پایگاه خبری تحلیلی ۵۹۸: سالها یکی از محبوبترین برنامههای تلویزیونی ایران را ساختی. «۹۰» برای خیلیها فقط یک برنامه فوتبالی نبود؛ مروری بود بر هفتهای که گذشت، با تحلیلی دقیق و گاهی جسورانه. تو با استعداد، پشتکار و حمایتهایی که داشتی، به نمادی از حرفهایگری در رسانه ورزشی تبدیل شدی. میلیونها نفر هر هفته منتظر صدایت و برنامهات بودند.
اما جایی که باید فقط فوتبال حرف اول را میزد، گاهی تحلیلها و تصمیمهایت به سمت موضعگیریهای سیاسی رفت. همیشه میگفتی فوتبال سیاسی نیست، اما گاهی آن را سیاستزده کردی. دعوت از ظریف و چهرههای سیاسی دیگر را که یادت هست؛ انگار فوتبال دیگر متن ماجرا نبود و به حاشیه رفته بود. با این حال، دوستت داشتیم.
بعد از تعطیلی برنامه «۹۰» در سال ۱۳۹۷، مسیرت تغییر کرد و راه لجبازی را در پیش گرفتی. هرچند همچنان تهیهکنندگی «فوتبال ۱۲۰» را در شبکه ورزش بر عهده داشتی، اما با وجود پیشنهادها و فرصتهای مختلف، راه فضای مجازی و پلتفرمهای جدید را انتخاب کردی و دوباره با مجوزهای رسمی به عرصه بازگشتی.
مواضع سیاسیات در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ و همراهیات با اغتشاشات را هنوز فراموش نکردهایم. همیشه سعی کردی خودت را در قامت یک معترض سیاسی نشان بدهی. گزارشها، حرفها و نقدهایت نیز دیگر کمتر رنگ و بوی فوتبال داشت. در دیماه، به امید سقوط ساختار سیاسی سکوت کردی؛ و قطعاً خودت هم میدانی که «اینترنت نبود» برای بسیاری، توضیح قانعکنندهای نیست.
این لجبازی تو را به جایی رساند که گویی از هر آنچه بوی ایران میدهد، دلخور شدهای. بگذریم.
حالا در برنامههای جدید، وقتی از سختیها و محدودیتها حرف میزنی و بغض میکنی، بسیاری با تو همدلی میکنند. مهمانان میآیند، از زحماتت میگویند و تو اشک میریزی؛ لحظهای احساسی که برای خیلیها یادآور روزهای خوب «۹۰» است.
اما دقیقاً در همین نقطه، برای ما که طرفدار ایران هستیم و همچنان به ثبات و پیشرفت کشور فکر میکنیم، سؤالهایی مطرح میشود:
آیا تمام این ماجرا فقط «فشار بر یک مجری حرفهای» است؟ یا بخشی از آن به خاطر فاصله گرفتن از معیارهایی است که سالها در همان فضا رشد کردی؟
ما هم وقتی برنامهات کنار رفت، ناراحت شدیم و حتی با تو همدلی کردیم. فوتبال ایران به برنامهای قوی، حرفهای و پرمخاطب نیاز دارد. اما وقتی یک مجری با آن میزان اعتماد عمومی، به جای تمرکز بر فوتبال، وارد نقدهای سیاسی تند میشود؛ نقدهایی که از نگاه بسیاری به سمت امید بستن به تغییرات بنیادین یا حتی سقوط ساختار سیاسی میرود، طبیعی است که واکنشهایی نیز شکل بگیرد.
تو سالها از امکانات و اعتماد نظام برخوردار بودی. حتی بعدها برخی درباره انحصار برنامهات سخن گفتند و از آن انتقاد کردند. همین اعتماد و همین فرصتها، تو را به جایگاهی رساند که امروز میلیونها مخاطب داری. شاید اگر همان مسیر حرفهای و تخصصی را ادامه میدادی و وارد جنجالهای سیاسی نمیشدی، نه فقط تو، بلکه فوتبال ایران هم بیشتر از حضورت بهرهمند میشد.
اشکهایت را میبینیم. شاید واقعاً از دلتنگی برای کار حرفهای و آزادانه باشد. اما برای بسیاری از کسانی که از بیرون به ماجرا نگاه میکنند، این اشکها گاهی شبیه حسرت و پشیمانی از لجبازیهایی است که فرصتهای بزرگ را از بین برد.
عادل جان، تو استعداد داری و برای فوتبال ایران زحمت کشیدهای. هنوز هم خیلیها برنامههایت را دوست دارند. فقط کاش این استعداد، همیشه در خدمت فوتبال خالص و آرامش جامعه میبود، نه آنکه به ابزاری برای تنشهای رسانهای و سیاسی تبدیل شود.
مردم ایران فوتبال را دوست دارند؛ نقدهای فنی و حتی انتقاد از تیم ملی را هم میپذیرند، اما وطن و ثبات را بیشتر دوست دارند. شاید وقت آن رسیده باشد که همه، از جمله چهرههای محبوب، دوباره به همان مسیر حرفهایگری بازگردند؛ همان مسیری که در آغاز، همه را شیفته و امیدوار کرده بود.
- نویسنده : عبدالمهدی قنبری
