کد خبر: ۲۹۴۰۶۶
زمان انتشار: ۰۹:۲۱     ۲۰ بهمن ۱۳۹۳
هدف اصلي ما در اين مقاله اين است که برخي از مهم ترين دستاوردها را مورد تحليل و ارزيابي قرار دهيم
انقلاب اسلامي ايران را بي شک بايد يکي از مهم ترين و تاثير گذار ترين انقلاب هاي جهان دانست که آثار آن هم در درون مرزها و هم فراتر از مرزها بسيار عميق بوده است به گونه اي که با توجه به اين تحولات و دستاوردهايي که به صورت مستقيم يا غير مستقيم از اين انقلاب ناشي شده است مي توان آن را انقلاب به معناي واقعي کلمه دانست ؛ درست در نقطه مقابل برخي نظريه پردازي هاي بيگانه که تلاش مي کنند تا «انقلاب بودن» انقلاب اسلامي ايران را با توجه به ويژگي ها و شاخصه هايي که با مباني غربي سازگاري ندارد مورد ترديد قرار دهند .

يکي از ويژگي هاي اين تحولات و دستاوردها اين است که در اکثر زمينه ها اعم از سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي ، علمي و ... حاصل شده است به گونه اي که شاهد يک تحول عظيم و فراگير در کل ساختارهاي کشور بوده ايم . البته قصد ما در اين مقاله اين نيست که کليه اين دستاوردها را به صورت مفصل و يا حتي اجمالي به رشته تحرير در آوريم ، چرا که با توجه به حجم عظيم تحولاتي که در اثر انقلاب اسلامي رخ داده است پرداختن به کل آن در يک مقاله که اقتضايش اختصار گويي است امکان پذير نمی باشد، با اين حال هدف اصلي ما در اين مقاله اين است که برخي از مهم ترين دستاوردها را مورد تحليل و ارزيابي قرار دهيم، بر اين اساس راهکاري که براي اين منظور مناسب تر است تقسيم بندي اين دستاوردها به چند بخش مي باشد که ما در اينجا آن را به دستاوردهاي سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و علمي تقسيم بندي مي کنيم ، هر چند مي توان با توجه به پيشرفت هايي که در عرصه هاي ديگر وجود دارد تقسيم بندي هاي ديگري را هم به اين تقسيمات اضافه نمود که با توجه به همپوشاني برخي از اين موضوعات نسبت به برخي از آن دستاوردها و بناي اين مقاله براي مختصر گويي و نه ذکر همه دستاوردها ، ضرورتي به ذکر اين سرفصل ها وجود ندارد .

مهم ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي بر اساس تقسيم بندي پنجگانه سابق عبارتند از :

الف دستاوردهاي سياسي

1. سرنگوني نظام نامشروع و استبدادي شاهنشاهي که 2500 سال بساط سلطه خويش را بر سر ملت گسترده بود ، اين دستاورد را بايد راهگشاترين دستاورد انقلاب اسلامي دانست چرا که به برکت آن کليه تغييرات و تحولات ديگر رقم خورد ، در واقع رژيم شاهنشاهي بزرگترين مانع هر گونه تحولي در کشور بود و به دليل ذات استبدادي آن هر گونه اصلاحي در آن فاقد اثر بود ، چنانکه در جريان نهضت مشروطه ، تجربه مهم تلاش براي اصلاح نظام استبدادي شاهنشاهي از طريق تبديل کردن آن به نظام مشروطه با روي کار آمدن رضا شاه و پس از وي محمد رضا پهلوي و بسط استبداد در قباي موجه تري به نام مشروطه سلطنتي به شکست انجاميد، در اين مقطع زماني حتي علماي نامداري همچون ميرزاي نائيني تلاش کردند تا با توجه به عدم امکان برقراري حکومت اسلامي به زعامت رهبر ديني ، از نظام مشروطه سلطنتي به عنوان نظامي که شرّ کمتري از نظام سلطنتي استبدادي دارد دفاع کرده و به تئوريزه کردن آن بپردازند ، اما امام خميني (ره) با مشاهده اين تجربيات ، نخستين هدفي را که براي مبارزه انتخاب کردند شاه و نظام سلطنتي بود تا جايي که در سخنراني هاي سال هاي نخستين مبارزه نيز رسماً به شاه حمله کرده و حتي شاه دوستي را معادل «غارتگرى، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمين، و تجاوز به مراكز علم و دانش‏»[1] معرفي کردند و به اين ترتيب با توجه به اينکه چنين نظامي بزرگترين مانع رشد و پيشرفت همه جانبه ملت ايران بود هيچ گونه مماشاتي را با اين نظام نپذيرفتند تا جايي که شرط ملاقات خود با عواملي از رژيم که خواهان ملاقات با ايشان بودند را استعفاي آنها از مناصب خود در رژيم سلطنت اعلام کردند و حتي برخي از آنها همچون شهردار تهران را پس از استعفا مجدداً در سمت خود ابقا نمودند تا نشان دهند که حتي يک چهره ثابت در دو نظام شاهنشاهي و نظام مبتني بر ولايت فقيه تفاوت دارد و آنچه اولويت اصلي اوست کنار رفتن نظام شاهنشاهي مي باشد و لو اينکه در نظام غير شاهنشاهي ، برخي ازهمان چهره ها به قدرت برسند .

2. استقرار نظام مردمسالار ديني جمهوري اسلامي ايران مبتني بر ولايت فقيه

همانطور که مي دانيم اکثر مردم کشور ما پيرو مکتب شيعه هستند که يکي از غير قابل خدشه ترين اصول آن عبارت است از لزوم کسب مشروعيت حکومت از جانب معصوم (ع) و طاغوت بودن هر حکومتي که مشروعيتش منتسب به معصوم نباشد که بر اين اساس با مراجعه اي به منابع ديني در مي يابيم که تنها فقها هستند که اين حق را از جانب امام معصوم (ع) دارا هستند و به عنوان نواب عام امام زمان(عج) حق حکومت را دارا هستند که از آنها به عنوان ولي فقيه ياد مي کنيم ، لذا لزوم مشروعيت الهي حکومت و بحث ولايت فقيه ، مهمترين محور انديشه سياسي شيعه در طول تاريخ بوده است و از زماني که نخستين کتاب هاي فقهي استدلالي شيعه به رشته تحرير در آمده است يعني از زمان شيخ مفيد اين بحث به تعابير گوناگون همچون سلطان عادل ، امام المسلمين و ... در کتاب هاي فقهي مورد بررسي قرار گرفته است ، هر چند به دليل عدم امکان اعمال حاکميت فقها در اکثر مقاطع تاريخي ، اين بحث به صورت حاشيه اي و در ضمن مباحث ديگر مطرح شده است اما اصل آن به عنوان يک اصل خدشه ناپذير همواره در ميان فقها مطرح بوده است . با تمام اين احوال، امکان اعمال ولايت فقيه به صورت کامل ، تا زمان انقلاب اسلامي ايران هرگز فراهم نشده بود ، از اين روي امام خميني (ره) که کوله باري از تجربيات هزار و چهارصد ساله تاريخ تشيع را بر دوش مي کشيد ، تصميم گرفتند تا پس از نابودي نظام منحط گذشته ، تئوري ولايت فقيه را به صورت عملي در قالب يک نظام منسجم و نهادمند که امکان اعمال بسياري از اختيارات ولي فقيه وجود داشته باشد ، به مرحله اجرا بگذارند و با توجه به لزوم نقش آفريني مردم در تحقق عيني حکومت بر مبناي انديشه سياسي امام خميني (ره) ، نظريه ولايت فقيه را در درون ساختار نظامي ديني و در عين حال مردمسالار تحت عنوان جمهوري اسلامي ايران عملي نمودند که ويژگي آن اين بود که علاوه بر مشروعيت الهي حکومت ، مردم نيز با پذيرش خود به آن جنبه مقبوليت بخشيدند و در نتيجه براي نخستين بار در طول تاريخ شيعه و پس از دوران صدر اسلام ، حکومتي مبتني بر انديشه سياسي شيعه جعفري توانست به صورت مستقيم نظامي سياسي خود را پي ريزي نمايد که مردم نيز آن را با جان و دل پذيرا شدند .

3. تحقق حاکميت مردم بر سرنوشت سياسي خويش که وقوع انقلاب اسلامي ايران نخستين گام در اين راستا بود ، در واقع يکي از ويژگي هاي مهم اين انقلاب اين بود که در کنار نيروهاي فعال انقلابي همچون رهبران و عناصر سياسي انقلاب ، مردم نيز با آگاهي هاي حاصل شده ، خواستار انقلاب بودند و به همين دليل اين انقلاب با حضور پرشور و يکپارچه ملت ، به پيروزي رسيد و پس از آن نيز براي استقرار نظام جديد از مردم نظر خواهي شد و به همين ترتيب تمام ارکان نظام جديد با خواست و اراده مردم شکل گرفت ، در واقع اراده مردم در جهت تغييرات در سرنوشت سياسي خود بر اين قرار گرفت که با انقلاب خود نظام منحط و پوسيده استبدادي را ريشه کن و به جاي آن نظامي جديد مبتني بر الگوي مردمسالاري ديني پي ريزي نمايند که حضور و اراده مردم در ساختارها و ارکان آن کاملاً نمايان باشد و اين يعني حاکميت مردم بر سرنوشت سياسي خويش ، در اين زمينه مقام معظم رهبري معتقدند : «در طول تاریخ ما، هیچ حادثه‌ای مثل حادثه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی و حوادث بعد از آن نبوده است که مردم در آن، نقش مستقیم داشته باشند. در انقلاب اسلامی مردم آمدند؛ ... با اینکه متکی به قدرت و زور هم نبودند، سلاح هم نداشتند، اگر هم داشتند، به کار نمی‌بردند، اما در عین حال توانستند یک رژیمِ تا دندان‌مسلحِ متکی به قدرتهای استکباری را بکلی از پا در بیاورند و انقلاب را پیروز کنند. منتها نکته‌ی اساسی در انقلاب ما این بود که نقش مردم با پیروزی انقلاب تمام نشد؛ ... در گذشته همیشه می گفتند کشور صاحب دارد؛ منظورشان این بود که فلان امیر و فلان حاکم و فلان سلطان صاحب کشور است! مردم نقشی نداشتند، کاره‌ای نبودند. امروز به برکت انقلاب اسلامی، مردم میدانند کشور صاحب دارد؛ صاحب کشور هم خود مردمند.»[2]

يکي ديگر از شواهد اين دستاورد ، عبارت است از نقش مردم در انتخاب مسئولان نظام تا جايي که به قول مقام معظم رهبري «امروز در جمهوری اسلامی همه‌ی مقاماتی که به نحوی در کار مردم دخالت دارند، مستقیم یا غیرمستقیم منتخب خود مردمند؛ حتّی رهبری.»[3]

4. تحقق آزادي هاي مشروع منطبق با ارزش ها و بنيان هاي بومي ، اين در حالي است که تا پيش از انقلاب اسلامي تنها آزادي که وجود داشت ، آزادي در مسير هر چه نزديک تر شدن به غرب از نظر وضعيت فرهنگي بود و فراتر از آن چيزي به نام آزادي به ويژه از نظر سياسي ، اقتصادي و اجتماعي حتي با معناي غربي آن وجود نداشت و تنها روزنه هاي به وجود آمده در مقاطعي از تاريخ همچون مشروطه و يا تحولات شهريور 20 ، براي آزادي هاي سياسي نيز بلافاصله با روي کار آمدن ديکتاتوري جديد بسته مي شد و به اين ترتيب آزادي تبديل به آرزوي دست نايافتني ملت ايران شده بود و به هيمن دليل بود که يکي از شعارهاي اصلي مردم در راهپيمايي هاي پيش از انقلاب اسلامي عبارت بود از «استقلال ، آزادي ، جمهوري اسلامي» ؛ شعاري که آن را عصاره خواست هاي ملت در جريان انقلاب اسلامي دانسته اند و عنصر آزادي خواهي در آن نقش برجسته اي دارد ، به همين دليل است که دادن آزادي هاي مشروع و منطبق با ارزش هاي بومي که آزادي توام با مسئوليت در برابر خدا[4] ، پس از پيروزي انقلاب اسلامي به يکي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي تبديل شد و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به «تأمین‏ آزادیهای‏ سیاسی‏ و اجتماعی‏ در حدود قانون»[5] گرديد . بر همين اساس آزادي هاي متعدد در عرصه هاي سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و ... در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به رسميت شناخته شده است که محدوده آن ها را ارزش هاي بنيادين و مصالح ملي تعيين مي کند .

5. تغيير در سياست خارجي کشور ، استقلال در تصميم سازي هاي ديپلماتيک و نزديک شدن به ملت هاي مظلوم و مستضعف ، اين در حالي است که تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ، سياست خارجي کشورمان تابعي از سياست هاي قدرتهاي سلطه گر جهاني بود و رژيم شاه به گونه اي به تدوين و اجراي سياست خارجي خود مي پرداخت که گويي مسئوليت وي نه حفظ وتامين منافع ملي بلکه حفظ منافع غربي هاست و حتي از تصريح به اين مساله نيز ابايي نداشت ، چنانکه شاه در پاسخ در زمينه مطرح شدن ايران به عنوان ژاندارم منطقه صريحا اين ماموريت خود را به منظور حفاظت از منافع غرب عنوان کرده و مي گويد : « ارتش ما در واقع قادر بود در اين ناحيه كه براي غرب اهميت استراتژيك فوق العاده‌اي دارد، هرگونه ناآرامي محلي را متوقف يا در نطفه خفه كند.»[6] ، نتيجه چنين سياست هايي اين بود که علاوه بر خدشه دار شدن حيثيت بزرگترين کشور شيعه جهان بابت ارتباطات پيدا و پنهان آن با رژيم صهيونيستي و عدم استقلال در تصميم گيري هاي سياست خارجه ، ملت ايران نيز هزينه هاي هنگفتي را در اثر اين سياست ها مجبور بودند تحمل کنند همچون دخالت هاي بي دليل ايران در ظفار .

6. پيوند ميان مردم و مسئولان نظام و احساس همدلي و همراهي مردم با مسئولان که چنين مساله اي براي نخستين بار در طول تاريخ کشورما رخ مي داد چرا که نظام هاي سلطنتي همواره خود را فراتر از مردم مي دانستند و به همين جهت کليه اعضاي سلطنتي به همراه مسئولين کشور سعي مي کردند تا با پناه بردن به کاخ هاي مجلل خود ، به هر ميزان که مي توانند از مردم فاصله بگيرند ، همچنين همين اعتقاد ، مهم ترين منشا اين تصور غلط در نظام شاهنشاهي بود که اساسا مردم حق دخالت در سياست و حکومت ندارند ، با تمام اين احوال با پيروزي انقلاب اسلامي ايران که مردم نقش اصلي و اساسي در پيروزي آن داشتند رهبران انقلاب نه تنها خود را از مردم متمايز نکردند بلکه همچنان همدلي و پيوستگي ميان مردم و مسئولان برقرار ماند به ويژه همدلي ميان مردم و رهبران ارشد نظام که تجلي اين همدلي را مي توان در استقبال از مسئولان عالي نظام به ويژه مقام معظم رهبري در سفرهاي استاني ، مشارکت در مراسم سالگرد بنيانگذار انقلاب اسلامي ، مشارکت ميليوني مردم در نماز جمعه هاي برگزار شده توسط رهبر انقلاب و ... به راحتي مي توان مشاهده کرد که يکي از دلايل آن تداوم ساده زيستي رهبران نظام و نيز تداوم ارتباط با مردم مي باشد که هر چند به دليل مسائل ومشکلات امنيتي اين ارتباطات به صورت محدود مي باشد اما آنچه مهم است اصل اين ارتباط و ارادت متقابل مردم و رهبران نظام مي باشد که عليرغم گذشت بيش از سي و پنج سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان ادامه دارد .

7. تبديل ايران به يک کشور مهم ، تاثير گذار و تعيين کننده در عرصه تحولات بين المللي که اين اهميت و تاثير گذاري نه تنها ادعاي طرفداران نظام جمهوري اسلامي است بلکه در اعترافات گفتاري وعملي قدرتهاي تاثير گذار جهاني نيز مشهود مي باشد ، به عنوان مثال درخواست هاي مکرر آمريکا براي مذاکره پيرامون حل مشکلاتي که با آن در کشورهايي همچون عراق مواجه شده است و يا ترس از تحرکات ايران در قبال تهديد هاي آمريکايي ها بر عليه کشورهاي متحد ايران همچون سوريه که باعث عملي نشدن حمله به اين کشور شد و نيز تلاش هاي مضاعف براي جلوگيري از قدرت يافتن هر چه بيشتر ايران ، همه وهمه حاکي از اعتراف عملي کشورهاي غربي به قدرت مهم وتاثير گذار در منطقه و جهان مي باشد ، علاوه بر اين در اکثر تحولات منطقه اي شاهد نقش آفريني جمهوري اسلامي ايران هستيم به گونه اي که هر تحرکي بدون در نظر گرفتن نقش کشورمان به نتيجه نمي رسد چنانکه در سوريه غربي ها ومتحدان منطقه اي آنها بارها اعلام کردند که حاضر نيستند نقشي براي ايران قائل شوند و نخستين پيشنهادي که که براي حل بحران سوريه اعلام مي کردند برکناري بشار اسد بود اما باگذشت زمان ، شکست اين طرح ها و پيشنهاد ها مشخص شد و امروزه با اذعان غربي ها به اين شکست ، زمزمه هايي مبني بر حل بحران با پذيرش بشار اسد در اين کشور شنيده مي شد . در مجموع مي توان گفت هر تحول و بحراني که در منطقه بدون در نظر گرفتن ايران بخواهد مورد چاره انديشي قرار گيرد بدون نتيجه مي ماند و اين يعني تاثير و قدرت ايران در سطح جهان .

8. چرخش ايران از کشور حامي رژيم صهيونيستي به کشور مدافع آرمان فلسطين و تبديل شدن آن به محور اصلي مقاومت ضد صهيونيستي ، در همين زمينه لازم است اشاره نماييم پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ، شاه ، دولت جعلي رژيم صهيونيستي را به صورت دوفاکتو به رسميت شناخته بود[7]، هر چند در مقام عمل ، اين روابط حتي فراتر از روابط با کشورهايي بود که آن ها را به صورت کامل به رسميت مي شناخت و اين مساله تا جايي پيش رفته بود که يکي از سه مساله اي که رژيم شاه امام خميني را در سال 1342 از صحبت در باره آنها ممنوع کرده بود سخن گفتن در باره رژيم صهيونيستي بود[8] ، همين مواضع در کنار اتهامات تاريخي که در جهان اسلام همواره توسط عناصر تفرقه افکن بر عليه شيعيان مطرح مي شد همچون اتهام همراهي شيعيان با يهود ، باعث شده بود که تصويري غلط از ايران و ايرانيان و به ويژه شيعيان در جهان اسلام نقش بندد ، اما موضع گيري هاي امام خميني (ره) بر عليه اين رژيم و اعلام خط مشي ضد صهيونيستي انقلاب اسلامي و اقداماتي که بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي در تقابل با رژيم صهيونيستي صورت گرفت همچون تعطيلي سفارت رژيم صهيونيستي و تبديل آن به سفارت فلسطين ، خط بطلاني بر اين تصورات غلط کشيد و حتي ايران را تبديل به محور مقاومت نمود به گونه اي که همان سال ها عده زيادي از نيروهاي انقلابي به صورت داوطلب خواستار اعزام به فلسطين بودند که متاسفانه به دليل درگير شدن بخش عظيمي از نيروهاي انقلاب در جريان توطئه تجزيه طلبان و نيز تهاجم صدام به خاک کشورمان ، عملا امکان پشتيباني وسيع تر همچون اعزام نيرو براي آزادي قدس از بين رفت ، هر چند اصل دفاع از آرمان قدس همچنان يکي از اصول مهم انقلاب اسلامي ايران باقي ماند که نشانه آن نيز برگزاري هر ساله راهپيمايي در حمايت از آرمان آزادي قدس عزيز در آخرين جمعه ماه مبارک رمضان و حمايت عملي و معنوي از گروه هاي مقاومت ضد صهيونيستي در فلسطين و لبنان و سوريه مي باشد .

9. علاوه بر آنچه گذشت انقلاب اسلامي دستاوردهاي ديگري هم داشت که به صورت مختصر به آنها اشاره مي کنيم از جمله حفظ تماميت ارضي کشور براي نخستين بار پس از 200 سال که در هر منازعه اي بخشي از خاک کشور جدا مي شد، اجراي برخي اصول مهم بر زمين مانده در دوران مشروطه يعني انطباق قوانين با شرع مقدس اسلام از طريق تشکيل شوراي نگهبان قانون اساسي به منظور نظارت بر قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي ، استقلال سياسي به معناي واقعي کلمه ، تبديل شدن انقلاب اسلامي ايران به عنوان الگوي ملت هاي آزاده جهان و زنده شدن روح اميد در دل ملت هاي مظلوم و مستضعف جهان ، برجسته شدن موضوع وحدت اسلامي و برداشتن گام هاي عملي در راستاي تحقق وحدت اسلامي و ... .

ب دستاوردهاي فرهنگي

1. چرخش در رويکردهاي فرهنگي نظام و حرکت به سوي بازيابي فرهنگ ناب اسلامي به جاي اسير شدن در گرداب فرهنگ منحط غربي قبل از انقلاب که اين دستاورد را نه تنها بايد يکي از عظيم ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران دانست بلکه شايد بتوان آن را کليدي ترين دستاورد انقلاب که با تغيير در آن ، ساير دستاوردها نيز مسير درست خويش را پيدا مي کنند دانست ، چرا که نوع فرهنگ هر جامعه اساس و موتور محرک تحولات آن جامعه و تعيين کننده مسير حرکت آن است و از آنجايي که رژيم شاه با درک اين واقعيت ، تلاش داشت تا با تبديل فرهنگ غني اسلامي و ايراني به فرهنگ منحط غربي، اهداف ومنافع غرب را در ايران پياده نمايد، امام خميني نيز با درک همين موضوع ، تلاش کرد تا با بهره گيري از زير ساخت هاي فرهنگي موجود به تقابل با اين توطئه بپردازد ، بر اين اساس هم انقلاب اسلامي ناشي از زير ساخت هاي فرهنگي موجود در ميان جامعه ايراني همچون فرهنگ جهاد و شهادت و ذلت ناپذيري و ... بود و هم انقلاب اسلامي آغازي بر تحولات عظيم فرهنگي ديگر بود ، تحولاتي که به شکل آرمان در ديدگاه هاي برخاسته از تفکر اسلام ناب محمدي امام خميني (ره) متجلي بود و با پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان آرمان فرهنگي انقلاب مطرح شد ؛ امام راحل (ره) بر اين آرمان محوري همواره پافشاري داشت که هدف اصلي انقلاب ، زنده کردن احکام اسلام و تحقق آن در جامعه است [9]. بر همين اساس در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز برخي اهداف فرهنگي نظام که دولت موظف به تحقق آن شده است به اين صورت ذکر شده است :

ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي؛

بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسايل ديگر ؛

تقويت روح تحقيق و ابتکار ، تامين آزادي هاي سياسي و اجتماعي ، توسعه وتحکيم برادري اسلامي و تعاون عمومي بين مردم .[10]

در اين ميان لازم به تذکر است اگر چه مهم ترين رسالت انقلاب اسلامي ايران ، رسالت فرهنگي است و در اين راستا گام هاي خوبي هم برداشته است اما با توجه به وضعيت موجود و مقايسه آن با آرمان هاي مطلوب ، مسلماً نمي توان وضعيت موجود را وضعيت مطلوب دانست و در اين مسير قطعا گام هاي مهمي باقي مانده است که بايد برداشته شود ، هر چند در همين مسير نيز موانع فراواني همچون تهاجم فرهنگي دشمنان ، ضعف مديريت فرهنگي ، غافل شدن از فرهنگ در پاره اي مواقع و ... وجود دارد که بايد در ارزيابي توفيقات و يا عدم توفيقات فرهنگي انقلاب اسلامي اين موانع را هم در نظر گرفت . بنابراین، در مجموع، روند و حرکت کلی نظام جمهوری اسلامی با توجه به قرار گرفتن ولی فقیه در رأس نظام که وظیفه حفظ جهت گیری کلی نظام و مهندسی نظام را برعهده دارد به سمت تحقق اهداف اسلامی و بر پایی احکام و ارزش های اسلامی می باشد هر چند تا رسیدن به نقطه آرمانی و تحقق نظام اسلامی کامل فاصله زیادی وجود دارد و همانگونه که امام راحل در وصیت نامه الهی سیاسی خودشان خاطر نشان نمودند «اینجانب هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی کنند لکن عرض می کنم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جان فرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می کنند و ملت ده ها میلیونی نیز طرفدار و مدد کار آنان هستند».[11]

مقام معظم رهبری نیز در این باره فرمودند «ما هنوز تا یک جامعه کاملاً اسلامی که نیکبختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تأمین کند و تباهی و کجروی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد فاصله زیادی داریم، این فاصله باید با همت مردم و تلاش مسئولان طی شود».[12]

2. توجه به فرهنگ ديني در کشور در سطح عموم مردم جامعه که هر چند نمي توان آمار دقيقي از اين موضوع ارائه کرد اما مي توان با مشاهده عيني و ميداني به راحتي اين تغيير رويکرد در فرهنگ مردم به سمت فرهنگ ديني را لمس کرد ؛ به عنوان مثال در اين مقطع شاهد پيدايش هزاران هيات مذهبي و حضور گسترده مردم و به ويژه جوانان در برنامه هاي مذهبي از جمله اعتکاف هستيم ، سفر به اماکن مقدس همچون مکه ، عتبات عاليات عراق و سوريه ، مشهد مقدس و ساير اماکن زيارتي ، رشد غير قابل مقايسه اي نسبت به گذشته داشته است و دهها مثال و نمونه ديگر که همگي شاهدي بر توجه هر چه بيشتر مردم به فرهنگ ديني پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي باشد . در اين ميان نقشي که انقلاب اسلامي ايران در اين گرايش به دين و مذهب داشته است اين است که نظام جمهوری اسلامی برآمده از اين انقلاب کوشش نموده تا با فراهم نمودن فضای مناسب جهت گرایش به ارزش ها و دینداری با ترویج و تبلیغ معارف اسلامی از راههای مختلف و با شیوه های گوناگون از جمله رسانه ملی و آموزش و پرورش و آموزش عالی و در کنار آن فعالیت مساجد و پایگاهها و کانون های فرهنگی و حضور روحانیت در سراسر کشور به منظور تبلیغ فرهنگ اسلامی و برنامه هایی همچون دوره های تربیت مربی ، دوره های آموزشی سفیران هدایت و تربیت راهنما ، اجرای طرح اوقات فراغت ، طرح روحانی مستقر، طرح هجرت ، طرح بلاغ ، آینده سازان و تشکیل گروه های تبلیغی جهادی و... زمینه تقویت باورهای دینی را در میان مردم به ویژه نسل جوان فراهم نماید و حضور پرشور مردم به ویژه جوانان در مراسمات مذهبی، هیئت های مذهبی، عزاداری ها و مراسم اعتکاف و احیاء شبهای قدر و... بیانگر روحیه دینداری و دین گرایی جوانان و تأثیرات نظام جمهوری اسلامی در این بخش است و هر چند در جامعه شاهد ریزش هایی در زمینه مسائل دینی و فرهنگی هستیم که عوامل مختلفی موجب آن شده است که به برخي از آنها اشاره شد امّا در کنار این ریزش ها، رویش های قابل توجهی را نیز دراین عرصه به ویژه در میان جوانان شاهد هستیم که قابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی نیست .

3. دستاوردهاي ديگري را هم مي توان به اين دستاوردها اضافه کرد که به صورت مختصر به پاره اي از آنها اشاره مي کنيم : توجه به فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه در مقابل تلاش ها براي اشاعه فرهنگ برهنگي قبل از انقلاب ، اشاعه و ترويج فرهنگ ايثار و جهاد و شهادت ، ترويج ارزش ها از طريق سينما و تلويزيون به جاي ترويج ابتذال فرهنگي قبل از انقلاب ، ساخت آثار فاخر سينمايي با قدرت رقابت جهاني ، گسترش فرهنگ کتاب و کتابخواني در کشور ، تقويت روحيه و فرهنگ خودباوري ، فراهم آمدن زمينه براي تعالي فرهنگ ديني و اشاعه آن به تمام جهان از طريق محوريت ظرفيت عظميي به نام حوزه علميه قم و صدها مدرسه ، پژوهشگاه و موسسه علمي فرهنگي ديگر در نقاط مختلف کشور ، گسترش سطح سواد آموزي و حتي انواع ابداعات در شيوه هاي سواد آموزي (رشد شاخص هاي سواد آموزي) ، جلوگيري از تاراج آثار تمدني کشور توسط بيگانگان و حتي بازگرداندن آثار تاريخي به يغما رفته و ... .

ج - دستاوردهاي علمي

1. کسب رتبه هاي برتر در توليد و رشد علم ، به عنوان مثال در زمينه رشد علمي کشور که معمولا در جهان آن را بر اساس افزايش يا کاهش مقالات علمي منتشره هر کشوري در مجلات بين المللي ISI مي سنجند لازم است گفته شود که ايران قبل از انقلاب فاقد مقالات علمي منشره در مجلات ISI بود . پس از پيروزي انقلاب اسلامي و اتمام جنگ تحميلي رشد علمي ايران آغاز شد و با گذر زمان به اوج خود رسيد . طبق يافته هاي مراکز علم سنجي بين المللي رشد علمي ايران با معيار جهاني تعداد مقالات منتشره ي در مجلات معتبر در فاصله ي بين سال هاي 1375 تا 1387 از 736 مورد به 13238 مورد ارتقا يافته است و طي مدت 12 سال به 18برابر رسيده است . يعني نرخ رشد توليد علم در ايران 11 برابر از ميانگين جهاني بالاتر است و ايران سريعترين رشد علمي را در بين کشورهاي جهان دارد .

2. بخش ديگري از دستاوردهاي علمي نيز به صورت مختصر عبارتند از : پيشرفت در فناوري هاي هوافضا ، پيشرفت در فناوري ليزر ، ساخت انواع داروهاي ضد سرطان ، سلول درماني ، صنايع نفت ، گاز ، پتروشيمي و صنايع وابسته ، نانوتکنولوژي ، شبيه سازي ، پيشرفت هاي روباتيک ، پزشکي هسته اي ، فناوري هسته اي و صنايع مرتبط ، پيشرفت در درمان ناباروري ، فناوري هاي مرتبط با ماهواره و نيز فناوريهاي مرتبط با گيرنده ها و فرستنده هاي تلويزيوني ، صنعت خودرو ، توسعه کمي و کيفي دانشگاه ها و مجامع علمي به ويژه در زمينه تحصيلات تکميلي ، پيشرفت در زمينه ساخت دستگاه هاي مخابراتي ، خودکفايي در توليد انواع سرم ، انجام جراحي هاي مهم و پيچيده ، کسب رتبه هاي برتر المپيادهاي علمي توسط دانش آموزان و دانشجويان ايراني ، فراهم شدن زمينه براي فعاليت هزاران پژوهشکده و مرکز علمي ديگر با هدف ارتقاي رشد علمي کشور و ... .

شايان ذکر است ويژگي مهم اين پيشرفت ها اين است که در سايه تحريم و انواع فشار از جانب دشمنان و با همت جواناني که اکثر آنها سنيني بين 25 تا 35 سال دارند يعني نسل سوم انقلاب حاصل شده است که ارزش اين پيشرفت ها را مضاعف مي سازد .

د دستاوردهاي اجتماعي

1. تلاش براي تحقق عدالت واقعي به جاي عدالت ادعايي بر مبناي نگرش اسلامي به مقوله عدالت ، بر اين اساس در نظام جمهوري اسلامي عدالت نه همچون ديدگاه هاي ليبرال ، ناديده گرفته مي شود و نه همچون ديدگاه هاي چپ گرايانه و ماکسيستي به صورت غلط مورد استفاده قرار مي گيرد بلکه عدالتي که در اين جامعه مطرح مي شود با در نظر گرفتن مباني ديني و به دور از هر گونه التقاطي مي باشد ، همچنين بر اساس نگرش ديني به عدالت همگان حتي رهبري به لحاظ شهروندي و حقوق اجتماعي با ساير افراد جامعه در برابر قانون مساوي هستند[13] و هيچ گونه تبعيضي پذيرفتني نيست .

2. تلاش براي مبارزه با مفاسد و اجراي عدالت اجتماعي و عدالت قضايي ، در اين زمينه لازم است بگوييم اصل وقوع تخلف حتي در نظام اسلامي به دليل غير معصوم بودن کارگزاران طبيعي است ، بااين حال نکته مهمي که وجود دارد اين است که خوشبختانه در اين نظام تمام مسئولان ارشد نظام و اکثر مسئولان مياني ، افراد پاکدستي هستند که از بسياري از اتهاماتي که گفته مي شود مبرا هستند و اگر خلاف اين بود قطعا دشمنان نظام ، بيشترين سوء استفاده را در انتساب مفاسد به اين نظام مي کردند . از طرفي ديگر در صورتي که فساد و لغزشي از سوي يکي از مسئولان و منتسبان به نظام اسلامي رخ دهد ، خود نظام جمهوري اسلامي به عنوان مدعي پرونده وارد شده و با آن مقابله مي کند کما اينکه در جريان دستگيري يکي از جنجالي ترين مفسدان اقتصادي که تلاش مي کرد تا با دادن انواع رشوه ها ، مسئولان نظام را با برنامه هاي خود همراه کند چنين اتفاقي افتاد و وي با هوشياري دفتر رهبري به دام افتاد و يا در مورد ساير مسئولان مياني و حتي صاحب نامي که دچار مفاسدي شده بودند نيز شاهد قاطعيت نظام و اجراي محاکمه عادلانه بوده ايم ، البته ممکن است در مواردي نيز کم کاري ها و يا حتي کوتاهي هايي صورت گرفته باشد اما چنين کوتاهي هايي را نبايد به عنوان روند جاري نظام در مقابله با مفاسد دانست .

دراين ميان نکته جالب توجه اينجاست که اين موضوع در مورد نظام شاهنشاهي کاملا بالعکس است و در آن نظام ، هر کسي که به نوعي در رديف مدير يا مسئول مملکتي بود و يا به نوعي با خاندان پهلوي ارتباط داشت ، وارد جريان فساد اقتصادي و چپاول و غارت بيت المال مي شد .

يکي ازمحققان در اين زمينه چنين مي نويسد [14]:

محمدرضا پهلوي از همان روزي که به حکومت رسيد به فکر ثروت‌اندوزي افتاد. پس از آن که قيمت نفت به شکل سرسام‌آوري بالا رفت، شاه به بهانه‌هاي مختلف هر روز بر ثروت ، املاک و کاخ هاي خود و اطرافيانش در داخل و خارج مي افزود. او در سال 1337 براي عادي جلوه دادن فعاليت‌هاي اقتصادي به پيشنهاد علم، سازماني اقتصادي را تحت عنوان «بنياد پهلوي» تأسيس کرد. اين بنياد با استفاده از موقعيت و اقدامات غيرقانوني خود نظير کازينوهاي قماربازي و کاباره‌ها، رانت‌خواري و استفاده‌هاي انحصاري از امکانات، معاملات، صنايع و وامها ، مواد مخدر ، قاچاق عتيقه و... منابع مالي سرشاري را عايد خانواده پهلوي نمود.[15] مطبوعات آمريکايي اموال و دارايي شاه را تا 35 ميليارد دلار برآورد کرده‌اند.اشرف پهلوي نيز توانست از راههاي غيرقانوني و سوء استفاده از موقعيتش يکي از «ثروتمندترين افراد خاندان پهلوي و از سرمايه‌داران بزرگ جهان» شود و اکنون نيز در نيويورک، پاريس، رم، مونت‌کارلو و چند نقطه مصفاي ديگر جهان هم اقامتگاههاي مجلل و باشکوه دارد.»[16] از سوي ديگر شاه و دربارش با مسافرتهاي پرخرج به داخل و خارج از کشور هزينه‌هاي سرسام‌آوري را به بودجه کشور تحميل مي‌کردند. در سال 1348 که درآمد عمومي ايران حدود يک ميليارد دلار بوده است شاه دويست هزار دلار خرج يک مسافرت به آمريکا نمود . و با گران شدن نفت در دهه پنجاه، هزينه اين مسافرتها به دهها برابر افزايش يافت. به عنوان نمونه در يک سفر اشرف پهلوي به آمريکا در سال 1356 ، نيم ميليون دلار هزينه به بيت‌المال تحميل شد.[17] افزون بر اين شاه و درباريان او با دست و دل‌بازي بي‌حد حصر خود بيت‌المال را به کساني مي‌بخشيدند که هرگز سزاوار نبودند. از پادشاهان سرنگون شده افغانستان، يونان، آلباني و بلغارستان وهمسرانشان گرفته[18] تا مقامات آمريکايي و اروپايي و بالآخره نديمه ها ، معشوقه هاي شاه و درباريان و اين دست و دلبازيها زماني است که اکثر روستاهاي ايران از آب آشاميدني بهداشتي و برق و راه محروم بودند و در حاشيه تهران حلبي‌آباد روئيده بود. جشن هاي 2500ساله شاهنشاهي كه بيش از سيصد ميليون دلار هزينه دربر داشت‌ و با ولخرجي‌ها و اتلاف بي حد و حصر سرمايه‌هاي ملي کشورمان انجام شد ، درحالي بود كه متجاوز از نيمي از جمعيت كشور در روستاها و حومه شهرهاي بزرگ در فقر و فلاكت و تنگدستي به سر مي‌بردند و در اكثر شهرها و روستاهاي كشور، اثري از وسايل اوليه و مقدماتي رفاه عمومي و حداقل امتيازات زندگي ساده براي عامه مردم وجود نداشت‌.[19]

3. تلاش براي رفع معضلاتي همچون پديده زشت حلبي آباد ها و نيز اقدامات فراوان براي ارائه امکانات اجتماعي و خدماتي به تمام مردم ايران به صورت يکسان و البته به تناسب خدمات و امکانات که در اين زمينه هر چند با توجه به محدوديت منابع و امکانات هنوز نمي توان همه مردم را به صورت يکسان برخوردار ديد ، اما در عين حال گام هاي خوبي در اين زمينه برداشته شده است به گونه اي که امروزه ديگر اينگونه نيست که تنها مناطق خاص شهرهاي بزرگ از امکانات اجتماعي و رفاهي برخوردارشده و ساير بخش هاي کشور ، حتي در شهرهاي بزرگ از اين امکانات محروم بمانند و حتي اگر در اين مسير محروميت هايي وجود داشته باشد به برکت نهادهاي انقلابي همچون جهاد سازندگي (که چند سالي است به نام جهاد کشاورزي مشهور شده است) ، بنياد مسکن ، کميته امداد امام خميني ره ، بنياد برکت ، قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء و ... اين محروميت ها در حال رفع شدن است و انشاء الله روزي برسد که همه کشور ، از دور افتاده ترين روستاها تا مرفه نشين ترين مناطق شهرهاي بزرگ از امکاناتي يکسان برخوردار باشند ، در اين ميان يکي ديگر از دغدغه هاي نظام اسلامي و به ويژه رهبران انقلاب در يکسان سازي بهره مندي مردم و حل بسياري از مشکلات آنان ، عبارت بود از موضوع مهم مسکن که مي توان گفت بار اصلي هزينه هاي خانوار را به خود اختصاص داده و نبود آن ، خود زمينه ساز دهها مشکل و معضل ديگر مي گردد که براي حل چنين معضلي از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ، با طرح هايي همچون اعلام حساب 100 امام و ايجاد بنياد مسکن ، گام هاي خوبي براي خانه دار شدن محرومينن در مرحله اول و سپس تمام ايرانيان برداشته شد ، با تمام اين احوال به دليل نياز به اقدامات اساسي تر در اين زمينه که بتواند علاوه بر محرومين و مستضعفين مشکل مسکن همه مردم را حل نمايد طرح هاي خوبي اجرا شد که موفق ترين آنها بي شک اجراي مسکن مهر بود که طي آن ، دولت با قرار دادن زمين رايگان در اختيار مردم در کنار تسهيلات بانکي ارزان ، راه خانه دار شدن مردم را آسان کرده است .

4. برخي از دستاوردهاي ديگر اين بخش به صورت خلاصه عبارتند از محروميت زدايي ازجامعه در کنار امداد رساني به محرومان و مستضعفان ، پيشرفت درجايگاه زنان در جامعه و به ويژه تحول در نگاه ابزاري نسبت به نقش زن در جامعه و پيدا کردن جايگاه ممتاز ، سازنده ، فعال و اثر گذار با حفظ کرامت و شخصيت انساني ، ارتقاي سطح امنيت اجتماعي شهروندان و ... .

ه دستاوردهاي اقتصادي

1. تحول در ساختارهاي اقتصادي کشور و تلاش براي حرکت به سمت اقتصادي پيشرفته و در عين حال اسلامي در کنار تحول در نظام بانکي و آغاز حرکت ها در مسير تحقق بانکداري اسلامي که در اين مسير قوانين مختلفي تحت عنوان بانکداري اسلامي به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است که هر چند گاه در مقام قانونگذاري نواقصي در آن ديده مي شود وگاه در مقام اجرا به خوبي عملياتي نشده و همچنان شاهد مشکلاتي در اين حوزه ها هستيم ، اما اصل آغاز حرکت ، گامي مقدس و قابل تقدير است که با پيگيري هاي مقام معظم رهبري و از جمله تدوين سياست هاي کلان در اين بخش ها و اهتمام مسئولان عاليرتبه نظام ، مي توان افق هاي خوبي را ترسيم نموده و در نهايت به يک الگو براي جايگزيني به جاي اقتصاد هاي رو به زوال آلوده به رباي جهاني ارائه دهد.

2. فراهم کردن بسترهاي توسعه اقتصادي همچون توسعه غير قابل مقايسه در بخش راه و حمل و نقل جاده اي و ريلي و موضوعات مرتبط مثل تونل سازي و ... و پيشرفت هاي شگرف در اين زمينه و نيز سد سازي و مهار آب هاي سطحي و دهها بستر سازي ديگر که زمينه رشد اقتصادي مردم و کل کشور را فراهم مي سازد.

3. افزايش نسبي سطح اقتصادي و معيشتي مردم که چنين مساله اي ، هم از طريق مشاهدات عيني در سطح جامعه قابل اثبات است و هم آمارهاي جهاني آن را تاييد مي کند به عنوان مثال بر اساس آمار بانك جهاني، 46 درصد مردم ايران در سال 1356 زير خط فقر بودند؛ اما اين رقم در سال 1378 به 16 درصد كاهش يافته يعني بيش از 8/2 برابر وضعيت رفاه جامعه بهتر شده است[20] و در 15 سال اخير نيز قطعا اين وضعيت بهبودي بيشتري داشته است ، چنانکه در يکي از آخرين گزارش هاي بانک مرکزي اين رقم به 0.7 درصد کاهش يافته است[21] ، هر چند در زمينه شاخص هاي رفاه لازم است اين نکته نيز تذکر داده شود که هر چند وضعيت اقتصادي مردم افزايش چشمگيري نموده است اما به دلايل متعدد از جمله افزايش سطح انتظارات ، تغييرات در سبک زندگي ، نوسانات منفي در اوضاع اقتصادي کشور به ويژه در سال هاي اخير و ... ممکن است سطح رضايتمندي عمومي از اوضاع اقتصادي به اندازه ارتقاي شاخص آمارهاي رفاهي نباشد ، با اين حال چنين مسائلي هرگز به معناي پايين بودن سطح معيشت مردم به ويژه در مقايسه با دوران پيش از انقلاب اسلامي نمي باشد .

4. تحولات عمده در منابع در آمدي کشور که آن را از يک کشور تک محصولي متکي به منابع نفتي به کشوري تبديل کرده است که توانسته است منابع مالي متعددي براي درآمدهاي خويش فراهم نمايد و به اين ترتيب به تدريج از شر وابستگي هر چه بيشتر به منابع نفتي که تبعات فراوان سياسي و اقتصادي به همراه دارد بکاهد ، به گونه اي که در بودجه سال 94 اعلام شده است که اتکاء بودجه به نفت کمتر از 30 درصد خواهد بود[22].

5. و ... .

در پايان بار ديگر متذکر مي شويم که آنچه گفته شد تنها اندکی از دستاوردهاي عظيم انقلاب اسلامي در حوزه هاي سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي بوده و علاوه بر اين دستاوردهاي فراواني در همين حوزه ها و نيز حوزه هاي ديگر همچون حوزه هاي نظامي ، اطلاعاتي- امنيتي ، ورزشي و ... وجود دارد که تحقيق پيرامون همه آنها مستلزم تدوين چندين جلد کتاب مي باشد .

سيدروح الله لطيفي/مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات حوزه علميه قم



[1] صحيفه امام ، جلد 1 ، ص 178

[2] بيانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه ، 20/7/1390

[3] بيانات در ديدار با کارگزاران نظام ، 13/11/1370

[4] رک : بند 6 اصل 2 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .

[5] اصل 3 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .

[6] پهلوي، محمدرضا؛ پاسخ به تاريخ، ترجمه­ی حسين ترابيان، تهران، بي‌نا، 1371، چاپ اول، ص 266 ، نقل از محمدعلي زندي ، ايران ژاندارم منطقه ، سايت پژوهشکده باقر العلوم ع .

[7] غلامرضا علی بابایی، تاریخ سیاست خارجی ایران، تهران، انتشارات دوسا، 1375، ص 155

[8] سيد جلال الدين مدني ، تاريخ سياسي معاصر ايران ، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، ج 2 ، ص 50

[9] روح الله موسوي خميني ، آئين انقلاب اسلامي ، سخنان برگزيده ، ص 432 ، نقل از فرهنگ ، جامعه ، انقلاب ، مجموعه مقالات ، کانون انديشه جوان ، ص 141

[10] اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .

[11] امام خمینی، وصیت نامه الهی ـ سیاسی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1380ش، ص22.

[12] حدیث ولایت، ج4، ص252 و 253.

[13] رک : اصل 107 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

[14] وضعيت سياسي كشور قبل از انقلاب ، عليرضا محمدي ، نشريه الکترونيکي پرسمان ، ش 16

[15] براي آگاهي بيشتر از اموال بنياد پهلوي مراجعه کنيد به گراهام، رابرت؛ ايران سراب قدرت، ترجمه فيروزه فيروزنيا، کتاب تهران 1358، صص 208-204.

[16] رک:روح‌الله حسينيان ، فساد دربار ، سقوط

[17] همان

[18] اميراسدالله علم، گفت و گوهاي من با شاه، خاطرات محرمانه اميراسدالله علم، تهران : طرح نو، 1371، ص 770

[19] ر. ک : جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي ، موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

[20] درآمدي بر کارنامه انقلاب ، ماهنامه زمانه ، محمد رضا مرندي ، شماره 17 ، بهمن 1382 ، به نقل از سايت باشگاه انديشه ، http://www.bashgah.net/fa/content/show/6188

[21] روزنامه دنياي اقتصاد ، 21/11/1392 ، نقل از سايت روزنامه ، http://www.donya-e-eqtesad.com/news/784545/

[22] رک : خبرگزاري فارس ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931103000606


نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها