سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸-رضا احمدزاده/ پس از آغاز رویارویی نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با یک معادله امنیتی پیچیده روبهرو شدهاند؛ کشورهایی که سالها امنیت خود را به حضور نظامی آمریکا و حمایت قدرتهای خارجی گره زدهاند، اکنون با پیامدهای مستقیم ناامنی در منطقه مواجهاند. این یادداشت با نقد محاسبات این کشورها، نسبت به تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا و نقش تعیینکننده ایران در آینده منطقه هشدار میدهد.
یک ـ کشورهای عربی خلیج فارس و خطای محاسباتی درباره ایران
پس از آغاز حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، برخی کشورهای عربی منطقه بر این تصور بودند که جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار نظامی و سیاسی آمریکا آسیبپذیر خواهد بود و میتوانند امنیت خود را با تکیه بر حضور نظامی آمریکا در منطقه حفظ کنند. این محاسبه، از نگاه نویسنده، یکی از مهمترین خطاهای راهبردی این کشورهاست.
ایران صرفاً یک قدرت نظامی در منطقه نیست؛ موقعیت جغرافیایی، جمعیت، ظرفیتهای اقتصادی و تمدنی و سابقه تاریخی آن، ایران را به یکی از بازیگران اصلی معادلات غرب آسیا تبدیل کرده است. بنابراین، هر راهبرد امنیتی که این واقعیت را نادیده بگیرد، با خطر خطای محاسباتی روبهرو خواهد شد.
حالا گزارش اخیر شبکه «ایبیسی نیوز» آمریکا را درباره چگونگی فرار ترامپ با یک کامیون مخصوص حمل غذا در ترکیه بخوانید، وقتی شنید ایران قصد کشتن او را دارد:
«تهدیدی که ترامپ را به تغییر هواپیما مجبور کرد، نفوذ مخفیانه یک گروه ایرانی به ترکیه به همراه موشکهای دوشپرتاب بود. دستگاههای امنیتی آمریکا معتقد بودند که ایرانیها اطلاعاتی درباره مسیرهای حرکتی ترامپ در آنکارا در اختیار داشتند. فقط تعداد انگشتشماری از افراد حاضر در هواپیمای قدیمی «ایر فورس وان» از تغییر مخفیانه پرواز رئیسجمهور آمریکا مطلع بودند.
این وضعیت از نگاه نویسنده نشان میدهد که اتکای امنیتی به آمریکا برای کشورهای عربی منطقه، لزوماً به معنای مصونیت در برابر پیامدهای جنگ نیست. هر بحران نظامی در خلیج فارس میتواند امنیت، اقتصاد و ثبات سیاسی این کشورها را مستقیماً تحت تأثیر قرار دهد.
دو ـ هراس تاریخی کشورهای منطقه از قدرت ایران
در نگاه نویسنده، برخی کشورهای عربی خلیج فارس با اتکا به حمایت آمریکا و برآوردی خوشبینانه از توان خود، در مسیر تقابل با ایران قرار گرفتند؛ در حالی که جغرافیای منطقه و پیوستگی منافع امنیتی کشورهای همسایه ایجاب میکند مناسبات تهران و پایتختهای عربی بر پایه واقعیتهای منطقهای تنظیم شود، نه صرفاً بر اساس تضمینهای قدرتهای فرامنطقهای.
تجربه تحولات چند دهه اخیر نشان داده است که حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا دائمی نیست و تغییر سیاست واشنگتن میتواند معادلات امنیتی متحدان منطقهای این کشور را نیز دگرگون کند. از این منظر، وابستگی کامل به آمریکا نمیتواند جایگزین ایجاد سازوکارهای بومی امنیت در خلیج فارس شود.
سه ـ هویت ملی و مذهبی ایران؛ مؤلفهای مهم در معادله قدرت
یکی از عوامل مهم در قدرت بازدارندگی ایران، پیوند مؤلفههای هویتی، ملی و فرهنگی در جامعه ایرانی است. در شرایطی که یک کشور احساس تهدید علیه امنیت و تمامیت خود کند، ظرفیت بسیج اجتماعی و سیاسی آن میتواند افزایش یابد؛ موضوعی که در محاسبات راهبردی درباره ایران نمیتوان آن را نادیده گرفت.
نویسنده بر همین اساس معتقد است تقابل مستقیم آمریکا با ایران، برخلاف محاسبات اولیه، میتواند به تقویت همگرایی داخلی و افزایش هزینههای حضور آمریکا در منطقه منجر شود. از این منظر، کشورهای عربی منطقه نیز باید پیامدهای چنین تقابلی را برای امنیت خود در نظر بگیرند.
چهار ـ تغییرات ژئوپلیتیکی در غرب آسیا
به باور نویسنده، تشدید فشار نظامی و سیاسی علیه ایران میتواند به تغییرات مهم ژئوپلیتیکی در غرب آسیا منجر شود. اگر توانمندیهای بومی ایران در نتیجه فشار خارجی بیش از پیش تقویت شود، توازن قدرت میان بازیگران منطقهای نیز میتواند تغییر کند.
جان مرشایمر، استاد دانشگاه و نظریهپرداز روابط بینالملل، در تحلیلهای خود درباره ایران بر ظرفیتهای بومی و رو به رشد این کشور تأکید کرده است. از این منظر، ایران میتواند در شکلدهی به نظم امنیتی آینده غرب آسیا نقش پررنگتری ایفا کند.
پنج ـ آمریکا میرود؛ کشورهای منطقه میمانند
نکته اصلی یادداشت این است که حضور قدرتهای فرامنطقهای در غرب آسیا همیشگی نیست. آمریکا ممکن است در مقطعی سطح حضور نظامی خود را کاهش دهد یا منطقه را ترک کند، اما کشورهای منطقه در همین جغرافیا باقی خواهند ماند و ناچارند مناسبات خود را بر اساس واقعیتهای جدید تنظیم کنند.
کشورهای عربی خلیج فارس در چنین شرایطی باید میان ادامه وابستگی امنیتی به آمریکا و حرکت به سمت یک نظم امنیتی منطقهای تصمیم بگیرند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که خرید گسترده تسلیحات و استقرار پایگاههای خارجی لزوماً به معنای برخورداری از امنیت پایدار نیست.
نویسنده معتقد است پیامهای سیاسی و امنیتی مانند «پیام مکه» و توافقات منطقهای از جمله «پیمان ابراهیم» نیز میتوانند بر آرایش سیاسی و امنیتی کشورهای عربی اثر بگذارند و زمینه وابستگی بیشتر آنها به قدرتهای خارجی را فراهم کنند.
در نهایت، آینده غرب آسیا بیش از گذشته به قدرتهای منطقهای وابسته خواهد بود. ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای تمدنی، جمعیت، منابع و توانمندیهای نظامی و سیاسی خود، یکی از بازیگران اصلی نظم جدید منطقه خواهد بود. کشورهای عربی خلیج فارس نیز ناگزیرند واقعیت قدرت ایران را در محاسبات امنیتی خود لحاظ کنند؛ چراکه امنیت پایدار در خلیج فارس نه از مسیر وابستگی دائمی به قدرتهای خارجی، بلکه از مسیر شناخت متقابل قدرتها و شکلگیری ترتیبات امنیتی پایدار درون منطقه حاصل خواهد شد.
رضا احمدزاده

