آیت الله میرباقری : آسیب‌شناسی در چارچوب رویکرد روایت شکست، سودی ندارد/ آسیب‌شناسی اگر در ذیل روایت فتح باشد، به سکوی پرش تبدیل می‌شود
آیت الله میرباقری : آسیب‌شناسی در چارچوب رویکرد روایت شکست، سودی ندارد/ آسیب‌شناسی اگر در ذیل روایت فتح باشد، به سکوی پرش تبدیل می‌شود
آیت‌الله میرباقری: شما اگر روایت فتح نکنید اصلاً صحبت از نقطه‌ضعف‌ها بی‌معناست. نقطه‌ضعف‌ها آن‌وقتی به سکوی پرش و تربیت تبدیل می‌شوند که در درون روایت فتح دیده بشوند.

به گزارش سرویس دین و فرهنگ پایگاه خبری ۵۹۸، آیت‌الله سید محمدمهدی میرباقری نماینده مردم استان سمنان در مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر مفهوم «روایت فتح» گفت: بیان نقاط ضعف، اگر در دل روایت پیروزی و حرکت رو به جلو انجام شود، می‌تواند به سکوی پرش و فرصتی برای رفع کاستی‌ها تبدیل شود؛ اما اگر جامعه از ابتدا با «روایت شکست» مواجه شود، نقد نیز کارکرد اصلاحی خود را از دست خواهد داد.

متن کامل سخنان آیت‌الله میرباقری در ادامه می آید:

۱. آسیب‌شناسی در دل روایت فتح معنا پیدا می‌کند

در روایت فاتحانه از میدان مبارزه، آسیب‌شناسی هم معنا دارد و اتفاقاً وسط روایت فتح باید نقطه‌ضعف‌ها را هم بگوییم تا برطرف شود و بیشتر جلو برویم، واِلّا اگر روایت شکست کنیم، ایراد و موعظه، سودی ندارد.
شما اگر روایت فتح نکنید اصلاً صحبت از نقطه‌ضعف‌ها بی‌معناست. نقطه‌ضعف‌ها آن‌وقتی به سکوی پرش و تربیت تبدیل می‌شوند که در درون روایت فتح دیده بشوند. برای مثال، من اگر احساس کردم در تهذیب نفس شکست‌خورده هستم، حالا مدام بگویی «تو حسودی، بخیلی، متکبری!»، خب، چه کار می‌توانم بکنم؟ آدمِ شکست‌خورده، حوصله ندارد فکر کند که عیب و ایرادی چیست!
ولی وقتی روایت فتح ارائه می‌کنی، انگیزه دارم و به‌سمت تدارک این نقطه‌ضعف‌ها حرکت می‌کنم.

آیت الله میرباقری

۲. انتقاد باید همراه با راه‌حل باشد

فلان مسئول هم، آن‌هنگامی انتقاد شما را قبول خواهد کرد که بگویید «مسیر تو، مسیر پیروزی است، اما فلان‌جا داری بد قدم برمی‌داری و لغزش داری».
من نمی‌خواهم از کسی دفاع کنم، می‌خواهم بگویم گاهی موضع‌گیری‌های ما و روش انتقاد ما صحیح نیست؛ انتقاد، قواعد دارد؛ انتقاد بدون اینکه شما راه‌حل و پیشنهاد بدهید، «سرزنش» محسوب می‌شود و سرزنش، خوب نیست.
شما باید مسیر حرکت به سمت قله را نشان بدهید و پیشنهاد هم ارائه بکنید.

۳. روایت شکست، راه اصلاح را می‌بندد

چهل و هفت سال است که عده‌ای مدام می‌گویند «همه‌چیز از دست رفت!».
بنی‌صدر که رئیس‌جمهور شد، همه‌چیز از دست رفت!
وقتی مهندس بازرگان نخست‌وزیر شد، همه‌چیز از دست رفت!
دو تا وزیر جبهه ملی که آمدند، همه‌چیز خراب شد!
در جریان حمله حزب بعث به‌‌ ‌‌ایران، خیلی‌ها مضطرب بودند. امام راحل به‌جای اینکه بگویند «همه‌چیز از دست رفت!» فرمودند: «دزدی آمده و سنگی انداخته و در رفته.» و با این جمله، مردم را آرام‌‌ ‌‌کردند. این یعنی روایت فتح.
شما اگر از اول روایت شکست کردی، یقهٔ چه کسی را و برای چه می‌گیری؟ اصلاً دیگر چه اصلاحی در او اتفاق می‌افتد؟ در روایت شکست، اصلاح بی‌معناست.

۴. روایت یأس و از دست رفتن سرمایه اجتماعی

به نظر می‌رسد اگر در جایی، تجمعات خلوت می‌شود، علل مختلفی دارد، ولی یک علتش این است که #روایت_فتح نمی‌کنیم، بلکه #روایت_یأس می‌کنیم! در این صورت، آن بخشی که به امید فتح آمده بودند، صحنه را ترک می‌کنند و این سرمایه اجتماعی از دست می‌رود.