روایتی از مذاکرات پیش از جنگ؛ چه خطایی در محاسبات تیم مذاکره‌کننده رخ داد؟
روایتی از مذاکرات پیش از جنگ؛ چه خطایی در محاسبات تیم مذاکره‌کننده رخ داد؟
روایت حسن قشقاوی از پیشنهاد ۵۰۰ میلیارد دلاری ایران به شرکت‌های آمریکایی، تصویری نگران‌کننده از منطق محاسباتی سیدعباس عراقچی و تیم او در وزارت امور خارجه ارائه می‌کند؛ تیمی که ظاهراً تصور کرده بود می‌توان با وعده سود اقتصادی، ترامپ را از مسیر تقابل با ایران منصرف کرد. تکرار همین نگاه در اظهارات معاون اقتصادی عراقچی، نشان می‌دهد با یک خطای فردی مواجه نیستیم.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸ به نقل از روزنامه نوبنیاد: حسن قشقاوی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در سخنانی جدید روایتی از  نگاه دستگاه دیپلماسی در مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه ارائه کرده که  نشان‌دهنده عمق یک خطای محاسباتی جدی است. قشقاوی در خصوص نگاه هیئت ایرانی در مذاکرات ژنو گفته است: «در سه مرحله مذاکرات ژنو، چرا ۵۰۰ میلیارد دلار به شرکت‌های آمریکایی پیشنهاد همکاری اقتصادی دادیم؟ ما به‌صورت جزئی و دقیق به آمریکایی‌ها اعلام کردیم که برای همکاری اقتصادی آماده‌ایم و گفتیم در خدمت هستیم. در حالی که طرف مقابل در ذهن خود به من می‌گفت: من معتقدم ایران باید تجزیه شود، اما شما در حال مذاکره برای انعقاد قرارداد با من هستید. من تحت تأثیر اسرائیل می‌خواهم شما را نابود کنم، اما شما می‌خواهید با من قرارداد ۵۰۰ میلیارد دلاری منعقد کنید.»

او در ادامه با اشاره به حضور حمید قنبری، معاون اقتصادی وزیر امور خارجه، در مذاکرات و مطرح شدن پیشنهاد همکاری آمریکا در حوزه‌های نفت و گاز، معدن، محیط زیست و حمل‌ونقل و همچنین حضور عبدالناصر همتی و قنبری در اجلاس سوم، توضیح داده است که این پیشنهاد بر اساس این تحلیل مطرح شده که ترامپ «فردی اقتصادی و اهل کسب‌وکار» است و اگر «بوی اقتصاد و سود» را احساس کند، از مواضع خود عقب‌نشینی خواهد کرد.

اول آمریکا در ایران!

در کنار این روایت، موضعی از سوی خود حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه، در نشست شورای کمیسیون‌های اتاق ایران در بهمن ۱۴۰۴، بر صحت سخنان قشقاوی در خصوص ساده اندیشی های مقامات وزارت امور خارجه صحه می گذارد. او گفته بود در مذاکرات جاری ایران و آمریکا، منافع مشترک در حوزه‌های نفت و گاز، سرمایه‌گذاری‌های معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات گنجانده شده و برای پایداری توافق «ضروری است که آمریکا نیز بتواند در حوزه‌هایی با بازده اقتصادی بالا و سریع، بهره‌مند شود.» لازم به ذکر است که این موضع قنبری درست در زمانی است که طبق گفته پوتین آمریکا حتی پیشنهاد رقیق سازی و انتقال اورانیوم به روسیه را نیز در آن زمان رد کرده بود. یعنی در شرایطی که آمریکای ترامپ جنگ را انتخاب کرده بود، محاسبه وزارت امور خارجه و بانک مرکزی این بوده که باید برای آمریکا «منفعت اقتصادی» تعریف کرد تا از جنگ بر علیه ایران منصرف شود.

جالب‌تر آنکه این رویکرد، سابقه‌ای پیش از مذاکرات اخیر دارد. نگاهی به نوشته عراقچی در اواخر فروردین ۱۴۰۴ و در شرایطی که اکنون معلوم شده محتوای نامه ترامپ در نوروز ۱۴۰۴ به رهبری شهید کاملا اعلام جنگ بود عمق خوش بینی و ساده اندیشی سکاندار دستگاه دیپلماسی را نشان میدهد. وی در این نوشته خود در واشنگتن‌پست اظهار می‌کند: «اکنون توپ در زمین آمریکاست. اکنون فرصتی وجود دارد تا ایالات متحده سرانجام یک «رئیس جمهور صلح» داشته باشد. این‌که آیا این فرصت را مغتنم می‌شمارد یا نه، انتخاب خود آنهاست.»

اشتباه محاسباتی ادامه دار!

اما واقعیت میدان، بعدها نشان داد که مسئله صرفاً انتخاب میان «صلح» و «مذاکره» نبود. طرف آمریکایی و رژیم صهیونیستی پیشتر مسیر تقابل را انتخاب کرده بودند  و در روزی که عراقچی از پیشرفت مذاکرات گفت جنگ ۱۲ روزه رقم خورد.

حتی در دوران مذاکرات برجام نیز تجربه‌ای وجود داشت که باید برای دستگاه دیپلماسی امروز درس‌آموز می‌بود. در دولت باراک اوباما، باوجود ادبیات متفاوتی نسبت به ترامپ داشت، واشنگتن اساساً زیر بار رفع تحریم‌های اولیه آمریکا علیه تجارت اشخاص و نهادهای آمریکایی با ایران نرفت. با این حال، مذاکره‌کنندگان ایرانی تمایل فراوانی برای شرکت‌های آمریکایی و خرید هواپیما نشان دادند؛ نمونه آن نیز پیش‌قراردادهای خرید هواپیماهای بوئینگ بود که سرنوشتشان خیلی زود روشن شد. حال چگونه می‌توان تصور کرد دولتی به‌شدت نزدیکتر به رژیم اسرائیل مانند دولت ترامپ، در برابر وعده ۵۰۰ میلیارد دلار تجارت، خصومت شیطانی خود را کنار بگذارد؟

وقت اصلاح دستگاه دیپلماسی

این ضعف محاسباتی فقط به اقتصاد محدود نمی‌شود. میثم ظهوریان، نماینده مجلس، نیز پس از جنگ ۳۹ روزه درباره تلقی وزارت امور خارجه پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند گفته بود: «وزارت خارجه با فعال‌سازی اهرم ژئوپلیتیک تنگه هرمز مخالفند و حتی قبل جنگ روی توانایی ژئوپلتیک بستن تنگه هرمز حرف داشتند»

اکنون عمق ضعف های عراقچی و وزارت خارجه و وضعیت به جایی رسیده که حتی قشقاوی، که تا مدت‌ها از روند تفاهم اسلام‌آباد دفاع می‌کرد، زبان به نقد گشوده و مهم‌تر از او، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه اسبق، نسبت به نقش وزارت امور خارجه و عراقچی در مسائلی مانند کاهش قیمت نفت به نفع آمریکا انتقاد کرده است.

تجربه عملکرد ضعیف وزارت خارجه و شخص عباس عراقچی در دوران پیش از  جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۳۹ روزه و نبردهای تابستان بر سر تنگه هرمز، هزینه سنگینی برای کشور داشته است. از این منظر، استیضاح عراقچی می‌تواند نخستین گام برای بازسازی دستگاه سیاست خارجی باشد؛ گامی که باید با اصلاح اساسی در کادر انسانی، به کارگیری نیروهای تازه نفس و انقلابی، تغییر در  نظام جذب و ارتقای نیرو و بنیان‌های تحلیلی وزارت امور خارجه تکمیل شود.

وضعیت فاجعه‌بار میدان مشق

اظهارات قشقاوی در کنار مواضع حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه، و عملکرد رسانه‌ای و دیپلماتیک عراقچی، نشانه‌هایی از ضعف تحلیلی و محاسباتی تیم فعلی این وزارتخانه را آشکار می‌کند؛ تیمی که نه‌تنها در شناخت رفتار آمریکا و ترامپ دچار خطای جدی شده، بلکه در ماجرای تنگه هرمز، میانجیگری‌های منطقه‌ای و مدیریت روایت مذاکرات نیز بارها ابتکار عمل را به طرف مقابل واگذار کرده است