داستان سخنرانی وحید جلیلی در صبح ۱۰ اسفند پس از اعلام خبر شهادت امام خامنه‌ای (ره)
داستان سخنرانی وحید جلیلی در صبح ۱۰ اسفند پس از اعلام خبر شهادت امام خامنه‌ای (ره)
اینکه برشی از این صحبت چهارماه پیش، حالا در این روزهای مذاکره رو آمده، برای پیش‌ بردن پروژه‌ای سیاسی برای حمله به حزب‌اللهی‌ها و تضعیف موضع ضدسازش یا چیزی از همین قبیل است. البته وحید جلیلی، الان هم اگر بخواهد علیه آمریکا و آمریکازده‌ها حرف بزند، لحنش ازین تندتر نباشد، نرم‌تر نیست.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸/ در روزهای اخیر، بازنشر بخشی از سخنان وحید جلیلی در فضای رسانه‌ای، بار دیگر بحث‌هایی را درباره مواضع جریان انقلابی و نسبت آن با مذاکرات و سیاست خارجی برانگیخته است. اما هر سخنی را باید در ظرف زمان و شرایطی که در آن بیان شده، فهمید.

مرتضی ابراهیم‌پور در یادداشت پیش‌رو، با روایت مشاهدات خود از لحظات اولیه خبر شهادت رهبر انقلاب و فضای حاکم بر آن ساعات، به زمینه شکل‌گیری آن سخنان پرداخته و معتقد است بازنشر گزینشی این بخش از سخنرانی، در امتداد یک پروژه سیاسی برای تخریب جریان ضدسازش و نیروهای حزب‌اللهی قابل ارزیابی است:

۱۰ اسفند بود. بعد نماز صبح و پس از اعلام خبر شهادت امام خامنه‌ای، همگی از دفتر زدیم بیرون. نمی‌دانستیم بناست چه کنیم. فقط می‌دانستیم که باید بزنیم بیرون و در خانه نمانیم. همه حیران و بهت‌زده و مصیبت‌زده بودیم. رفتیم سمت دانشگاه تهران. دیدیم بقیه هم حال ما را دارند. هیچ‌کس حرفی نمی‌زد. بالاخره یکی حاضر شد روضه‌ای بخواند؛ اما باز هیچ‌کس حال کار دیگری جز گریه نداشت. هیچ‌کس حاضر نبود صحبتی کند. این‌ها که حاضر نبودند صحبت کنند، خودشان از سخن‌ورها و فعالان جبههٔ انقلاب بودند.

بیرون زدم از نمازخانه و وحید جلیلی را دیدم. رفت کنار مزار شهدا. از لرزش شانه‌هایش فهمیدم که سخت گریه می‌کند. سریع، خودش را جمع‌وجور کرد و با قیافه‌ای جدی، آمد سمت جمعیت. و رفت پشت تریبون نمازخانه و شروع کرد به صحبت.

لحن او سرشار از حقد و غضب بود نسبت به قاتلان امام شهید. بغضی در گلو داشت اما حماسی صحبت کرد. از «مثلی لا بیایع مثله» گفت و «هیهات مناالذلهٔ» جمع، جان گرفت. از رویایی کل کفر در برابر کل اسلام و نبرد تمدنی ما گفت. منطق عاشورایی جنگ ما را فریاد زد. خشم نسبت به آمریکا و آمریکازده‌ها در چهره‌اش موج می‌زد؛ همان‌حالی که مردم مؤمن در آن لحظه داشتند. جوری صحبت و رفتار کرد که انگار فرصت گریه نداریم و باید برویم خیابان و میدان را نگه داریم. این حرف‌ها را الان می‌شود راحت فهمید اما همهٔ آن‌هایی که آن لحظهٔ عاشورایی را تجربه کرده‌اند، می‌دانند این‌چنین صحبت تعیین‌تکلیف‌کننده در آن لحظه یعنی چه. این لحن و فریاد او، ترس و لرز بر اندام دشمن و دشمن‌دوستان می‌انداخت.

این سخنرانی را در جلسه ضبط کردیم و بلافاصله در «بافتار» و «سیمافکر» و «سوره» گذاشتیم. پیام‌های متعددی از مخاطبان داشتیم که از عزم و اراده‌بخش‌ترین چیزها در آن لحظات سخت، همین صحبت بوده برایشان. می‌شود با جلیلی از وجوه مختلف مخالف بود؛ اما نمی‌شود غیرت انقلابی او را نادیده گرفت. نمی‌شود بینش عاشورایی او را در لحظات سخت تاریخی، ندید گرفت. به‌ندرت کسی را می‌توان یافت که بتواند در آن لحظه، بر غم خود فائق بیاد و وظیفهٔ تاریخی خودش را تشخیص دهد و عمل کند.

اینکه برشی از این صحبت چهارماه پیش، حالا در این روزهای مذاکره رو آمده، برای پیش‌ بردن پروژه‌ای سیاسی برای حمله به حزب‌اللهی‌ها و تضعیف موضع ضدسازش یا چیزی از همین قبیل است. البته وحید جلیلی، الان هم اگر بخواهد علیه آمریکا و آمریکازده‌ها حرف بزند، لحنش ازین تندتر نباشد، نرم‌تر نیست؛ مثل لحن و حال امت مبعوث که بیش از پیش دشمن‌تر با آمریکا و اهل سازش شده‌اند.