کد خبر: ۳۲۴۱۴۹
زمان انتشار: ۱۶:۰۴     ۱۱ تير ۱۳۹۴
حامیان تولید ملی از شاه‌عباس تا آیت الله نجفی
"دلاواله" مورخ ایتالیایی درین باره می گوید، شاه عباس، گرجی ها، مسیحیان و یهودیان را به خطه شمال ایران کوچ داد. آنها در پرورش ابریشم متبحر بودند، به همین علت خطه شمال به مرکز تولید ابریشم ایران تبدیل شد. بنابر ادعای «شاردن» فرانسوی در دوره شاه عباس سالانه یک میلیون و دویست هزار کیلو ابریشم تولید می شد. ابریشم محصول اصلی تجاری ایران بود و ایران در حدود یک قرن، صادرکننده اصلی ابریشم در دنیا بود.
در بحبوحه ی رقابت های انتخاباتی در سال 92یکی از کاندیداها در سفر استانی خود گفت: «ما دم از حمایت از تولید ملی می زنیم، اما شعارهای حمایت از تولید ملی را در بنرهای چینی چاپ می کنیم.»
مصطفی کواکبیان از یک حقیقت تلخ و تفاوت میان اعمال و اعلام حمایت از تولید ملی پرده برداشت. اگر امروز تمام برنامه های رسانه ها با لوگوی حمایت از تولید ملی پخش شود، روزنامه ها و بیلبوردها با شعار حمایت از کارگر ایرانی پر شود، قطعا اتفاقی نمی افتد مگر آنکه مسئولین و مردم عملا دست به حمایت از تولید ملی بزنند. 

شاه عباس، قهرمان احترام به تولید ملی

در طول تاریخ نیز زمانی کالای ایرانی ارج و قرب یافته است که مردم و مراجع فکری و عملی مردم به میدان عمل آمده اند و عرصه بسیط شعار را رها کرده اند. در دوره صفویه یکی از دوران پرشکوه اقتصاد ایران رقم خورد. برخی از مورخین دوره معاصر ایران را از آغاز حکومت صفویه می دانند. شاه عباس صفویه با تدابیر اقتصادی خود موجب شد که کالای ایرانی ارج و قرب بالایی یابد و تجارت ایران رونق فراوانی پیدا کند. "دلاواله" مورخ ایتالیایی درین باره می گوید، شاه عباس، گرجی ها، مسیحیان و یهودیان را به خطه شمال ایران کوچ داد. آنها در پرورش ابریشم متبحر بودند، به همین علت خطه شمال به مرکز تولید ابریشم ایران تبدیل شد. بنابر ادعای «شاردن» فرانسوی در دوره شاه عباس سالانه یک میلیون و دویست هزار کیلو ابریشم تولید می شد. ابریشم محصول اصلی تجاری ایران بود و ایران در حدود یک قرن، صادرکننده اصلی ابریشم در دنیا بود. از لحاظ کیفیت هم با ابریشم های ایتالیایی و یونانی رقابت داشته است. حتی در امپراطوری عثمانی نیز ابریشم ایران بازار را در قبضه خود گرفته بود. 
تصمیم شاه عباس در تشویق مردم به تولید ابریشم نیز نشان از تدابیر اقتصادی وی دارد. وی مالیات تولید ابریشم را 4تومان و مالیات صادرات را 12 تومان تعیین کرده بود. همچنین نظام مالیاتی به نحوی بود که خام فروشی ابریشم صرفه اقتصادی نداشت. مردم تلاش می کردند ابریشم را تبدیل به پارچه های گوناگون کنند و با کسب سود بیشتر و مالیات کمتر پارچه خود را به فروش برسانند.
کمپانی های اروپایی خریدار اصلی محصولات حاصل از ابریشم بودند. پارچه‌های زربفت، تافته، چرم دباغی نشده، مخمل محصولاتی بود که مردم تولید و به دربار می فروختند. دربار نیز این محصولات را در اختیار سفرایش در کشورهای اروپایی می گذاشت و آنها موظف بودند در دوره ماموریت خود این محصولات را بفروشند. البته تجار خارجی نیز امکان خرید و رقابت در داخل کشور را نیز داشتند. 
زمانی که حاکمان به توانایی ایرانی ها ایمان داشته اند، شاهد افتخارات بزرگی بوده ایم. به عنوان مثال یکی از دوره های پر افتخار تاریخ ایران مربوط به دوران شاه عباس صفوی است. در دوران وی به منظور تسهیل تجارت، امکانات زیربنایی فراوانی به دست ایرانی ها ایجاد شد. بسیاری از مساجد، پل ها، جاده ها، ساختمان ها و بسیاری از ثروتهای تاریخی ما مربوط به این دوره است.
شاه عباس صفوی خود الگوی اقدام عملی برای تحریم کالای خارجی و استفاده از توانمندی ایرانی برای تحریم واردات است. جالب آنکه شاه عباس در بحبوحه جنگ با همسایه پرقدرت شرقی حاضر به واردات ادوات و توپ جنگی از غرب نمی شود.
 شاه عباس صفوی به جای واردات توپ، از اروپایی ها خواست که به ایرانی ها شیوه ساخت توپ را آموزش دهند. غربی ها به علت آنکه عثمانی را دشمن مشترک ایران وخودشان می دانستند حاضر به آموزش ساخت توپ شدند. به نحوی که در اوج درگیری ایران و عثمانی، ایران تبدیل به یک تولید کننده توپ جنگی شد و پس از مدتی ایران به خودکفایی رسید.

وقتی علما حمایت از کالای ایرانی را از خود شروع کردند

اما پس از شاه عباس، شاه صفی نتوانست از این میراث بهره گیری کند و خیلی زود اقتدار اقتصادی ایران در جهان شکسته شد. دوره قاجار آغاز خودباختگی در برابر مصرف کالای خارجی بود.
در دوران قاجار ها که مصادف است با آغاز وادادگی در برابر نظام غرب، عزم دفاع از تولید ملی در میان علما و مراجع فکری مردم وجود داشته است. علما تلاش بسیاری کردند که از کالای داخلی حمایت کنند و البته موفقیت ها چشمگیری نیز داشتند.
پس از قرارداد 1907 که ایران میان دو کشور شوروی و انگلیس تقسیم شد، آیت الله آقا نجفی اصفهانی، یک تنه میدان دار حمایت از کالای داخلی شد. وی به همراه برخی دیگر از علمای دین، بازرگانان و تجار با تاسیس شرکت اسلامیه به حمایت از تولید ملی پرداختند. آنان اقدام به پوشیدن لباس کرباس کردند و استفاده از لباس خارجی را تقبیح کردند و از مردم خواستند که لباس ذلت(خارج) را از تن بیرون آورند. 
البته اقدامات آیت الله نجفی از جنس شعار و بیان موضع از طریق تریبون نبوده است، بلکه او استفاده از کالای داخلی را ابتدا بر خود واجب کرد. وی در هماهنگی با 13تن از علمای طراز اول اصفهان بیانیه ای پنج بندی اعلام کردند و طی آن متعهد شدند که  بر میتی که کفنش از پارچه ایرانی نیست نماز نخوانند، از آن تاریخ به بعد حاضر به پوشیدن لباس خارجی و یا لباسی که با پارچه خارجی دوخته شده است، نشدند. 

از تحریم کالای خارجی دوره قاجار تا افزایش واردات در تحریم

پس از تحریم های سنگین سال 90، در شرایط تحریم و کمبود ارزی، حدود سه میلیون تن سیگار ]صرفا آمار قانونی اعلام شده[ در سال 93 به کشور وارد شد که حاکی از افزایش 56درصدی نسبت به سال گذشته است. علمای اصفهان در یک قرن پیش، در بند پنجم قرارداد خود متعهد شده بودند که دیگر به منزل اهل دخانیات نروند و بدین ترتیب به صورت عملی با انگلیسی ها مبارزه کنند. علمای اصفهان در بند دیگر عهد نامه خود متعهد شده بودند که دیگر نامه ای را که روی کاغذ خارجی نوشته شده است، مهر و امضا نکنند. این بند اگر مورد توجه مسئولین امروز کشور ما قرار می گرفت دیگر شاهد این نبودیم که شعار حمایت از تولید ملی، در بنر چینی چاپ شود و سالانه میلیون ها دلار صرف واردات کاغذ شود.

شرکت اسلامیه الگوی عملی اقتصاد مقاومتی

تاسیس شرکت اسلامیه توسط آقا نجفی و برادرش حاج آقا نورالله به منظور حمایت از نساجی ایران و دعوت مردم به مصرف کالای داخلی، الگوی عملی اقتصاد مقاومتی در دوران ماست. موفقیت این شرکت باعث شد که ابعاد فعالیت این شرکت به ساخت مدرسه، راه آهن و بسیاری دیگر از کالاها کشیده شود. شاید امروز که الگوی اقتصاد مقاومتی راهبرد اعلامی کشور شده است، درک فایده این گونه اقدامات برای ما سهل تر باشد. جنس اقدامات دو عالم دینی در آن زمان، نشان می دهد که استقلال با شعار به دست نمی آید بلکه اقدامی عملی لازم است.

تفاخر کریم خان به تولید داخلی

کریمخان زند نیز از مفاخر تاریخ ایران است و در تاریخ ایران به نیکی از وی یاد می شود. دوره وی مصادف است با تولیدات با کیفیت از جنس مس. احترام کریمخان زند به جنس ایرانی موجب شد تا ظروف چینی وارداتی نتواند در  خانه های مردم ایران جا خوش کند. صادرات ظروف مسی در آن دوران محل درآمد دولت بوده است. 
در دوره وی فرستاده انگلیس ظرف چینی فاخری برایش هدیه می آورد، اما او حاضر به استفاده از این ظرف نمی شود. وقتی یکی از اطرفیان وی، استفاده از ظرف مسی را در شان کریمخان نمی داند، کریمخان ظرف چینی را به زمین می کوبد و ظرف تکه تکه می شود. وی ظرف مسی ایرانی را نیز به زمین کوبید اما ظرف سالم ماند. کریمخان در ان لحظه جمله ای تاریخی گفت که سلاح مردم ایران همان کالای داخلی است، باید با همین کالای ایرانی خرسند باشیم تا تهی دست و درویش نشویم. 
آوردن مثالهایی از این دست در تاریخ ایران زیاد کار سختی نیست. حس ایران دوستی که هر روز لقلقه زبان بسیاری از ماست، اما برای ایران دوستی مان اقدام عملی نمی کنیم. شاید لازم باشد عده ای خط شکن شوند و گروهی از روشنفکران، سیاسیون، علما، ورزشکاران، هنرمدان و بسیاری دیگر از مراجع فکری و عملی مردم، برای حمایت از کالای ایرانی میدان دار شوند. تا زمانی که عکس مسئولین، هنرمندان و ورزشکاران و جملات آنان در بنرهای چینی چاپ می شود و ماشین های زیرپای آنان خارجی است، نباید به حمایت آنان از تولید ملی امیدی داشت. شاید گره کار به دست ما باز می شود و اقدامات انقلابی ما را می طلبد. اگر وضعیت عوض نشود، تاریخ قضاوت خوبی درباره حمایت ما از ایران نخواهد داشت.

سید محمد سادات اخوی

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۲
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها