به گزارش پایگاه خبری ۵۹۸، تحولات اخیر در مناسبات نظامی ایران و آمریکا و طرح راهبرد پاسخ به تجاوز بدون محدودیت جغرافیایی، معادلات بازدارندگی در منطقه را وارد مرحله تازهای کرده است؛ مرحلهای که در آن، دیگر صرفاً پایگاههای نظامی آمریکا در غرب آسیا موضوع بحث نیستند و نقش تأسیسات نظامی این کشور در قاره اروپا نیز در تحلیل سناریوهای جنگ احتمالی مورد توجه قرار گرفته است.
در همین زمینه، روزنامه همشهری در گزارشی که جهاننیوز نیز آن را بازنشر کرده، به بررسی ظرفیتهای نظامی ایران و احتمال گسترش جغرافیای پاسخ به هرگونه تجاوز جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخته است.
در این گزارش، از قبرس و یونان گرفته تا رومانی، آلبانی، ایتالیا و حتی انگلیس، نام کشورهای اروپایی در ارزیابیهای برخی تحلیلگران درباره دامنه احتمالی تقابل نظامی مطرح شده است؛ کشورهایی که حضور یا همکاری نظامی آمریکا در آنها میتواند در صورت گسترش جنگ، پیامدهای امنیتی و سیاسی تازهای ایجاد کند.
با این حال، انتشار چنین ارزیابیهایی به معنای اعلام رسمی فهرست اهداف نظامی ایران یا اتخاذ تصمیم قطعی برای حمله به تأسیسات مستقر در اروپا نیست.
پایان تصور جنگ محدود به غرب آسیا
یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت نظامی آمریکا، شبکه گسترده پایگاهها و زیرساختهای پشتیبانی این کشور در مناطق مختلف جهان است.
واشنگتن طی دهههای گذشته با استقرار نیروهای نظامی، ایجاد مراکز فرماندهی، توسعه زیرساختهای لجستیکی و استفاده از امکانات هوایی و دریایی در اروپا، توان اجرای عملیات نظامی در مناطق دوردست را تقویت کرده است.
بخشی از این ظرفیتها در صورت وقوع درگیری در خاورمیانه میتواند برای انتقال نیرو، تجهیزات، سوخترسانی و پشتیبانی عملیاتی مورد استفاده قرار گیرد.
بر همین اساس، تحلیلگران معتقدند هرگونه جنگ گسترده میان ایران و آمریکا ممکن است پیامدهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی غرب آسیا داشته باشد.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که در سالهای گذشته، یکی از مفروضات اصلی در محاسبات نظامی برخی بازیگران غربی، امکان محدود نگه داشتن دامنه تقابل با ایران به منطقه خاورمیانه بوده است.
اکنون طرح بحث پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی، این فرض را در سطح تحلیلهای راهبردی با پرسشهای تازهای مواجه کرده است.
ادعای افزایش برد موشکهای ایران به بیش از ۴ هزار کیلومتر
یکی دیگر از محورهای مطرحشده در گزارش همشهری، افزایش احتمالی برد موشکهای بالستیک ایران است.
در این گزارش به اظهارات منتسب به مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز در ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ اشاره شده است.
بر اساس این نقلقول، هاکبی مدعی شده برد موشکهای بالستیک ایران طی یک سال از حدود ۲ هزار کیلومتر به بیش از ۴ هزار و ۱۰۰ کیلومتر افزایش یافته است.
او همچنین از شهرهایی مانند لندن، پاریس، برلین و رم نام برده و مدعی شده که افزایش توان موشکی ایران میتواند بخشهای گستردهای از اروپا را در برد سامانههای موشکی این کشور قرار دهد.
با این حال، این ارقام در گزارش مورد استناد بهعنوان ادعای یک مقام آمریکایی مطرح شدهاند و تأیید مستقل مشخصات عملیاتی چنین سامانههایی در دست نیست.
اهمیت این اظهارات بیش از هر چیز در تغییر نگاه برخی محافل غربی به ظرفیتهای موشکی ایران و تأثیر احتمالی آن بر محاسبات بازدارندگی است.
تحلیلگر اسرائیلی ـ آمریکایی از تغییر جغرافیای جنگ میگوید
آلون میزراحی، تحلیلگر اسرائیلی ـ آمریکایی، نیز در اظهاراتی که به انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس در ۹ آبان ۱۴۰۵ نسبت داده شده، سناریوی گسترش دامنه درگیری به تأسیسات نظامی آمریکا در اروپا را مطرح کرده است.
او مدعی شده است که در صورت آغاز جنگ جدید، احتمال دارد تأسیسات نظامی آمریکا در قبرس و یونان و همچنین برخی کشورهای دیگر اروپایی در محاسبات پاسخ نظامی ایران قرار گیرند.
میزراحی همچنین برآورد کرده که ایران ممکن است به سامانههای موشکی با برد بیش از ۲ هزار کیلومتر و حتی موشکهای بالستیک سنگینتر با برد چهار تا پنج هزار کیلومتر دست یافته باشد.
این تحلیلگر، احتمال گسترش دامنه پاسخ ایران را با اظهارات مطرحشده درباره نبود محدودیت جغرافیایی در واکنش به تجاوز مرتبط دانسته است.
با وجود این، برآوردهای میزراحی درباره برد موشکها و احتمال هدف قرار گرفتن تأسیسات آمریکایی در اروپا، تحلیل و پیشبینی شخصی او محسوب میشود و نباید آن را بهعنوان تصمیم عملیاتی نیروهای مسلح ایران تلقی کرد.
چرا تأسیسات نظامی آمریکا در اروپا اهمیت دارند؟
حضور نظامی آمریکا در اروپا تنها به استقرار نیرو در پایگاههای ثابت محدود نیست.
شبکهای از زیرساختهای هوایی، دریایی، ارتباطی و پشتیبانی در کشورهای اروپایی وجود دارد که امکان اجرای عملیات فرامنطقهای را برای ارتش آمریکا فراهم میکند.
از جمله کارکردهای این شبکه میتوان به انتقال سریع نیرو و تجهیزات، پشتیبانی لجستیکی، سوخترسانی هوایی، جابهجایی جنگندهها و استفاده از سامانههای فرماندهی و ارتباطی اشاره کرد.
در گزارش بازنشرشده از سوی جهاننیوز همچنین ادعا شده است که در جریان جنگ ۴۰ روزه، بخشی از نیروها و امکانات نظامی آمریکا در خاورمیانه از ظرفیتهای مستقر در اروپا تأمین شدهاند.
این ادعا نیازمند بررسی مستقل دادههای مربوط به جابهجایی نیروها و تجهیزات است، اما اصل نقش پشتیبانی زیرساختهای اروپایی در توان عملیات فرامنطقهای آمریکا، از ویژگیهای شناختهشده ساختار نظامی این کشور به شمار میرود.
از همین منظر، موضوع همکاری نظامی کشورهای اروپایی با آمریکا در صورت وقوع درگیری تازه، میتواند به یکی از مسائل مهم امنیتی و دیپلماتیک تبدیل شود.
اروپا و هزینه همراهی با سیاستهای جنگافروزانه واشنگتن
گسترش بحث درباره جغرافیای احتمالی پاسخ ایران، برای دولتهای اروپایی نیز حامل یک هشدار سیاسی است.
کشورهایی که از یک سو بر ضرورت کاهش تنش و جلوگیری از جنگ در منطقه تأکید میکنند و از سوی دیگر امکانات نظامی خود را در اختیار عملیات فرامنطقهای آمریکا قرار میدهند، ممکن است در صورت تشدید بحران با پیامدهای این دوگانگی روبهرو شوند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که دولتهای اروپایی تا چه اندازه حاضرند هزینههای امنیتی و اقتصادی همراهی با سیاستهای نظامی واشنگتن و تلآویو را بپذیرند.
افزایش خطر گسترش درگیری، اختلال در مناسبات اقتصادی، نگرانیهای امنیتی و فشار افکار عمومی میتواند از جمله پیامدهای یک بحران نظامی گسترده باشد.
با این همه، باید میان همکاری نظامی یک کشور با آمریکا و مشارکت مستقیم آن در عملیات نظامی تفاوت قائل شد. همچنین مشروعیت هرگونه اقدام نظامی احتمالی تابع قواعد حقوق بینالملل، از جمله شرایط دفاع مشروع و اصول تفکیک و تناسب است.
بازدارندگی ایران در برابر محاسبه جنگ کمهزینه
یکی از اهداف اصلی راهبرد بازدارندگی، افزایش هزینههای پیشبینیشده تجاوز برای طرف مقابل است.
در این چارچوب، طرح احتمال گسترش دامنه پاسخ میتواند با هدف تغییر محاسبات تصمیمگیران آمریکایی و جلوگیری از شکلگیری تصور یک جنگ محدود و کمهزینه صورت گیرد.
تجربه درگیریهای نظامی نشان داده است که آغاز جنگ لزوماً به معنای امکان کنترل زمان، گستره جغرافیایی و پیامدهای آن نیست.
ورود بازیگران جدید، گسترش بحران به مسیرهای حملونقل و تجارت و افزایش هزینههای نظامی و اقتصادی، از جمله خطراتی است که میتواند محاسبات اولیه طرفهای درگیر را تغییر دهد.
از این رو، اهمیت بحث درباره گسترش بانک اهداف احتمالی ایران را باید بیش از آنکه در وقوع قطعی یک عملیات نظامی جستوجو کرد، در پیام بازدارنده آن دانست.
هشدار به حامیان جنگافروزی؛ امنیت اروپا از بحران منطقه جدا نیست
تحولات اخیر نشان میدهد که هرگونه تشدید تقابل نظامی با ایران میتواند پیامدهایی فراتر از غرب آسیا داشته باشد.
دولتهای اروپایی که در ساختار همکاریهای نظامی آمریکا نقش دارند، نمیتوانند بدون توجه به پیامدهای احتمالی گسترش جنگ، صرفاً بر حمایت سیاسی یا لجستیکی از واشنگتن تکیه کنند.
در عین حال، جلوگیری از گسترش بحران نیازمند پرهیز از اقدامات نظامی تازه و استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک برای کاهش تنش است.
پیام اصلی این تحولات برای واشنگتن و متحدانش روشن است: آغاز هرگونه جنگ جدید علیه ایران ممکن است پیامدهایی گستردهتر و پرهزینهتر از محاسبات اولیه طراحان آن داشته باشد.



