از رؤیای گاو بودن در سوئیس تا شعله‌های اعتراض در خیابان‌های اروپا!
از رؤیای گاو بودن در سوئیس تا شعله‌های اعتراض در خیابان‌های اروپا!
اروپایی که روزگاری برای برخی سلبریتی‌ها نماد رفاه، آرامش و زندگی آرمانی بود، امروز با اعتراضات اجتماعی، فشارهای معیشتی و نارضایتی از سیاست‌های اقتصادی و خارجی دولت‌های خود مواجه است؛ واقعیتی که بار دیگر تصویر رؤیایی و یک‌طرفه از زندگی در غرب را به چالش می‌کشد.

به گزارش پایگاه خبری ۵۹۸، چند سال پیش برخی چهره‌های مشهور و فعالان شبکه‌های اجتماعی، در اظهارنظرهایی کنایه‌آمیز، زندگی یک گاو در مراتع سرسبز سوئیس را به زندگی انسانی در ایران ترجیح می‌دادند. جملاتی که قرار بود تصویری از رفاه مطلق در اروپا و ناامیدی مطلق در ایران بسازند.

اما واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی اروپا نشان می‌دهد آن تصویر رؤیایی، دست‌کم تمام حقیقت نبوده است.

از فرانسه و آلمان گرفته تا ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی، اعتراضات به هزینه‌های زندگی، سیاست‌های اقتصادی، مشکلات مسکن و تصمیمات دولت‌ها بارها به خیابان‌ها کشیده شده است. حتی سوئیس، کشوری که در ادبیات برخی کاربران ایرانی به نماد رفاه و آرامش تبدیل شده، از اعتراضات اجتماعی مصون نبوده است.

وقتی باغ اروپا هم با اعتراض روبه‌رو می‌شود

سال‌ها برخی سیاستمداران غربی از اروپا به‌عنوان الگویی برای رفاه، آزادی و ثبات سیاسی یاد می‌کردند؛ تصویری که در فضای رسانه‌ای ایران نیز گاه بدون اشاره به مشکلات و چالش‌های این کشورها بازنشر می‌شد.

اما افزایش هزینه‌های زندگی، دشواری تأمین مسکن، نگرانی از آینده اقتصادی و اعتراض به سیاست‌های دولت‌ها نشان می‌دهد که جوامع اروپایی نیز با مسائل جدی روبه‌رو هستند.

تصاویر درگیری معترضان با پلیس، آتش‌سوزی در خیابان‌ها و استفاده نیروهای امنیتی از ابزارهای کنترل تجمعات، چهره دیگری از برخی اعتراضات اروپایی را به نمایش گذاشته است.

البته باید میان اعتراضات مسالمت‌آمیز و خشونت‌های خیابانی تفاوت قائل شد؛ همان‌طور که وقوع اعتراض در یک کشور، به‌تنهایی نشانه فروپاشی یا بی‌ثباتی تمام ساختار سیاسی آن نیست.

سه نکته درباره اعتراضات اروپا

نخست؛ رفاه اقتصادی به معنای نبود نارضایتی نیست.

شهروندان اروپایی نیز نسبت به عملکرد دولت‌هایشان معترض می‌شوند و از سیاست‌هایی که معیشت و آینده آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، انتقاد می‌کنند. بنابراین تصویر زندگی بدون مشکل در غرب، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، محصول نگاه گزینشی به جوامع اروپایی است.

دوم؛ اعتراض در غرب را هم باید با معیارهای یکسان قضاوت کرد.

وقتی اعتراضات در کشورهای دیگر رخ می‌دهد، برخی رسانه‌های غربی آن را نشانه بحران سیاسی و اجتماعی معرفی می‌کنند؛ اما در مواجهه با اعتراضات داخلی اروپا، اغلب بر زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی آن تأکید دارند.

پرسش اینجاست که آیا نباید برای تحلیل اعتراضات در همه کشورها از معیارهای یکسان استفاده کرد؟

سوم؛ سیاست خارجی دولت‌های اروپایی نیز از نقد افکار عمومی مصون نیست.

حمایت برخی دولت‌های اروپایی از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل، به‌ویژه در مناقشات خاورمیانه، با مخالفت بخش‌هایی از افکار عمومی این کشورها مواجه شده است.

تظاهرات علیه جنگ و حمایت از فلسطین نشان می‌دهد که سیاست خارجی دولت‌های غربی الزاماً بازتاب‌دهنده دیدگاه همه شهروندان آنان نیست.

هزینه همراهی با جنگ‌افروزی را چه کسی می‌پردازد؟

یکی از پرسش‌های جدی در برابر دولت‌های اروپایی این است که هزینه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی همراهی با سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا تا چه اندازه با منافع شهروندان این کشورها سازگار است؟

در شرایطی که بخشی از جامعه اروپا با فشارهای معیشتی و نگرانی‌های اقتصادی مواجه است، اولویت دادن به هزینه‌های نظامی و سیاست‌های تنش‌زا می‌تواند به موضوعی جدی برای مطالبه‌گری عمومی تبدیل شود.

دولت‌هایی که از اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل حمایت می‌کنند، باید درباره پیامدهای این همراهی و تأثیر آن بر امنیت و منافع ملی خود به شهروندانشان پاسخ دهند.

خبر بد برای شیفتگان تصویر رؤیایی غرب

شاید مهم‌ترین پیام این تحولات برای کسانی باشد که سال‌ها با تحقیر زندگی در ایران، تصویری بی‌نقص از غرب ترسیم می‌کردند.

نه ایران سرزمینی بدون مشکل است و نه اروپا بهشتی بدون بحران.

انتقاد از مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران حق شهروندان است؛ اما تبدیل کشورهای غربی به الگویی افسانه‌ای و نادیده گرفتن مشکلات آن‌ها نیز کمکی به شناخت واقعیت نمی‌کند.

کسانی که روزگاری آرزوی گاو بودن در مراتع سوئیس را مطرح می‌کردند، بد نیست امروز نگاهی هم به مطالبات شهروندان اروپایی داشته باشند؛ شهروندانی که برای دسترسی به مسکن، حفظ قدرت خرید و اعتراض به سیاست‌های دولت‌هایشان به خیابان می‌آیند.

اروپا همچنان از ظرفیت‌های اقتصادی، علمی و رفاهی قابل‌توجهی برخوردار است؛ اما این واقعیت، بحران‌ها و تناقض‌های سیاست‌های داخلی و خارجی آن را پنهان نمی‌کند.

باغ اروپا نه بهشتی بی‌عیب است و نه از پیامدهای تصمیمات سیاستمدارانش مصون؛ واقعیتی که شاید برای شیفتگان تصویر خیالی غرب، تلخ‌تر از هر خبر دیگری باشد.