به گزارش پایگاه خبری ۵۹۸، مدیرکل دامپزشکی استان تهران، در نشست خبری سازمان جهاد کشاورزی استان تهران اظهار کرد: حدود ۳۰۰۰ تن مرغ نزدیک به پایان تاریخ مصرف در سردخانههای استان تهران شناسایی شد که با پیگیریهای انجامشده، بخشی از آن در مهلت مقرر مصرف شد و تاریخ مصرف حدود ۲۰۰۰ تن باقیمانده به پایان رسید.
۲۰۰۰۰۰۰ کیلوگرم مرغ که با قیمت روز بازار ارزشی بیش از ۹۰۰ میلیارد تومان را داراست در اثر سوء مدیریت از بین رفت. در وضعیت که خود دولتیها کاسه چه کنم چه کنم دست گرفتهاند و نمیشود و نداریم فریاد میزنند، بیایند و پاسخ بدهند با داشتهها چه کردهاند. در وضعیتی که تامین ارز برای واردات مرغ و نهادههای دامی به گفته خودشان به سختی صورت میپذیرد، تاوان چنین نشتی از منابع مصرفی موجود برعهده چه کسی است؟!
در راستای همین موضوع، مرور وا اسفا گفتنهای برخی رسانهها در دولت قبل که اکنون در قبال بحران مدیریتی دولت فعلی روزه سکوت گرفتهاند بسیار جالب است. در آن زمان، روزنامه «سازندگی» وابسته به حزب کارگزاران، تیتر یک خود را به افزایش قیمت مرغ اختصاص داد و با تیتر «عصیان مرغ» به این موضوع پرداخت، اما اکنون سوت زنان از کنار فجایعی که مقصر اول و آخر آن دولت است میگذرند. قلمشان صرفا زمانی به حرکت در میآید که بوی مذاکره به مشامشان برسد و بتوانند مقصری غیر از دولت برای وضع موجود بتراشند.
مسئله اما فقط چند هزار تن مرغ از دسترفته نیست؛ موضوع اصلی، نوع نگاه به مسئولیت و پاسخگویی در ساختار اجرایی کشور است. وقتی یک دستگاه در تامین، توزیع و مصرف یک کالای اساسی با چنین حجمی از اتلاف مواجه میشود، افکار عمومی حق دارد بداند چه کسی مسئول این تصمیمها بوده، چه کسی باید درباره آن توضیح بدهد و چه اقدامی برای جلوگیری از تکرار آن انجام شده است.
نمیتوان همه مشکلات را به شرایط بیرونی، تحریم، جنگ یا دیگران نسبت داد و در عین حال درباره خطاهای آشکار مدیریتی سکوت کرد.
اگر قرار است دولت از عملکرد مدیران خود دفاع کند، نخستین گام این دفاع باید ارائه گزارش روشن از عملکرد آنها، پذیرش خطاهای احتمالی و معرفی مسئولان ضعفها باشد.
کارآمدی دولت با جمله سازی با کلماتی مثل «کاربلد» «دستی برآتش» و… اثبات نمیشود؛ نتیجه عملکرد است که در نهایت معیار قضاوت مردم خواهد بود.



