به گزارش سرویس اقتصادی پایگاه خبری ۵۹۸، تحولات پولی و ارزی کشور پس از بازگشت ه به سکان هدایت بانک مرکزی در ۱۰ دیماه سال گذشته، با انتقادات گستردهای مواجه بوده است. سیاستگذاری ارزی ماههای اخیر با محوریت همتی، با طرح شعارهایی نظیر «تکنرخیسازی» و «مبارزه با رانت»، در عمل به مسابقهای بیسابقه برای گرانسازی نرخ رسمی ارز و نزدیک کردن آن به نرخهای لجامگسیخته بازار غیررسمی بدل شده است؛ سیاستی که نه تنها رانت را مهار نکرد، بلکه به جهشهای زنجیرهای قیمتها، کوچکتر شدن سفره معیشت مردم و هدایت مستقیم تورم به بخش تولید منجر شد.
متأسفانه طراحان این سیاستها به جای پذیرش خطای راهبردی خود، تلاش میکنند پیامدهای تورمزای تصمیمات داخلی، نظیر جهش نرخ ارز در مرکز مبادله و کاهش ارزش پول ملی را پشت نقاب «جنگ» پنهان کنند و آدرس غلط به افکار عمومی بدهند. این رویکرد، صدای اعتراض طیف گستردهای از صاحبنظران، نمایندگان مجلس و فعالان تولیدی را بلند کرده است. هشدار صریح کارشناسان بر این واقعیت استوار است که افزایش عامدانه نرخ ارز برای کالاهای اساسی و نهادههای تولیدی، نه تأمینکننده عدالت است و نه مهارکننده رانت؛ بلکه شوکدرمانی آشکاری است که کشور را در چرخه باطل «جهش ارز، جهش هزینههای تولید و تشدید تورم» غرق میکند.
ریشههای جهش قیمت دلار و تورم
فرشاد مؤمنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، با انتقاد از سیاستهای ارزی میگوید: مگر میشود در این مملکت با افزایش دادن نرخ ارز، تورم را کنترل کرد؟ آقایان بیسابقهترین مناسبات رانتی را برپا میکنند و همزمان مدعی میشوند که هدفشان مبارزه با رانت است! میگویند ما شوک نرخ ارز ایجاد میکنیم تا تورم را کاهش دهیم و فرد دیگری میآید و میگوید ما شوک نرخ ارز ایجاد میکنیم تا عدالت برقرار کنیم. سید شمسالدین حسینی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی نیز با انتقاد از وضعیت سرمایهگذاری و هشدار نسبت به وضعیت منابع ارزی کشور اظهار داشت: بنده نقدهای جدی بر سیاستهای ارزی دارم. ما باید وضعیت ذخایر ارزی کشور را با دقت رصد کنیم؛ در شرایطی که ذخایر ارزی کشور بهطور متوالی افت کرده و تحلیل رفته است، نحوه اجرای سیاستها کاملاً محل اشکال است. این وزیر اسبق اقتصاد تصریح کرد: دقیقاً همان زمانی که میخواستید سیاستهای خود را پیادهسازی کنید، به سمتی حرکت کردید که با تهدید ذخایر ارزی کشور، هم نرخ ارز به سمت بالا جهش پیدا کند و هم به تبع آن، پایه پولی و سطح قیمتها افزایش یابد.
امین دلیری، معاون اسبق وزیر اقتصاد، با اشاره به ریشههای واقعی جهش قیمت دلار و تورم گفت: به نظر میرسد دولت و بهویژه بانک مرکزی به دنبال این هستند که کسری بودجه خود را از طریق وصول درآمدهای ارزی و تسعیر ارز با تغییر دادن قیمت آن جبران کنند. اگر هدفی غیر از این داشته باشند که قطعاً اشتباه است؛ هرچند که خودِ این اقدام برای جبران کسری بودجه نیز بهشدت تورمزاست؛ چراکه وقتی نرخ ارز تغییر میکند، تمام شاخصهای مرجع قیمتگذاری کالاها نیز متناسب با آن تغییر مییابد. وی در پاسخ به ادعای تأثیر جنگ بر جهش قیمتها افزود: برخی این تورمها را به گردن جنگ میاندازند، اما به نظرم جنگ بههیچوجه تنها عامل این قضیه نیست و سهم آن بسیار کمتر است. اگر بپرسید آیا تورم و گرانی دلار تقصیر جنگ است؟ میگویم خیر؛ سهم جنگ شاید حداکثر ۲۰ درصد باشد و بخش عمده آن متوجه سیاستها، بهویژه سیاستهای ارزی دولت و بانک مرکزی است. این پدیده دقیقاً یک شوک ارزی است؛ بانک مرکزی میبایست سهم بسیار بزرگتری در تثبیت بازار ارز ایفا میکرد.
سیاستهای ارزی؛ موتور گرانی
داوود رنگی، رئیس فدراسیون طیور و نایبرئیس کمیسیون واردات اتاق بازرگانی ایران، با تأکید بر لزوم ثبات قیمتها برای کالاهای اساسی و بازخوانی سیاستهای گذشته گفت: کشور ما به خاطر ماهیت سیاستهایش، به تثبیت نرخ ارز برای کالاهای اساسی نیاز دارد. ما آزمون تکنرخی کردن ارز را بارها تکرار کردهایم. وی با خطاب قرار دادن رئیسجمهور افزود: بنده میخواهم بگویم آقای رئیسجمهور! در آن زمان که میگفتید آقای رئیسی رانت ایجاد کرده است، فاصله نرخ ۲۸۵۰۰ تومانی با بازار آزاد حدود ۳۰ هزار تومان بود، اما اکنون خودتان این شکاف و رانت ارزی را افزایش دادهاید؛ به طوری که فاصله نرخها از ۱۷۵ هزار تومان تا ۲۷۰ هزار تومان شده و شکاف به ۱۰۰ هزار تومان رسیده است؛ شما دارید نرخ را بالا میبرید و خودتان رانت بزرگتری ایجاد کردهاید.
خطای استراتژیک در بازار پول
محمدامین لنگری، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با انتقاد از عرضه ارز بر اساس کد ملی گفت: یکی از سیاستهای کاملاً غلطی که متأسفانه هماکنون نیز در حال اجراست، عرضه مستقیم دلار است؛ اعلام میکنند هر فردی با در دست داشتن کارت ملی بیاید و دلار بخرد (مثلاً با نرخ ۲۵۴ هزار تومان). سؤال ما از رئیسکل بانک مرکزی این است که چرا دارید بین مردم ارز پخش میکنید؟ این اقدام یک سیاست کاملاً اشتباه است. بازار ارز یک بازار مضر است که وظیفه شما جمع کردن کامل آن است، اما با این اقدامات عملاً به آن رونق میبخشید. وی تأکید کرد: شما بهجای آنکه جامعه را به سمت استفاده از ابزارهای سرمایهگذاری مولد سوق دهید، مردم را تشویق به خرید دلار میکنید. اینکه مردم ارز بخرند و آن را زیر بالش خود بگذارند چه گرهی از مشکلات کشور باز میکند؟ بانک مرکزی موظف است ابزارهای سرمایهگذاری مبتنی بر پول ملی طراحی کند؛ با تشویق مردم به انبار کردن طلا و دلار، هیچ دردی از مشکلات اقتصادی کشور دوا نخواهد شد.
جنگ سیاستگذاریها
مصطفی پوردهقان، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، بیان کرد: «از وزرای دولت سؤال کردم که اگر فردا صبح صلح و پایان جنگ اعلام شود، آیا وضعیت شاخصهای اقتصادی ما بهبود مییابد؟ پاسخ قطعاً منفی است. ما پیش از آنکه وارد یک جنگ واقعی نظامی شویم، گرفتار جنگ سیاستگذاریها در مجموعه بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بودهایم. بخش عمده این جهشهای نرخ ارز مستقیماً ناشی از حوزه سیاستگذاریهای داخلی است؛ بنابراین اگر تصور کنیم ریشه این معضلات خارج از چارچوب تصمیمات ماست، این مصداق بارز فرار از مسئولیت است. وی افزود: ساختار اقتصادی ما حتی در صورت عدم وقوع جنگ نیز به همین سمت حرکت میکرد و جنگ شاید تنها روند آن را تشدید کرده باشد. مسیر اقتصاد بهگونهای بود که بروز تورمهای سهرقمی پیشبینی میشد و متأسفانه محقق شد. ما تمامی این هشدارها را پیشتر در نامهای رسمی از سوی مجلس به آقای رئیسجمهور منتقل کردیم و متذکر شدیم که زمزمههای اجرای شوکدرمانی توسط دولت، تبعات سنگینی در پی خواهد داشت. آدرس غلط دادن به مردم برای توجیه ناکارآمدیها، کاملاً اشتباه است. این یک قاعده ساده اقتصادی است که وقتی دولت نرخ ارز را افزایش میدهد، این جهش بلافاصله بر بهای تمامشده مواد اولیه و کالاهای داخلی اثر گذاشته و موج گرانی ایجاد میکند.



