌ ستون «نفت، سلاح و اطلاعات» استوار است و بیش ‌از هر چیز در خدمت یک هدف‌ کلان قرار گرفته است:

مهار و محاصره ایران از شمال: رژیم صهیونیستی از ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) آذربایجان را به رسمیت شناخت و بلافاصله سفارت خود را در باکو گشود؛ باکو نیز پس‌ از سال‌ها تردید، در۲۰۲۳ نخستین‌ کشور با اکثریت شیعه، سفارتی‌ دائم در رژیم صهیونیستی دایر کرد. گیدئون سعار، وزیرخارجه رژیم صهیونیستی، در سفر ژانویه ۲۰۲۶ به باکو، گسترش همکاری‌های ‌سیاسی، امنیتی، انرژی و هوش‌مصنوعی را محور مذاکره با الهام علی‌اف قرار داد؛ نشانه‌ای روشن از اینکه این رابطه از مرحله معامله محض فراتر رفته و به الگویی ‌نهادی تبدیل شده‌است.

این مقاله بر آن است‌ که نفوذ رژیم صهیونیستی در آذربایجان را در دو لایه به ‌هم ‌پیوسته تحلیل ‌کند:

لایه نخست؛ سخت و ژئوپلیتیک آن، یعنی«مهار ایران از راه‌نزدیک» ازطریق مرز زمینی‌مشترک، حضور اطلاعاتی و مهندسی جریان انرژی؛

دوم لایه؛ نرم و هویتی آن، یعنی«مهندسی‌هویت» ازطریق ترویج سکولاریسم قهری، ممنوعیت حجاب و گسترش فاصله هویتی میان جامعه آذربایجان و الگوی‌اسلامی- ایرانی. ترکیب

این دو‌لایه نشان می‌دهدکه نفوذ رژیم صهیونیستی در این‌کشور تنها یک‌رابطه دوجانبه نظامی–تجاری نیست، بلکه پروژه‌ای همه‌جانبه برای بازتعریف «هویت»و«ژئوپلیتیک شمال ایران» است.

مهار ایران از راه نزدیک: مرز ۷۶۶ کیلومتری، نفت و زیرساخت‌های اطلاعاتی

مرز ۷۶۶ کیلومتری آذربایجان با ایران، دست‌کم در تئوری، به مأموران رژیم صهیونیستیی امکان نفوذ به خاک ایران را می‌دهد؛ اما اهمیت واقعی این مرز نه در نفوذ فیزیکی، بلکه در میزبانی باکو از ایستگاه‌های شنود، فرودگاه‌ها و شبکه اطلاعاتی موساد است. رسانه‌های ایرانی در ۲۰۲۴ ویدئوهایی منتشر کردند که شبکه‌ای تحت مدیریت موساد را در آذربایجان نشان می‌داد؛ باکو این اتهامات را رسماً رد کرده، اما گزارش‌های مستقل تصویر روشن‌تری ترسیم می‌کنند.

بر اساس تحلیل ژئوپلیتیک مانیتور (اوت ۲۰۲۶)، ده‌ها نفر از نیروهای ویژه، عنصرهای هوابرد نجات و افسران موساد رژیم صهیونیستی در جنوب آذربایجان در فاصله‌ای حدود ۱۰۰ کیلومتری تبریز مستقر بوده‌اند؛ کادرانی(کادرها)که نقش اولیه‌شان تیم‌های نجات اضطراری بود اما مأموریتشان به گردآوری اطلاعات و عملیات پهپادی گسترش یافت. همین‌گزارش مدعی است ترور«رحمن مقدم»، فرمانده یگان عملیات ویژه سپاه، از خاک آذربایجان انجام شده و عملیات‌گران رژیم صهیونیستیی هفته‌ها پیش‌از آغاز جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران(۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، تجهیزات پایشی در امتداد مرز نصب کرده‌بودند. باکو این ادعاها را بی‌اساس خوانده و تل‌آویو نیز اظهارنظری نکرده است؛ اما نکته کلیدی آن است‌که ایران سامانه‌های پدافندی‌اش عمدتاً برای تهدید از جنوب و غرب طراحی شده و مرز شمالی، ضعیف‌ترین حلقه پدافندی‌کشور است.

لایه‌ی‌دوم، مهار از راه نزدیک، انرژی است. نفت آذربایجان بین ۴۰ تا ۶۰ درصد مصرف رژیم صهیونیستی را تأمین می‌کند؛ در ۲۰۲۵ صادرات نفت خام باکو به رژیم صهیونیستی ۳۱ درصد رشد کرد و به ۹۴ هزار بشکه در روز رسید، به‌گونه‌ای که آذربایجان ۴۶٫۴ درصد نفت خام وارداتی رژیم صهیونیستی را تأمین کرد. مسیر باکو- تفلیس– جیهان و سپس دریایی تا اشکلون، رژیم صهیونیستی را از آسیب‌پذیری تنگه هرمز مصون نگه می‌دارد؛ یعنی مهم‌ترین اهرم فشار ایران عملاً خنثی می‌شود. همین منطق، حمله رژیم صهیونیستی در ۱۸ مارس ۲۰۲۶ به ناوگان‌دریایی ایران در بندر انزلی را توضیح می‌دهد: ناوگان‌شمالی، تهدید اصلی برای سکوهای نفتی‌آذربایجان در خزر بود و حذف آن هم امنیت خط نفت رژیم صهیونیستی را تضمین‌کرد و هم موازنه دریای‌خزر را به نفع باکو جابه‌جا کرد.

لایه سوم، زیرساخت است: کریدور زنگه‌زور که با میانجی‌گری واشنگتن به‌توافق رسید، نخجوان را به خاک اصلی آذربایجان وصل می‌کند و از دید پژوهشگران مؤسسه مطالعات سیاست خارجی‌ایران، توازن قوا را به نفع آذربایجان، ترکیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی و به زیان ایران و روسیه تغییر می‌دهد؛ مسیری که در بلندمدت می‌تواند به نزدیکی ناتو به مرزهای شمالی ایران بینجامد. مایکل روبین، پژوهشگر مؤسسه امریکن انترپرایز، حتی ادعا می‌کند خروج آرشیو(ذخایر) هسته‌ای ایران از کشور نیز از مسیر آذربایجان انجام شده است. مجموع این شواهد نشان می‌دهد خاک آذربایجان از یک همسایگی ساده به حلقه عملیاتیِ «محاصره سه‌جانبه» آمریکا از غرب، رژیم صهیونیستی از شمال و ترکیه در عمق راهبردی بدل شده‌است.