به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸-جعفر بلوری/ گزارشهای منتشرشده در برخی رسانههای مطرح غربی، تصویری متفاوت از آنچه در ظاهر درباره وضعیت آمریکا در جنگ با ایران روایت میشود، ارائه میکنند. از گرفتار شدن دونالد ترامپ در تصمیمات جنگی و سیاسی خود و روایتهایی درباره تغییر مخفیانه مسیر پرواز او، تا گزارشها درباره فرسودگی نیروهای آمریکایی، بحران در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و نگرانی از کاهش ذخایر تسلیحاتی؛ مجموعه این گزارشها از فشارهای فزایندهای حکایت دارد که آمریکا در پی رویارویی با ایران با آن مواجه شده است.

یک ـ نشانههای گرفتار شدن ترامپ و شکست آمریکا در جنگ با ایران
چند ثانیه وقت بگذارید و به این گزارشها که طی یکی دو روز گذشته در رسانههای مطرح و معتبر غربی منتشر شده است، توجه کنید:
«هدر کانلی» عضو ارشد مؤسسه «امریکن اینترپرایز» و معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا در امور اروپا و اوراسیا است. او به تازگی در گفتوگو با خبرنگار بلومبرگ و در واکنش به جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند، گفته است: «ما گیر کردهایم و ترامپ گزینه خوبی مقابل ایران ندارد.»
ستوننویس نشریه «آتلانتیک» نیز در همین زمینه و با اشاره به گرفتار شدن ترامپ در باتلاق خودساخته جنگ با ایران و سکوت این روزهای او نوشته است: «دونالد ترامپ چون گزینه مناسبی مقابل ایران در اختیار ندارد، لذا تصمیم گرفته کاری انجام ندهد.»
حالا گزارش اخیر شبکه «ایبیسی نیوز» آمریکا را درباره چگونگی فرار ترامپ با یک کامیون مخصوص حمل غذا در ترکیه بخوانید، وقتی شنید ایران قصد کشتن او را دارد:
«تهدیدی که ترامپ را به تغییر هواپیما مجبور کرد، نفوذ مخفیانه یک گروه ایرانی به ترکیه به همراه موشکهای دوشپرتاب بود. دستگاههای امنیتی آمریکا معتقد بودند که ایرانیها اطلاعاتی درباره مسیرهای حرکتی ترامپ در آنکارا در اختیار داشتند. فقط تعداد انگشتشماری از افراد حاضر در هواپیمای قدیمی «ایر فورس وان» از تغییر مخفیانه پرواز رئیسجمهور آمریکا مطلع بودند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در هواپیمای فریبدهنده «ایر فورس وان» حضور داشتند؛ اما پیت هگزت، وزیر جنگ این کشور، در جت شخصی کوچکی بود که ترامپ به آن منتقل شد.
برای جلوگیری از مشخص شدن این نقشه، جنگندههای «اف-۳۵» هر دو هواپیمای آمریکایی را اسکورت کردند. به خبرنگاران حاضر در پرواز «ایر فورس وان» که گمان میرفت حامل ترامپ باشد نیز گفته شده بود که پنجرهها باید در تمام طول پرواز بسته باشند و این دستوری از سوی سرویس مخفی است. این هواپیما همچنین فرستنده راداری خود را خاموش کرده بود.»
دو ـ فرار ترامپ؛ همه ماجرا نیست
فرار مفتضحانه ترامپ، آن هم با کامیون حمل مواد غذایی، همه ماجرا نیست. وقتی همراهان رئیسجمهور آمریکا فهمیدند که آنها را به عنوان طعمه در هواپیمای اصلی قرار داده و خود از مسیر دیگری فرار کرده است، رسوایی دیگری رقم خورد.
گفته میشود دلیل واقعی استعفای «کارولین لویت»، سخنگوی کاخ سفید، اعتراض به همین مسئله است.
«داگ میلز»، عکاس نیویورکتایمز که در هواپیمای نخست حضور داشت، این اقدام را «نگرانکننده» توصیف کرد و گفت مسافران این هواپیما عملاً بدون اطلاع از آنچه در جریان بوده، در موقعیتی قرار گرفتند که میتوانست آنها را به «طعمه» تبدیل کند.
سه ـ بحران در ناو آبراهام لینکلن
دو روز است خبر «تلاش ملوانان آمریکایی ناو آبراهام لینکلن برای خودکشی» به دلیل «شرایط بحرانی داخل این ناو» در صدر اخبار رسانههاست.
طبق گزارشهای منتشرشده، این ناو با حدود ۵ هزار سرنشین، مدت طولانی است که در مأموریت به سر میبرد و مهمترین مأموریت کنونی آن نیز محاصره دریایی ایران عنوان شده است.
اما آنطور که روزنامه انگلیسی «گاردین» نوشته، مأموریت طولانی و بیسابقه این ناو هواپیمابر به تشدید بحران سلامت روان در میان هزاران ملوان و تفنگدار دریایی این ناو منجر شده است؛ بهگونهای که «چندین ملوان تلاش کردهاند خود را به دریا بیندازند».
نداشتن غذای کافی، مشکلات جدی در تأسیسات داخلی و لولهکشی ناو و دیگر مشکلات، از جمله شرایطی است که گفته شده در این ناو وجود دارد.
بسیاری از منتقدان در آمریکا این وضعیت را نتیجه حضور فردی نالایق با نام «پیت هگزت» در رأس پنتاگون میدانند. او پیش از رسیدن به وزارت دفاع آمریکا، خبرنگاری در شبکه تلویزیونی مورد علاقه ترامپ، یعنی فاکسنیوز، بود.
چهار ـ کمبود تسلیحات؛ یکی از مشکلات آمریکا در جنگ با ایران
بیایید سه مورد بالا را کنار یک مسئله مهم دیگر ببینیم که چند هفتهای است تبدیل به یکی از سوژههای مهم رسانههای جهان شده است و از قضا به شرایط آمریکا پس از رویارویی با ایران مربوط میشود؛ یعنی کمبود شدید تسلیحات ارتش آمریکا که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، یکی از دلایل اصلی عقبنشینی ترامپ در جنگ با ایران است.
طبق گزارشهای متعدد، آمریکا و رژیم صهیونیستی به دلیل دفاع نیروهای مسلح ایران مجبور شدهاند بخش قابل توجهی از سلاحهای گرانقیمت خود را مصرف کنند و چنانچه این جنگ ادامه مییافت، این دو رژیم با خسارتهای سنگینتری مواجه میشدند.
گزارشهای متعددی نیز منتشر شده که مدعی است دلیل درخواستهای ترامپ برای آتشبس، خسارتهای سنگینی بوده که ایران طی ۴۰ روز جنگ به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کرده است.
به عنوان فقط یک نمونه، رجوع کنید به گزارش اخیر «والاستریت ژورنال» که اعلام کرد ایران در جنگ ۴۰ روزه توانسته است ۴۲ هواپیمای آمریکایی را در ۲۰ پایگاه پنتاگون و در ۸ کشور منطقه منهدم کند؛ ضرباتی که آمریکا تصورش را هم نمیکرد.
دقیقاً همین وضعیت باعث شد سیانان گزارشی با عنوان «دردسرهای ترامپ در جنگ ایران» تهیه کند و با برشمردن موضوعاتی مانند پنهان شدن ترامپ، کمبود مهمات، فرسودگی نیروهای مستقر در منطقه و خستگی و دلزدگی مقامات کاخ سفید، آن را «رسوایی بزرگ» بنامد و اعلام کند اینها فقط بخشی از مشکلات ترامپ در جنگ با ایران هستند.
پنج ـ اشتباه دولت در میدان اقتصاد و معیشت
آنچه تا اینجا گفتیم، اشارهای کوتاه به بخشی از وضعیتی است که دشمن در آن گرفتار شده است. اما نکته اصلی یادداشت در اینجاست: اگر در میدان جنگ، رهبر عزیز، نیروهای مسلح شجاع و مردم باوفای ایران توانستند با ایستادگی و مقاومت، محاسبات دشمن را برهم بزنند، چرا در میدان اقتصاد و معیشت باید با تصمیمهایی مواجه شویم که فشار را مستقیماً به مردم منتقل میکند؟
حالا این عملکرد را مقایسه کنید با عملکرد برخی از مسئولان دولت محترم و به عنوان فقط یک نمونه، عملکرد برخی در مواجهه با مشکل بنزین! اینکه ناگهان ـ تأکید میکنیم ناگهان ـ اعلام شود قرار است سهمیهها کم، قیمتها زیاد و یکی از نرخها نیز ۸۷ هزار تومان در لیتر باشد، آیا حاصل تدبیر است یا بیتدبیری؟!
مسئله فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله، نوع تصمیمگیری در شرایطی است که کشور از یک جنگ سخت عبور کرده و دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی، طبیعی است که فشار خود را بر اقتصاد و معیشت مردم متمرکز کند. در چنین شرایطی، هر تصمیم شتابزدهای که هزینه آن مستقیماً بر دوش مردم گذاشته شود، میتواند عملاً به نفع همان راهبرد دشمن تمام شود.
چه کسانی و با چه توجیهی، چنین طرحهایی را به افکار مسئولان دولتی نفوذ میدهند؟ اینکه مواضعی گرفته شود که قیمت بنزین و نفت در آمریکا، با وجود بسته بودن دو تنگه مهم و استراتژیک هرمز و بابالمندب، کاهشی شود و قیمت بنزین در ایران افزایشی، واقعاً مشکوک نیست؟!
بنزین یکی از کالاهای مورد نیاز مردم است و شرایط در مورد دیگر مایحتاج ضروری مردم نیز همین است. دشمن پس از شکست در میدان جنگ، روی اقتصاد و معیشت مردم متمرکز شده و برخی بیتدبیریها نیز ـ خواسته یا ناخواسته ـ دقیقاً در همان مسیری قرار میگیرد که دشمن میخواهد.
بنابراین، سخن این یادداشت دفاع از بینقص بودن وضعیت اقتصادی یا نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ سخن بر سر این است که دولت در شرایط حساس کنونی باید بهجای شوکدرمانی و افزایش ناگهانی قیمتها، با موقعیتشناسی، استفاده از ظرفیت مردم، اطلاعرسانی بهموقع و بهرهگیری از کارشناسان دلسوز و واقعی تصمیم بگیرد. نمیشود در میدان جنگ از مقاومت و تدبیر سخن گفت، اما در میدان اقتصاد با تصمیمهایی عمل کرد که فشار آن مستقیماً به زندگی مردم منتقل میشود.
کسانی که جز «شوکدرمانی» و «افزایش ناگهانی قیمتها» نسخه دیگری برای اقتصاد نمیپیچند، در خوشبینانهترین حالت «کارشناس» نیستند!
جعفر بلوری


