به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ۵۹۸-رضا احمدزاده/ در خبرها آمده بود که رئیسجمهور آمریکا مدعی شد: «تفاهمنامه پایان جنگ با ایران برای من تمام شده است.» این همان سخنی است که رهبر شهید و جانشین خلف ایشان درباره مذاکرات بارها بر آن تأکید کردند، اما گویا شنیده نشد.
اکنون با این شرایط، شاید سکوت بهتر از سخن گفتنی باشد که تنها بر ابهامات میافزاید. اگر پاسخی برای این وضعیت وجود ندارد، یا باید مسئولیت آن را پذیرفت یا از اظهارنظرهایی که بر پیچیدگی ماجرا میافزاید، پرهیز کرد. همه میدانستند و شما نیز بهخوبی میدانستید، اما گویی عادت شده است که نه یکبار و دوبار، بلکه بارها و بارها از یک تجربه تکراری آسیب ببینیم؛ تا ماهها خون مردم و نخبگان سیاسی ریخته شود و سپس بار دیگر ارزش این خونها در پای میز مذاکره قربانی شود.
آقای قالیباف؛ ما نیز میخواهیم به تعبیر خود شما از این توافقنامه «لذت ببریم»، اما آن وعدهها و سخنان امیدوارکننده که تصویری آرمانی از این تفاهم ارائه میکرد، اکنون کجاست؟ چرا با وجود تجربههای مکرر از بدعهدی آمریکا و غرب، باز هم همان مسیر دنبال شد؟ امروز پاسخ شما چیست؟ با چه سازوکاری قرار است اجرای توافقنامه تضمین شود؟
آقای قالیباف؛ اصلاحطلبان و دولتمردان بهخوبی میدانستند که ممکن است این روند به چه سرانجامی برسد و شاید به همین دلیل، شما را مناسبترین چهره برای همراهی با آن یافتند. اگر نتیجه این مسیر، افزایش تنش و ناامنی باشد و جوانان این سرزمین هزینه آن را بپردازند، طبیعی است که افکار عمومی نیز پرسشهای جدی مطرح کند. پیشنهاد ما این است که میثمتان را بهعنوان پیشقراول سپاه مدافع وطن راهی تنگه هرمز کنید؛ شاید این اقدام بتواند تا اندازهای نگاه مردم را تغییر دهد؛ البته شاید.
درباره آقای عراقچی نیز سخن چندانی نداریم. ایشان را باتجربهتر از آن میدانیم که نیاز به تکرار این نکات باشد. ایشان در ساختار وزارت امور خارجه رشد کردهاند، تجربه برجام را از نزدیک دیدهاند و به نتایج آن آگاه بودهاند. بنابراین اگر گفته شود که از سرانجام احتمالی این مسیر اطلاعی نداشتند، باور آن دشوار خواهد بود.
اگر این تفاهمنامه به شکست کامل بینجامد و زمینهساز جنگ شود، تیم مذاکرهکننده از رأس تا ذیل، از رئیسجمهور گرفته تا وزیر امور خارجه، مشاوران و دیگر اعضای تیم مذاکره، باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند.
والسلام


